صالحه


نرگس
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان
دختر والدین برای ۳۱ سال
همسر ۱۳ ساله
مادر × ۳
سطح ۲ گرایش فلسفه از جامعه الزهرا
کارشناسی ارشد معارف انقلاب اسلامی از دانشگاه تهران

منوی بلاگ
بایگانی
نویسندگان

اینجوری نباشیم

چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۴۱ ب.ظ

۲۲ دی‌ماه رفتیم تجمع میدون انقلاب. چند تا چیز جالب برام این بود که خانم‌های مانتویی و معمولی فیلم می‌گرفتند از جمعیت. می‌خواستند نشون بدن به فک و فامیل و دوستاشون. یه نفر به همراهش گفت: اونا مگه غیر از ماهواره چیزی هم می‌بینند؟ تو تلویزیون همه اینا رو داره نشون میده. گفته شده، کل تجمعات اعتراضی- اغتشاشی، یک و نیم میلیون در کل کشور بوده. اما تجمع ۲۲ دی میدان انقلاب فقط به تنهایی، ۳ میلیون بوده.

شعار «ایران پر از شهیده، فتنه جواب نمیده» رو هم انگار برای اولین بار شنیدم. تلقی‌ام اینه که دشمن متافیزیکش رو به عرصه جنگ کشونده و برای همین عید غدیر و ولادت امیرالمومنین علیه السلام رو برای شروع حملات انتخاب کرد. ولی نکبت‌ها هنوز نفهمیدند که متافیزیک ما ازشون قوی‌تره...

ما تجمع رو خانوادگی رفتیم. ما پنج‌تا به علاوه مامان و بابام و مادرشوهرم و برادرشوهرم. برگشتنی، دم یه دکه ایستادیم خوراکی بخریم. من مجله ترجمان ۳۶ رو دیدم. به بابام گفتم برام بخره تا من بعدا هزینه رو به بابا برگردونم چون کیف پولم رو نیاورده بودم.

اون شب خیلی خسته بودم. لباس گرم پوشیدم و ساعت ده و نیم اینا رفتم تو رخت خواب بچه‌ها بخوابم. اونا هم مجبور شدند همراه من زودتر بخوابند. هر شب‌ موقع خوابوندن بچه‌ها، چند صفحه‌ای از کتاب «ذهن و بازار» رو از فیدیبو پلاس می‌خونم. اون شب خیلی خسته بودم و کتاب رو نخوندم. نصفه شب پا شدم رفتم تو اتاق خودمون. تا صبح خواب دیدم رفتم بازار و پاساژگردی. اونم چه پاساژهایی. خیلی شبیه پاساژهای ایران نبود. مخصوصا نورپردازی‌شون. هم پاساژ بود هم گالری هنری و فضای فرهنگی و ورک شاپ‌های مختلف. خوابم خیلی واقعی بود. طوری که فکر می‌کردم بیدارم. حتی وقتی خواستم یه چیزی حساب کنم، دیدم کیف پولم نیست. چون اون روز کیف پولم رو همراه خودم نبرده بودم تجمع و هنوزم نذاشته بودم تو کیفم! توی خوابم دو تا یقه اسکی پسند کرده بودم که خیلی مطابق سلیقه‌ام بود. ضمنا خیلی هم بهشون نیاز داشتم. برای همین وقتی بیدار شدم و دیدم خواب دیدم، خیلی ناراحت شدم. یه دامن و یه مانتوی بلند هم خوشم اومده بود... عجیب این بود که تو یه مغازه که کاربری دو گانه «نانوایی فروشگاه لباس» داشت، دادم خمیرِ پیراشکی و اشترودلی که از قبل آماده کرده بودم رو تو دستگاه خمیرزن‌شون بذارن تا آماده بشه :/

حالا نمی‌فهمم چرا بعضی‌ها انقدر بی‌ذوق هستند. دیشب پیش ******* **** بودیم. تا گفتم خواب دیدم رفتم خرید، گفتند: همین که خوابش رو هم دیدی، بسه دیگه :)

واقعا چطور به خودشون اجازه میدن که هنوز کلام در دهانم منعقد نشده، هنوز تعریف نکردم چی به چی بوده، نظر بدن. خلایق هرچه لایق.

همه آدم‌ها همینند. دنیاشون رو همون چیزهای محدودی تعریف می‌کنه که باهاش تا اون سن و سال سر و کار داشتند. از اینستاگرام مسخره و اخبار بی‌بی‌سی فارسی و عنترنشنال گرفته تا تعاملات روزمره با فک و فامیل و تکرار کردن چهارتا جمله به مدت هفتاد سال بدون خسته شدن.

حالا متوجه شدید چرا اینا رو اینجا نوشتم؟ چون بعضی‌ها اجازه نمیدن آدم حتی خوابِ فانِ خودش رو هم پیش‌شون تعریف کنه، چه برسه به چیزای دیگه. این فضای عرفی جامعه ماست که خیلی‌ها  گوش‌هاشون رو تعطیل نگه‌داشتند و مغزهاشون رو معطل‌تر و نمی‌خوان یه کلمه حرف جدید بشنوند. من دقیقا نچسب‌ترین آدم تمام طول عمر این آدم‌ها میشم آخه دلم به هم می‌خوره بخوام زیادی پای تعامل باهاشون وقت تلف کنم.

دوم، یه عده دیگه هستند که رطب‌خورده هستند و منع رطب می‌کنند. تحمل این دسته رو هم ندارم حتی اگر حق باهاشون باشه. مثلا یه استاد دانشگاهمون بود که همیشه در مورد دانشکده‌مون با اَه و پیف حرف می‌زد. خب اگه انقدر بده، چرا موندی اینجا؟ شما که ماشاءالله در بیزنس‌های متنوعی موفق هستی! برو بذار راه باز بشه برای جوون‌ها. عق.

مامانم از این اخلاق‌های من خیلی می‌ترسه. هروقت نشانه‌های عدم معاشرت رو در من می‌بینه، یه پلنی می‌ریزه که من رو بندازه تو این معاشرت‌ها.

وای! من چرا دارم این چیزا رو اینجا می‌نویسم؟

موافقین ۵ مخالفین ۹ ۰۴/۱۰/۲۵
نـــرگــــس

نظرات  (۱۹)

سلام :)))

پاسخ:
دوباره سلام :)

خوب بود؟ پسندت بود؟

تازگیا زدم تو کار بدون سانسور از درونی‌ترین احساسات خود نوشتن 

و از هرکس اینطور بنویسه استقبال میکنم

بیخیال ملاحظات

اگه حرف‌های تو دلمون رو نتونیم تو وبلاگ هم بزنیم که میپوسیم

پاسخ:
اصلا به عشق خودت نوشتمش :)

اون مطلبی که در مورد دوستت سارا نوشتی... دقیقا همون روز و روز قبلش داشتم به این قضیه فکر می کردم که کاش این بحران رو بنویسم. اینکه چرا کسی در جایگاه سارا، با بدبینی نمی خواد یه سری چیزا رو بپذیره. میگه چرا از رطب خورده بپذیرم منعش رو؟ البته به سارا حق نمیدم ولی کلا خیلی آدم ها هستند که از یه موضعی وارد بحث میشن با دیگری که دقیقا این حس به آدم دست میده.

و تو این مطلب هم می خواستم در موردش بنویسم ولی نشد. خیلی پرت افتادم. 

کاش رفراندوم میگذاشتن تا اغتشاشگرا بفهمن تعداد کی بیشتره

پاسخ:
کاش رفراندوم معنی و بار حقوقی داشت در این ماجرا.

نمیشه!

آقا مصطفی خوب و سلامت هستن ان‌شاءالله ؟

پاسخ:
سر و مر و گنده :))
۲۵ دی ۰۴ ، ۱۴:۵۳ پسر انسان

ان شاء الله به خیر بگذره....

پاسخ:
ان شاءالله
می بینید وسط این همه بدبختی من به چی فکر می کنم؟ :/

یعنی چی؟

پاسخ:
آخه رفراندوم برای نمایش قدرت نیست.

رفراندوم به منظور بررسی نظر مردم در مورد یک تغییر در رویه های حقوقی یا سیاسی یا اقتصادی در یک کشور برگزار میشه.

قانون اساسی ما هم روال برگزاری رفراندوم رو مشخص کرده. 


رفراندوم نمیخواد محمد

مگه زیاد نیستین؟ خب بریزین بیرون کارو یسره کنین دیگ :)) چرا انقد دست دست میکنید :)) سس خرسی قرار نبود پنجشنبه قبلی بیاد؟! :))) الان که چهارشنبه ست :)))) زیادا کجایین پسسس :)))) 

پاسخ:
حالا ایشون که معلوم نبود کدوم طرفی هستند و ظاهرا هم طرفدار اغتشاشگرا نبودند.
ولی دقیقا نکته همینجاست.

پس از استقرار یک نظم و نظام قانونی، اون نظام با چیزی غیر از رفراندوم سقوط می کنه. 
یعنی یا باید یه انقلاب اجتماعی از خود اون مردم کشور اتفاق بیافته یا اینکه با جنگ و تهاجم خارجی و کودتا و ... این اتفاق بیافته. 

که اولی در ایران منتفی هست چون تعداد حامیان نظام بیشتر از اون دسته از مخالفان نظام هست که حاضرن قیام کنند. (آخه میدونید، یه عده مخالف نظام داریم که حاضر نیستند اصلا از جاشون بلند شن! در حد سس خرسی تنبل هستند و نمی خوان هزینه بدن! در حالی که در جریان انقلاب اسلامی سال 57، قیام و به پا خاستن که سهله، ملت جون میدادن، خون میدادن، زندان می کشیدن، شکنجه میشدن...) 
دومی هم منتفی هست چون نیروهای مسلح مثل شیر حامی این نظام هستند.


یه ذره که نه، سس خرسی خیلی خنگه. باید به فکر یه حرکت جدی باشن.

راضی ام شدید :))) هر طور عشقتون می‌کشه بنویسید. اگه حرفی میخواستید بزنید زده نشد پست بعدی بنویسید 

دشواری نداریم :)

پاسخ:
خخخخخ

یاد حرف آقای فاطمی‌نیا افتادم.‌ می‌گفتن وقتی یکی میاد پیشتون میگه ببین این فرش رو از فلان جا خریدم مفت، همونجا برندار نگو نه بابا اینکه ارزون‌ترش فلان‌جا هست، ضرر کردی. ذوق طرف رو کور نکن. بذار از خوشحالیش بگه.

به نظرم دشمن باید خیلی وقت باشه که متافیزیکش رو وسط ماجرا کشونده.

پاسخ:
همینطوره. قضیه این متافیزیک ها خیلی جدی هست ولی متاسفانه این علوم انسانی غربی دانشگاه ها نمیخواد باور کنه که امر غیبی چقدر اهمیت داره تو تحلیلها.
یا یه جوری وزن میدن به اینا که شبیه خرافه و حرفای عجیب غریب میشه یا اینکه کلا حذفش می کنند.
۲۵ دی ۰۴ ، ۱۷:۱۱ عبدالعظیم شرونی

ای ای ای ای  ، اگه پاشون به متافیزیک باز بشه .. یَک یکشونو.. بخدااا

نمی‌دونم چرا اینجوری واکنش نشون دادم 😀 از من بعیده مثله یه حیون چهارپای کله گنده ذوق کنم

خوابتون فان نبود ولی ، بیشتر شبیه آرزوهای دست نیافته بود

پاسخ:
نفرمایید... خیال نابودی دشمنان اسلام و بشریت بالاخره فرح‌زاست.

خوابم بیشتر تو لایه ناخودآگاهم بود. خیلی آرزوی دست نیافتنی‌ای محسوب نمیشد وگرنه در خواب باید تعجب می‌کردم. ولی همه چیز خیلی عادی بود. حتی اون خمیر پیراشکی و اشترودل:))

رهبری چند سال پیش یک جایی زمانی که از دشمنان صحبت می‌کردن اشاره کردن به دشمنان جنی و انسی. دشمن خیلی رو این چیزا حساب باز می‌کنه. خیلی وقته از بعضی اساتید اخلاق می‌شنوم که خصوصا مراقب بنیان خانواده باشید که یکی از اهداف اصلی‌شون با هجمهٔ متافیزیکی هست. و خب، متافیزیک رو هم باید با متافیزیک پاسخ داد و خنثی کرد! 

پاسخ:
من حتی شنیدم که دسته‌ای از جنیان مومن مامور حفاظت از رهبری هستند. که البته در عین اینکه نمی‌تونم صحتش رو تشخیص بدم ولی بعید هم نیست. کما اینکه در ماجرای کربلا هم طایفه جنیان مومن می‌خواستند از حضرت اباعبدالله دفاع کنند و بجنگند ولی حضرت بهشون اجازه ندادند.

۲۵ دی ۰۴ ، ۲۰:۱۷ هیپنو تیک

@خانم هومورو

 

 

برخی جوان های همسن و سال ما که به دلایل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی نمی تونن ازدواج کنن که خانواده ی جدیدی تشکیل بدن.... خداوند ان شاالله همه ی خانواده ها رو حفظ کنه.

پاسخ:
خب خانواده جدید و مستقل خودشون رو نمی‌تونند تشکیل بدن. اگر خانواده‌ای که توش متولد شده باشه نداره و کسی در قید حیات نیست که هیچ
و الا هر انسانی نسبت به اعضای خانواده‌اش بالاخره مسئولیت داره. پدر، مادر، برادر خواهر... حتی اگر خانواده‌اش به خاطر طلاق یا دلایل دیگه متلاشی شده بازم وظیفه صله رحم و احسان پا بر جاست.
در درجه‌های بعد مادربزرگ پدر بزرگ و عمه خاله دایی عمو...

کوروش فک میکنم خیلی آی کیوت پایینه

دارم میگم اغتشاشگرا

 به این کلمه فک کن.

بعد تو به من میگی بریز بیرون؟حالت خوش نیست؟

پاسخ:
من گفتم.
حالا شما به بزرگواری خودتون ببخشید.
۲۷ دی ۰۴ ، ۱۵:۱۶ کار در خانه

چرا عق!

شاید مونده تا مشکلات دانشکده را بگه

اگه دانشکده علوم انسانی خودش و دانشگاه را نقد نکنه

کی باید نقد کنه

نقد حتی اگر نادرست یا بی رحمانه باشه بزرگترین کمک به هر سازمانیست

پاسخ:
چون این استاد خودش یکی از موانع حرکت به سمت علوم انسانی تراز انقلاب اسلامی هست.
چون مشکلات رو نمیگه.‌ فقط بقیه بلده ناامید کنه بقیه رو.
۲۷ دی ۰۴ ، ۱۷:۲۶ کار در خانه

چطوری بفهمیم یک استاد خودش مانعه؟

و چرا به خودشون نمیگید؟

با صراحت یا دست کم با ایمیل ناشناس

باور کنید خیلی تأثیر دارد

پاسخ:
میدونم. خیلی تاثیر داره :)

ترم قبل در ارزشیابی بهش نمره پایین دادم و متاسفانه چون ما فقط دو تا دانشجوییم، فهمید. 
نمی‌دونید چی شد!

فعلا باید دعا دعا کنم این ترم موقع نمره دادن باهام لج نکنه.
در تصحیح آزمون جامع لج نکنه.
در تصویب پروپوزال رساله لج نکنه.

۲۷ دی ۰۴ ، ۱۹:۵۵ کار در خانه

از این لجاجتها که خیلی زیاده

ولی قدرت دانشجو در مجموع بیشتره

آزمون جامع  یک جایگزین براش تعریف نشد؟

 

پاسخ:
جدی نظر شما اینه که قدرت دانشجپ بیشتره؟ از چه نظر می‌فرمایید؟
البته من خودمم با قدرت جلوی استادم ظاهر شدم. نذاشتم با تهدید من رو بترسونه. 

آزمون جامع سر جاش هست هنوز. 
۲۷ دی ۰۴ ، ۲۳:۱۹ کار در خانه

فردا می‌نویسم در مورد قدرت دانشجو

در وبلاگم

پاسخ:
ان شاءالله 
۲۸ دی ۰۴ ، ۱۱:۳۷ کار در خانه

انشاءالله نگفتم نوشته ی در خوری نشد
می خواستم بنویسم که یک نامه ی دانشجو حتی بی نام از یک نامه ی با مهر و امضای وزیر بیشتر مورد توجه قرار می گیرد در گروهها و تحلیل می شه
حتی گاهی یک جمله روی تخته موضوع یک گفت و گوست
دانشجوها خبر ندارن از این قدرت خود و از آن استفاده نمی کنند
مثل خانمها که خبر ندارن از قدرت خود در کنترل خشونتها
فقط یک جیغ دخترانه که "بس کنید با همتونم"
یک بار جان یک نفر را نجات داد
و در این اوضاع مملکت هم خانمها خیلی بیشتر می تونستند نقش داشته باشن در کاهش تلفات

google is broken
 
پاسخ:
در لیسانس بله، ولی در دکتری قطعا اینطور نیست.
۲۸ دی ۰۴ ، ۱۶:۳۸ کار در خانه

آفففرین

دانشجوی لیسانس قدرت بیشتری داره

ولی چرااا

چرا به دکتری که میرسه دیگه اون قدرت را نداره

پاسخ:
چون اگر هیئت علمی اون رشته در دانشگاه به خودی خود ضعیف باشه و تعداد اساتید از نظر رتبه علمی بالا نباشه و مشارکت اساتید در جلسات گروه کم باشه، نتیجه این میشه که گروه حول محور دو سه نفر می‌چرخه و اینطوری قدرت اون چندتا استاد بالا میره.
بعد به خاطر میزان فشارهایی که می‌تونند به واسطه کار تحقیقی و نمره آزمون جامع و ... بیارن، دانشجو رو تحت فشار میذارن.
دانشجوها هم تعدادشون در دکتری خیلی کم هست، هر انتقادی اونا رو انگشت نما می‌کنه و این خیلی بده.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">