صالحه


نرگس
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان
دختر والدین برای ۳۰ سال
همسر ۱۳ ساله
مادر × ۳
سطح ۲ گرایش فلسفه از جامعه الزهرا
کارشناسی ارشد معارف انقلاب اسلامی از دانشگاه تهران

بایگانی
نویسندگان

تمرکز برای پیگیری اهداف

شنبه, ۲۵ اسفند ۱۴۰۳، ۰۸:۱۱ ب.ظ
مطلب قبلی رو نمی‌خواستم منتشر کنم و گذاشته بودم برای بعد از این مطلب‌ که اشتباها منتشر شد. دوست داشتید اونم بخونید.

یک مطلب نوشتم که چطور تونستم دوران تحصیل رو با وجود بچه‌داری و فشار زیاد و اتفاقات گوناگون پشت سر بذارم و گفتم راه حل، برنامه‌ریزی نیست. تمرکز هست. 
اول برای اینکه بدونید منظور من از تمرکز چیه؛ یک مطلب براتون پیدا کردم. کلیک کنید. حتما بخونیدش. 
به صورت خلاصه، منظور من از تمرکز به جای برنامه ریزی، استفاده از قدرت تمرکز + استمرار هست.
یک سری نکات به طور خلاصه در خصوص این روش می‌نویسم.
1. این روش مناسب چه کسانی هست؟ در درجه اول، مادرها. در درجه دوم کسانی که تا به حال در زندگی شون نتونستند یک هدف مهم و اساسی رو دنبال کنند و اون رو به طور کامل به اتمام برسونند. مثلا دوره لیسانس شون رو نیمه کاره رها کردند. مثلا دوره نویسندگی شرکت کردند و با وجود اینکه دوست داشتند تمومش کنند، اما با اهمال و تنبلی، تمریناتشون رو انجام ندادند و رها کردند. یا اینکه یک دوره آموزشی خریدند و هنوز فایل هاش رو گوش ندادند و هیچ تمرینی رو انجام ندادند.
چرا بیشتر مناسب مادرهاست؟ چون مادرها معمولا مجبور هستند قبل از هرچیز به انجام کارهای خونه، رسیدگی به بچه ها و ... فکر کنند و اون ها رو مدیریت کنند.
2. تمرکز اینجا یعنی چی؟ لزوما به معنیِ تمرکز داشتن حینِ انجامِ اون کار نیست. مثلا ممکنه شما سه چهار تا بچه قد و نیم قد داشته باشید و کارِ عمده و اساسی تون، مانوس شدن با دیوان حافظ باشه. شما ممکنه حینِ آشپزی هم شعر حافظ بخونید. ممکنه حینِ جارو زدنِ خونه هم شعر حافظ بخونید و یا بهشون فکر کنید. 
3. تمرکز برای پیگیری اهداف یعنی چی؟ یعنی شما در شبانه روز، یک کارِ عمده و اساسی داشته باشید که کنار همه ی کارهای معمولی تون، باید براش وقت پیدا کنید و انجامش بدید. مثلا اگر کسی داره قرآن حفظ می کنه، دیگه نمی تونه کنارش فعالیت فکریِ شدید مثل شرکت در دوره دکتری دانشگاه رو دنبال کنه. باید یکی شون رو انتخاب کنه. یا به مرور محفوظاتش اکتفا کنه و دکتری بخونه یا حفظ قرآن رو دنبال کنه و به مطالعه سبک برای آمادگی دکتری بپردازه. 
اما نکته اینجاست که شاید یک آدمِ عادی بتونه این دو تا کار رو انجام بده، اما یک مادر با چند تا بچه، حتی شاید همین برنامه سبک رو هم نتونه انجام بده. پس تمرکز برای برنامه ریزی، اینجا حکم می کنه که بین این دو تا یکی رو انتخاب کنه.
4. اگر مثلا ساعت 8 تا 9 صبح یا شب روزهای زوج، کلاس ورزش حضوری شرکت می کنید و این رو ترک نمی کنید، این کار شاملِ قضیه تمرکز نمیشه. یعنی لازم نیست حذفش کنید. وقتی کاری عادت شده، یا اینکه مثلا فعالیت بدنی + فعالیت فکری رو انتخاب کردید، هیچ لازم نیست که یکی رو حذف کنید.
اما در مورد مادرها، باز هم چون فعالیت جسمانی زیادی به خاطر بچه داری و خانه داری دارند، باز هم ممکنه مجبور باشند بین ورزش و شغل یا ورزش و درس، یکی رو انتخاب کنند. تا چه زمانی؟ تا زمانی که بدنشون کشش پیدا کنه برای ورزش.
5. وقتی می خواهید یک هدف رو دنبال کنید، یکی از کارهای مهم تون این باشه که فضای مجازی رو به شدت محدود کنید. من یک دوست خیلی مذهبی دارم، دو تا بچه کوچیک داره و داره دکتری ریاضیات می خونه. چند هفته پیش، اومدند منزلِ ما. مادرم اینا هم بودند. مادرم داشت به مناسبت شهادت سید حسن نصرالله گریزی زد به ماجرای پیجرها. دوستِ من، اصلا نمی دونست که ماجرای پیجرها چی چی هست! من اصلا باورم نمی شد. اما خب، دوستِ من فضای مجازی رو کاملا محدود کرده و هر روز دو ساعت صبح ها برنامه نویسی C++ کار می کنه و روی حیطه تخصصی خودش کار می کنه. شاید الان کمی جالب نباشه که از این چیزا کاملا بی خبر هست، اما الان وقتش رو روی اخبار نمیذاره چون باید بین رسیدگی به فرزندان یا درس خوندن و چک کردن مجازی، انتخاب کنه! و اون بهترین کار رو کرده: حذفِ مجازی.
6. نکته قبلی رو به شدت جدی بگیرید. عوامل حواسپرتی رو حذف کنید. مخصوصا اینستاگرام. مخصوصا پیامرسان های وقت گیر. در فضای مجازی، یک پیام رسان رو انتخاب کنید. گروه ها و کانال های بی فایده رو حذف کنید. یک کانال شخصی بسازید و آدرس کانال های مفید رو در اونجا ذخیره و اصل شون رو حذف کنید. تلفن ها و تماس های غیر ضروری رو حذف کنید. بعضی ها تماس می گیرند و یا وقت و بی وقت به منزل آدم میان و رها نمی کنند. اینا رو با نشان دادن عدم تمایل و بی حوصلگی به طرف مقابل، کم کنید. ذوق و شوق نشون ندید که دیگه ول کنند و برن.
7. راهکارهای جایگزین رو پیدا کنید ولی فقط از اون ها استفاده نکنید. مثلا کتاب فیزیکی رو کامل حذف نکنید و بگید به جاش فقط کتاب صوتی یا کتاب الکترونیک می خونم. گاهی این، گاهی اون، بهتره... ارتباط تون رو با کتاب فیزیکی هیچ وقت قطع نکنید. یا مثلا اگر به دوره قرآن نمی رسید هیچ جوره، لااقل صوت قرآن رو در زمان هایی که می تونید گوش بدید ولی بقیه روش های دوره رو حذف نکنید. 
8. جسارت به خرج بدید. گاهی می ترسیم مثلا لب تاپ بیاریم جلوی دست، مبادا بچه خرابش کنه. نه! بیارید و مواظبت کنید. من از یک مادر سه فرزندی شنیدم که لب تاپش که ابزار کارش بوده رو، می ذاشته روی پیشخون آشپزخونه و دو بار هم بچه ها لب تاپش رو به فنا داده بودند و اون زمان با سومین لب تاپش کار می کرد! عیبی نداره. برای هدفتون هزینه بدید. مثلا من خودم برای دوره های آموزشی پول دادم. گاهی هم فایل ها رو گوش ندادم ولی بهتر از اینه که یه گوشه بشینید و هیچ کاری نکنید.
9. حمایت گرفتن ها رو مدیریت و کانالیزه کنید که بهترین بهره ها رو ازش ببرید. مثلا مثل من نباشید که برید خونه مامانتون اما خودتون هم اونجا برید و بدون تمرکز از صبح تا شب بمونید و هیچ کاری رو جلو نبرید. بعدش هم خونه نامرتب رو تحویل مامانتون بدید و ایشون رو خسته کنید. 
به جاش دو ساعت بچه ها رو بذارید اونجا، اما یک ساعت در خانه با تمرکز کار کنید و بعدش برید سراغ بچه ها و برشون دارید و تمام. هم شما راضی، هم مامان راضی.
10. روزی یک ساعت، دو ساعت کار کردن، بهتر از اینه که منتظر یک روز خاص بمونید که در اون شش ساعت کار کنید. اصلا به درد نمی خوره. شما باید در همه ی 24 ساعت های یک هفته؛ با اون کارِ اساسی در ارتباط بمونید. مخصوصا کارِ علمی و فکری. نباید فترت ایجاد بشه. مگر کارهایی که استمرارِ روزانه در اون ها شرط موفقیت نیست.
11. از همون اول مشخص کنید که قراره در هر کدوم از نقش هاتون چطور عمل کنید. دختری، خواهری، همسری، مادری، خانه داری و نقش اجتماعی . مثلا من از وزنِ خانه داری خودم کم کردم و به وزنِ نقشِ اجتماعی خودم اضافه کردم. حالا اینجا یک نکته داره. از کدوم نقش می خواهید کم کنید؟ اگر زنی هستید که خونه تون اندازه یک بلاگرِ هوم سوییت زلم زیمبو داره، خب دیوانه میشید دور از جونتون. پس سبک زندگی رو هم باید این وسط مدیریت و تنظیم کنید. مثلا اگر یک خانواده گرم و صمیمی دارید، نمی تونید همون بِ بسم الله به بقیه بگید که دیگه نمی تونید مهمونی های فامیلی رو بیایید چون یک کار دیگه ای دارید.
12. مطلب قبلی که در مورد همسران و الگوی خانواده نوشتم، اینجا خودش رو نشون میده. چقدر با همسرتون همدل و همراه هستید؟ چقدر ایشون شما رو درک می کنه؟ چقدر آرزوها و امیال و مطلوبیت ها و استعدادهای شما رو درک می کنه؟ 
از نظر من، بهترین حالت اینه که زن و شوهر با همدیگه هم جهان بشن. مثلا همسرِ من میگه: من وظیفه خودم می دونم که بهت کمک کنم که بتونی نقش اجتماعی و حضور اجتماعی موثری داشته باشی. یا کلا نگاهش اینه که خانوادگی فدای انقلاب اسلامی بشیم. حالا تصورش رو بکنید که یک زن، یک سری تمایلات داره و مرد یک تمایلات دیگه ای... شرق و غرب...
اگر تفاوت زیاد باشه و دو طرف سعی نکنند که واقعا با همدیگه هم جهان و هم ذهن بشن، دو حالت داره: یا مرد تفوق پیدا می کنه یا زن. یعنی بسته به میزان ملایمت نشان دادن یکی از طرفین و سرسختی نشون دادن طرف دیگه، جهت گیری خانواده به سمت یکی از شرق یا غرب میره. اینجاست که باید گفت دوران مردسالاری و زن سالاری هنوزم تموم نشده :)

این دوازده تا نکته فعلا تقدیم شما. اگر سوال دیگری هست یا دوست دارید ناظر به یک سری فعالیت خاص در موردش صحبت کنیم، خیلی هم عالیه که پیام بذارید. من که خیلی استقبال می کنم :)
موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۳/۱۲/۲۵
نـــرگــــس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">