صالحه


نرگس
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان
دختر والدین برای ۳۱ سال
همسر ۱۳ ساله
مادر × ۳
سطح ۲ گرایش فلسفه از جامعه الزهرا
کارشناسی ارشد معارف انقلاب اسلامی از دانشگاه تهران

منوی بلاگ
بایگانی
نویسندگان

خداحافظ رفقا

چهارشنبه, ۷ اسفند ۱۴۰۴، ۱۲:۲۵ ب.ظ

دیروز تو رواق کتابخوانی حرم، داشتم کتاب «حسین پسر غلامحسین» رو می‌خوندم.

شهید محمد حسین یوسف‌الهی ساعت‌های آخر زندگیش، تنها ناراحتی‌اش این بود که از دوستانش خداحافظی نکرده.

و اونقدر بدن زمینی‌اش رو با خودش کشوند که با نگاهش از خانواده‌اش خداحافظی کنه و بعد، پر کشید.

دلم نمی‌اومد خداحافظی کنم.

ولی این شهید بزرگوار بهم یاد داد که خداحافظی کنم.

هر شروعی یک پایانی داره.

و دقیقا روز قبل از خبر کذایی، از دست خودم به تنگ اومده بودم.

از نوشتن‌هام...

که مثل غیبت کردن یه مسافر قطار پیش هم‌کوپه‌ای‌های غریبه‌ بود. خیالش راحت بود که اونا هیچ‌وقت خانواده‌اش رو ملاقات نمی‌کنند ولی گمانش غلط بود. 

خسته شده بودم از دست خودم.

با خودم گفتم کاش می‌تونستم همه‌ی نوشته‌هام رو از دسترس خارج کنم.

کاش می‌تونستم خودم رو عوض کنم... آدم بشم.


برای همین وقتی خبر تلخ و قطعی تمام شدن بیان رو شنیدم، راحت‌تر باهاش کنار اومدم. انگاری که استجابت خواست قلبی‌ام بود.

این مسیری هست که برای رشد باید ازش گذر کنم.


در اینستاگرام و تلگرام هیچ‌وقت نخواهم نوشت. ولی در ایتا و بله در @madarekhooob می‌نویسم.

هرچند دیگه هیچ‌وقت بودنم در اونجاها مثل بودنم در وبلاگ نمیشه. نوشته‌هام هم همینطور.

این صفحه‌ی گل‌گلی برای من، فراتر از یه وبلاگ ساده بود. بخشی از هویتم بود.

و الان می‌بینم اراده خدا بر این تعلق گرفته که با این بخش خداحافظی کنم. شاید خودم هم می‌دونستم که وقتش رسیده ولی اراده‌اش رو نداشتم. خدا رو شکر می‌کنم که همیشه کمکم می‌کنه.


دوستان عزیزم خداحافظ. نرگس یا همون صالحه‌ی این وبلاگ رو دیگه پیدا نمی‌کنید.

ولی وقتی اسباب‌کشی کردم و رفتم خونه‌ی پدری‌ام، می‌خوام یه کانال بزنم و اطلاعیه‌های روضه خونگی‌مون رو توش بذارم. بیشتر زنانه‌ هستند ولی شاید خانوادگی‌ها رو هم گفتم.

آخه مامانم خیلی دوست داره که روضه‌‌های خونه‌شون استمرار پیدا کنه.

هر وقت دوست داشتید بیایید و حضوری بهم سر بزنید، خبر بدید بهم. دوستتون دارم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۱۲/۰۷
نـــرگــــس

نظرات  (۶)

راستش من هم حس کردم که دیگه تمایلی برای ایجاد یه صفحه جدید توی فضای دیگه ندارم. فکر می‌کردم می‌تونم تا میانسالی توی همین وبلاگم بنویسم. ولی وقتی دیدم زمزمه‌های بسته‌شدنش به گوش می‌رسه از خودم پرسیدم می‌خوای از نو شروع کنی؟ حتی رفتم بلاگفا و شروع کردم به ثبت‌نام اما کار تموم نشده بود که مردد شدم و صفحه رو بستم.

کانال‌نویسی هم چیزی نبود که دنبالش باشم. اینستاگرامم رو هم بیش از دو ماهه غیرفعال کردم و دیگه چیزی منتشر نمی‌کنم و حتی پست و استوری دیگران رو هم نمی‌بینم.

بنابراین شاید دیگه وبلاگی باز نکنم و توی این فضا ننویسم.

نمی‌دونم چه جایگزینی پیدا کنم که رضایت‌بخش باشه. و شاید هم دیگه دنبال جایگزین نباشم.

به هر حال منم ترجیح می‌دم خاطره‌هام باقی بمونه و برم برای یه شروع تازه...

 

هر جا می‌ری مراقب خودت باش.

خداحافظی نکنید آدم دلش میگیره

به جاش دعا کن درست بشه:(

۰۷ اسفند ۰۴ ، ۱۲:۵۹ °•ســــائِلُ الزَّهـرا•°

خداحافظی نکنید شاید درست شد😔

بیان که هنوز اعلام رسمی نکرده

ولی حتی اگه بسته بشه

ملالی نیست

جایگزین موقت داره

بلاگفا:)

سلام و نور 

 

در پناه خدا باشید

 

 

فقط چرا گفتید در تلگرام و اینستاگرام هیچوقت نمی نویسید؟

 

احتمال نمی دید مخاطب اون فضا کمتر دسترسی داشته باشه با نظیر اندیشه های شما و جهاد خیری باشه در این مسیر براتون؟

 

آقا فرمودند:

«اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم،

حتماً رئیس فضای مجازی کشور می‌شدم!»

ان شاءالله موفق باشید در پناه حق‌.

 

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">