صالحه


نرگس
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان
دختر والدین برای ۳۰ سال
همسر ۱۳ ساله
مادر × ۳
سطح ۲ گرایش فلسفه از جامعه الزهرا
کارشناسی ارشد معارف انقلاب اسلامی از دانشگاه تهران

بایگانی
نویسندگان

معاشرت با آدم‌ها

سه شنبه, ۵ شهریور ۱۴۰۴، ۰۱:۴۲ ق.ظ

معاشرت و گفت و شنود با آدم‌ها برای من از سه حالت خارج نیست.

یک: بعضی‌ها انگار خمیر افکارشون بریده بریده است. موضوعات و دلمشغولی‌هاشون پراکنده است. آخرِ معاشرت با این آدم‌ها فقط برام خستگی می‌مونه و حتی از این معاشرت‌ها فراری‌ام.
دو: بعضی‌ها خمیر افکارشون آماده و لطیف هست. آدم دوست داره باهاشون حرف بزنه. هم اونا لذت می‌برند و هم خودش.
سه: بعضی‌ها افکارشون فرم گرفته است. به شکل‌های زیبایی هم دراومده. آدم دلش می‌خواد سکوت کنه، فقط اونا براش حرف بزنند...

معاشرت با آدم‌ها، برای شما چه شکلیه؟

موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۴/۰۶/۰۵
نـــرگــــس

نظرات  (۶)

راستش برای من معاشرت با آدمها بر اساس فکرشون نیست خیلی، 

بر اساس احساس شونه

واکنشی که نشون میدن...

۱- آدمهایی که حالت رو درک نمیکنن ، فقط قضاوت میکنند

۲- آدمهایی که باهات همدلی میکنن حتی اگه باهات مخالف باشن یا تفاوت داشته باشن

 

فکر کنم این تفاوت نظر، به رشته تحصیلی مربوط باشه :) فرق فلسفه و روانشناسی ی جایی خودشو نشون میده :) 

پاسخ:
خیلی تفاوت مهمی هست...
یه مدت طولانی‌ای بود، من می‌خواستم یه مطلب بنویسم در مورد آدم‌هایی که هیچ دوست صمیمی‌ای ندارند. و بگم از نظر من، این آدم‌ها مشکل دارند!
بعد جالبه که وقتی رفتم پیش روانشناس، ایشون می‌خواست به زور به من اثبات کنه که من دوست صمیمی ندارم (و در نتیجه بگه من مشکل دارم!) ولی من دوست صمیمی زیاد دارم و انقدر تعدادشون زیاده که فقط می‌تونم بگم دوستِ فوقِ صمیمی‌ام نسیم هست (که توی وبلاگ زیاد ازش نوشتم)
و یکی از خصوصیات آدم‌هایی که دوست صمیمی ندارند رو همین می‌دونم که بلد نیستند درک کنند، همدلی کنند... یا چند دقیقه توی صحبت‌هات غرق بشن و از دنیای خودشون خارج بشن... اینا یه نوع "درخود ماندگی" دارند. در خودمانده‌ی مفاهیم و دغدغه‌ها و دلمشغولی‌های دنیای خودشون. در خود مانده‌ی پارادایم و گفتمان زندگی خودشون... پس چون در خود مانده هستند، توانایی فهم جهان‌های دیگه و دنیای متفاوت از خودشون رو ندارند... برای همین قضاوت می‌کنند.
اونی که این ضعف‌ها رو نداره، میتونه درک کنه و بفهمه و حتی همدلی کنه حتی اگر با دنیای دیگری سنخیت کامل نداشته باشه...

سلام

برای من دو دسته هستند

دسته اول انسانهایی که من انتخابشون میکنم...

دسته دوم انسانهایی که خدا برام انتخابشون کرده...

(البته شاید این تقسیم بندی برای شکل گیری بحث باشه و در واقع یک تقسیم واقعی نباشه)

از دسته اول انرژی میگیرم

با دسته ی دوم اگر مواجهه درست داشته باشم تعالی میگیرم...

البته توی دسته دوم هم زیادن افرادی که ازشون انرژی هم میگیرم...

ولی تاثیری که دسته دوم توی رشد و تعالیم دارن، دسته ی اول ندارن...

 

سوال سختی پرسیدید

چون میتونستم از زوایای دیگه ای توضیح بدم... مثل همین زاویه ای که خودتون نگاه کردین...

اما صلاح رو در همین دیدم...

 

پاسخ:
سلام علیکم.
یه جور دیگه بگم تقسیم‌بندی‌تون رو؟
دسته اول: آدم‌هایی که انتخاب شما هستند
دسته دوم: آدم‌هایی که لزوما انتخاب شما نیستند
(اینجوری هر دو دسته خارج از اراده خدا نیست (البته در ظاهر متن! چون شما هم اشاره داشتید که تقسیم بندی واقعی نیست))

برای من دسته اول همون دسته دوم و سوم تقسیم‌بندی خودم هستند.
و دسته اول، آدم‌هایی که مدام از چالش‌هام باهاشون در این وبلاگ نوشتم.
و البته خیلی از افراد دیگه که انقدر خمیرِ افکارشون پراکنده بوده؛ حتی به خودم زحمت نوشتن در وبلاگ از تعامل باهاشون رو ندادم.

دلم می‌خواست بقیه هم خیلی شهودی به قضیه نگاه کنند. یه تقسیم خیلی شسته رفته لازم نبود. مثلا همین که شما نوشتید خیلی خوب بود.
خیلی ممنون 

درسته

شما خوب اصلاحش کردید

الان واقعی شد

 

اگر توی تعامل با دسته اول هم خدا رو در نظر بگیریم، همون رشدی رو برامون میاره که در دسته ی دوم نصیبمون میشه...

 

ان شا الله بقیه هم میان و میگن

پاسخ:
من اکثر اوقات فکر می‌کنم خدا لطف کرده بهم که دسته دوم رو سر راهم گذاشته تا سختی تعامل با دسته اول رو بتونم تحمل کنم.

البته اگر غیبت دسته اول رو پیش دسته دومی‌ها نکنم تا تباه بشم.

با آدم های زیادی معاشرت دارم اما با ادم های خیلی کمی طولانی گفت و گو میکنم

اما با این چند دسته اصلا نمی تونم بیشتر از 5 کلمه حرف بزنم:

- دو رو و سخن چین

- به شدت خشک و یخ

- مهر طلب و نمایشی

پاسخ:
خب کاش در مورد اونایی که باهاشون طولانی صحبت می‌کنید هم می‌گفتید... :)
شناختن اونا هم جذابه...

آدم‌های سخن‌چین که معاشرت باهاشون ترسناکه!
دسته دوم هم خودشون دارن میگن با ما تعامل نکنید.
اما دسته سومی که نوشتید... اینا به شدت آسیب می‌زنند به آدم‌هایی که باهاشون معاشرت می‌کنند. اصلا ملاحظه هیچ چیزی رو نمی‌کنند. 
بدترین تعاملاک من هم مربوط به دسته اول و سومی هست که اینجا نوشتید. 

ممنونم. قشنگ بود پیامتون.

سلام وقت بخیر

چرا فکر می‌کنید افرادی که دوست صمیمی ندارن مشکل دارن؟؟

شاید یکی باشه مثل من که با بقیه همدلی بالایی هم دارم و دوستان زیادی داشتم اما ارتباطم با دوستام به دلایل مختلف مثل بچه دار شدنشون یا رفتن به شهر دیگه یا چیزهای دیگه کمرنگ شده. 

ممنون میشم راحت برچسب نزنین. چون با وجود اینکه مطالب وبلاگ رو دنبال میکنم اما این نظر یکم ناراحتم کرد

پاسخ:
سلام. وقت شما هم به خیر.
ممنونم که خواننده مطالب هستید :)
خب در مورد اون مطلب دوست صمیمی نداشتن، من اون رو در کامنت نوشتم و خیلی هم سرسری. آمادگی این رو نداشتم که بحث چالشی در موردش بکنم. برای همین می‌تونید نادیده‌اش بگیرید.
ولی این فکرِ من نیست اصلا! روایت داریم در موردش. 

امام على علیه السلام : ناتوان ترین مردم ، کسى است که از به دست آوردن برادران ، ناتوان باشد و ناتوان تر از او ، کسى است که برادرى را که به دست آورده است ، از دست بدهد.

شما دوستانت بنا به شرایطی ازت فاصله زمانی و مکانی دارند، باشه! ولی می‌تونید بازم با همدیگه در ارتباط باشید. میگی ارتباط‌مون کمرنگ شده، خب باشه، آیا از دستش دادی یا نه؟ اگر نه، چرا ناراحتی؟ مگه نمی‌تونی دوست جدید پیدا کنی؟ اگه می‌تونی و توانایی پیدا کردن دوست جدید داری، شما اصلا شامل این ماجرا نمیشی...

نکته بعدی: من اصلا برچسب نزدم. کاربرد کلمه برچسب اصلا اینجا نیست. 

من عقیده دارم آدمی که دوست صمیمی نداره، یه مشکلی داره... به فرد خاصی اشاره نکردم که میگید برچسب نزنید.

همکاری دارم مهر طلب، نمایشی و دورو و سخن چین!

میاد میگه من فقط با درد و دل میکنم

بین خودمون باشه

تو محرمی

بعد شروع میکنه غیبت

سر مهرطلبی و ترس از طردشدگی اگه ساکت باشن در جمع دق می کنند

برای همین هر وقت هر جمعی در حال صحبت باشند وارد اون جمع میشن و چرت و پرت میگن! شوخی های افراطی می کنند و ...

خلاصه نفرت انگیز هستند این تایپ آدم ها

دقیقا روزی که داشت درد و دل میکرد و نشون میداد تو محرم اسرارمی ناغافل رسیدم دیدم داره غیبت منو پیش یکی دیگه می کنه :))))

در نتیجه به شدت سمی هستند

خیر اندک شون در برابر شر فراوانشون چیزی محسوب نمیشه

 

در خصوص آدم هایی که کاندید صحبت طولانی هستند :))

من رفقای صمیمیم که کم هستند و یکی شون هم تازه شهید شده

شوخی فهم هستند

منعطف هستند

دسته دیگه اگه درون گرا هستند

مودب و با حیا و خوش رو هستند

و جزو اون سه دسته بالا قرار نمی گیرند :))

پاسخ:
انگار یه دور خاطرات خودم مرور شد...
یکی از همین آدم‌های مهرطلبِ سخن‌چینِ دو رو، در زندگی من کاری کرد که من دیگه اون آدم سابق نشدم :(

خدا رحمت کنه دوست شهیدتون رو. 
خیلی جذابه که این روزها، یه عده از جوان‌ها و آدم‌های جدید، دوست‌های شهید پیدا کردند! حالا دیگه این چیزا فقط مربوط به دهه شصت نیست...

با خصوصیاتی که از رفیق گفتید هم واقعا موافقم. 
من یه دوستی دارم که هر وقت می‌خواد اوجِ مهربونیش رو نشون بده، با من شوخی‌های وحشتناک می‌کنه :)) خدا هدایتش کنه :)



ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">