لیلی عشقی، یک جامعه شناسِ فلسفه و عرفان خوانده است که تز دکتری خودش رو در مورد انقلاب اسلامی ایران در فرانسه نوشته. کتاب دکتر عشقی با نام زمانی غیر زمان ها یا زمانی میان زمان ها ترجمه دکتر احمد نقیب زاده در دهه هفتاد شمسی در ایران منتشر شده. لیلی عشقی ای که وقتی انقلاب میشه 33 ساله بوده و زمانی که امام رحلت میکنند، 43 ساله. اون این کتاب رو با رفت و برگشت های میان دانش قبلی و عینیتی که در میدان تجربه کرده نوشته.
هفته قبل، مشغول مطالعه این کتاب صد و پنجاه صفحه ای بودم و شنبه باید اون رو در کلاس ارائه میدادم و دادم. نمی تونم بگم چقدر درگیر و دلبسته نگاه دکتر عشقی به انقلاب اسلامی شدم. کتاب خاص و منحصر به فردی هست. کتابی که برای فهمش باید بیشتر از جامعه شناسی، فلسفه و عرفان دونست و این مساله، فهم نظریه دکتر عشقی رو برای بسیاری از نظریه پردازان انقلاب اسلامی، مشکل کرده و یه جور بی تفاوتی و نادیده گرفته شدن نسبت به این نظریه در جامعه علمی وجود داره.
اما وارد محتوای کتاب نمیشم که صدالبته فوق العاده جذاب و شرحش پردامنه است. اما خودِ لیلی عشقی، برای من بسیار جذاب هست. در صفحه تقدیم کتابش نوشته: «این کتاب در پاسخ به یک انگیزه نوشته شده است و آن عشق به مردم ایران است.» از لیلی عشقی هیچ عکسی نمیتونید پیدا کنید در اینترنت و چون در فرانسه است، دور از دسترس. حتی نقیب زاده زمانی که در ایام ترجمه کتاب به فرانسه سفر می کنه، نمی تونه پیداش کنه و ملاقاتش کنه. البته عشقی در سال هفتاد و نُه یک سفر به ایران داشته و یک سخنرانی هم میکنه ولی بازم عکس و تصویری ازش موجود نیست. همین ها باعث میشه که من فکر کنم لیلی عشقی، یک اسم مستعار هست. انگار! نه واقعا. ولی انگار.
من اسم دختر سومم رو گذاشتم لیلا، گرچه اون زمان با تفکر لیلی عشقی آشنا نبودم ولی هفته قبل وقتی کتابش رو خوندم، دیدم چقدر این نگاه به انقلاب اسلامی رو دوست دارم و چقدر اسم دقیقی رو برای دخترم انتخاب کردم، برای معنایی که میخواستم به ظهور برسه.
لیلا، یه اسمی هست با ریشه ای که از لیله به معنای شب اومده. یه معنای لطیف از مستور بودن درون خودش داره. زنِ مستور...