صالحه


نرگس
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان
دختر والدین برای ۳۰ سال
همسر ۱۳ ساله
مادر × ۳
سطح ۲ گرایش فلسفه از جامعه الزهرا
کارشناسی ارشد معارف انقلاب اسلامی از دانشگاه تهران

بایگانی
نویسندگان

مادر_ فرزندی

سه شنبه, ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ۱۲:۵۸ ق.ظ

دیروز دخترا دفتر نقاشی‌شون رو آوردند که نقاشی بکشند.
لیلا گریه کرد که چی بکشه.
رفتم با مداد براش طرح ساده‌ای از یه دختر کشیدم. با دایره و مثلث و بیضی.
لیلا گفت مامان چقدر قشنگ کشیدی!
زینب گفت مامان شغل تو چیه که اینا رو یاد گرفتی؟
گفتم شغلِ من خوشحال کردن شماست.


یه کتاب قصه هست به نام اردوی رنگی رنگی. بعضی‌ها، مثل نویسنده همین کتاب، وقتی می‌خوان کار سخت و ارزشمند مادری رو تعریف کنند میگن: مادر هم معلم هست، هم پرستار، هم آشپز، هم هنرمند، هم ...


گرچه مادری همه‌ی این‌ها هست اما مادری کردن؛ فراتر از این‌هاست. حیفه مادری رو اینجوری معرفی کنیم.


من دوست دارم دخترام با تمام وجود، عشق به زندگی و زیستن با آدم‌های قشنگ رو در من ببینند.


دوست دارم ببینند مادرشون از خوشحالی چیزهای ساده، اتفاق‌های ساده، توی خونه قر میده... میخنده... برای دختراش ملودی‌های مضحک می‌سازه... باهاشون شوخی می‌کنه...


دوست دارم نوازشم رو همیشه داشته باشند. هم چقدر هم بزرگ شدند، با آغوشم غریبه نباشند. نگاهشون رو از نگاهم ندزدند.


دوست دارم وقت‌هایی که عصبانی میشم، بهم فشار میاد و حتی دعواشون می‌کنم، بدونند همون لحظات هم قلبم از عشقشون لبریزه.


دوست دارم خونه‌مون رو انقدر آرامش‌بخش کنم که فقط ارزش‌هاشون اون‌ها رو به جای دیگری غیر از خونه، فرا بخونه. نه ناچاری و جبر زمانه و ناسازگاری‌ها.


و بعد، دوست دارم با وجود همه‌ی کارهای خونه و خانواده، دخترام وقتی من رو می‌بینند؛ بگن: مادرمون برای خودش هم وقت می‌گذاشت. مادرمون همیشه پلن B داشت. مادرمون تو خونه حیف نشد.... ما هم باید مادر بشیم! مادری کردن؛ قشنگه!


من می‌دونم مادری کردن سخته. همه می‌دونند! کیه که ندونه؟ منم مادری کردن رو پر از کارهای فیزیکی می‌دونم. همینطور پر از مهارت‌اندوزی. از مهارت‌های خانه‌داری و آشپزی و شیرینی‌پزی تا حتی رانندگی، ورزش و هنرهای دستی و ... صدالبته یه فوق دکترا در خانه‌داری!
به علاوه، مهارت‌های جواب دادن به سوالات فلسفی و کلامی و معرفتی و علمی بچه‌ها، متناسب با سن‌شون. به علاوه، روانشناس و کوچ سبک‌زندگی شدن برای بچه‌ها، زِ گهواره تا گور!
و بسیاری چیزهای دیگه که الان یادم نمیاد.
ولی عشقی که درون سینه مادرهاست، دیدنی نیست. برعکس کارهای فیزیکی... برای همین، وظیفه مادری نشون دادن این عشقه...


من مادر پسر نشدم هنوز.
ولی مادرِ مجید در سریالِ ارمغان تاریکی، تیپیکالِ خودمه. طعنه می‌زنه، نیش زبون میزنه، غر میزنه، ولی یهو لحنش دلسوزانه و مادرانه میشه، بعد دوباره عصبانی میشه :) و بچه‌اش می‌دونه مامانش چقدر عاشقشه...
سینمایی اسفند رو هم چند روز پیش دیدیم. بگذریم از فیلم که به شدت توصیه‌اش می‌کنم... مادرِ قصه چقدر دوست‌داشتنی تصویر شده بود. مادری بود که پسرش غصه‌هاش رو پیشش می‌برد. من مُردم برای رابطه مادر پسری‌شون.


کاش تصویرهای بیشتری از این رابطه عاشقانه می‌ساختیم... زیاد... اونقدری که دنیا رو پر کنه...
و جا رو برای فیلم‌های کثیفی که اخیرا مثل علف هرز دارند زیاد و زیادتر میشن، تنگ می‌کردیم‌...

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۴/۰۵/۲۹
نـــرگــــس

نظرات  (۶)

اون قسمت جواب دادن به سوال‌های فلسفی که گفتی خیلی مهمه. مامان‌ها اولین و مهم‌ترین معلم‌های فلسفهٔ کاربردی هستن. آدم‌بزرگ‌های زیادی رو می‌بینی که فلان چیزها رو بلدن یا فلان کارها رو انجام می‌دن چون مامانشون تو بچگی با شیوهٔ درستی موضوع رو براشون جا انداخته بوده.

پاسخ:
دقیقا...
و یادم رفت بگم که معانی کلمات و عبارات و آشنایی با ادبیات و زبان مادری هم بخش زیادیش با مامان‌هاست.
دیشب دخترم ۶ ساله‌ام می‌گفت مامان "از عمد" یعنی چی؟ :)

سلام، از نظر من مادری هرچند یه شغل شبانه روزی و بسیار حساس و مهمه

اما چیزی نیست که خارج از توان فرد باشه اگه مادری رو درست فهمیده باشیم

یه مادر، داره با زندگی کردن خودش، فرزندش رو تربیت می‌کنه

با خودسازی‌هاش، با خوش گذروندن به خودش، با لذت بردن از زندگی، بذر رشد، شادی و امید رو تو دل بچه‌اش می‌کاره. ظرافت‌هایی داره، اما چیزی نیست که از ذات هنر زنانه فراتر باشه. یه زن رشدیافته انقدر قدرت روحی داره که می‌تونه برای یه جامعه مادری کنه حتی اگه بچه نداشته باشه! 

 

در کل خیلی خداروشاکرم که زن آفریده شدم و از نقش و رسالت خودم در دنیا واقعا لذت می‌برم

 

متنت هم خیلی قشنگ بود

پاسخ:
دقیقا... همینطوره. مادری کردن بارِ مالایطاق نیست. می‌خواستم بنویسم توی متن اتفاقا.

خدا رو شکر که مادری کردن رو دوست داری. از زن بودنت راضی هستی...

یه سری جریانات کثیف مثل فمینیست‌های داخلی و جریانِ کثیفِ غربگرای براندازیِ نرم هستند که اینا میان جایگاه زن رو به پستی و دنائت تصویر می‌کنند تا به اهداف شوم خودشون برسند. خیلی باید مراقب باشیم که هم خودمون، هم اطرافیان و بچه‌هامون، به این جریان‌ها حساس باشند...

سلام، چه مادرانه قشنگی بود.

من معمولا شب‌ها که با زور و زحمت و به سختییی می‌خوابونمشون تازه انگار ورژن مادر دلسوزم روشن می‌شه و حسرت می‌خورم که امروزم مامان خوش‌اخلاقی اونطور که باید نبودم. 

 

ولی شما بنظر مادر خوبی هستید. کدبانو و آینده‌نگر.

 

من دوست دارم دخترهام دل سالمی داشته باشن. دور از حسد و ناامنی و هر بیماری دیگه‌ای. و جسم قوی و سلامت. 

بزرگتر که بشن دلم میخواد رابطه‌شون با خدا دوستانه باشه. چیزی که خودم تا حالا جوری که دوست داشتم بهش نرسیدم. که لذت ببری از رابطه با خدا و از روی علاقه چشم بگی.

منظم باشیم، عاشق هم باشیم، درس بخونیم، خیلی چیزها...

 

کانال ریحانه سادات ساداتی ارمکی رو چند روزیه زیر و رو میکنم و پر از نکات تربیتیه برام. آفرین میگم به شهیده مقیمی. و فکر میکنم اگر ریحانه و فاطمه مادر میشدن چه فرزندانی پرورش میدادن؟

پاسخ:
عزیزم منم از اون مادرای جیغ بزن و داد بزن هم هستم ایضا

جالبه که ریحانه سادات عزیز ساداتی یه جا توی کانالشون اشاره داره که مادرشون به خاطر دعواهای خواهر برادری بچه‌ها، یه جیغ و دادی هم مجبور بوده بکنه!
و این قضیه بشارتی هست برای همه‌مون :)

برای همین اصلا ناراحت نباش و عذاب وجدان نگیر که خوب نیستم و خوب نبودم و فلان.
نگاهت به آینده باشه فقط :)

چقدر متن و کامنتهاش عالی بود. چقدر صفا کردم

کم کم دارم متقاعد میشم شما دهه هفتادیا مادرهای بهتری هستین

هدی هم خیلی مادر خوبی بود. خوب و ظریف

مادر دخترها بودن خیلی سخت تر از مادر پسرها بودنه 

خیلی دخترها سخت ترن خیلی

پاسخ:
آره خیلی :))) ما مادرهای دهه هفتادی :)))

عزیزم شما شاغل هستید! نباید خودت رو با اونایی که شاغل نیستند بزاری روی یک ترازو.
شاغل بودن وضعیت خیلی سختی میسازه که تازه من میگم شما دلت خیلی بزرگه... من اصلا نمی تونم تصور کنم شاغل بشم، مشغول ِ انجام یه مسئولیت اجتماعی سازنده باشم، بعد حقوقم رو هم مثل شما خرج کنم  :')

۳۰ مرداد ۰۴ ، ۱۴:۴۲ تا خاتم عشق

من اگر یکی هر روز بیاد کارای خونمو بکنه با اعصاب راحتتری مادری میکنم😁

پاسخ:
کارِ کمکی به دلت میشینه؟ :))
من بدتر اعصابم از مدل کار کردن اونا خرد میشه :))
۰۳ شهریور ۰۴ ، ۰۷:۴۵ سارا سماواتی منفرد

چقدر این مادر ایده آل عالی بود و چقدر بچه های که با این مادر بزرگ می شوند انسان های نرمالی برای خودشان و اطرافیانشان خواهند بود . چقدر این جمله را دوست داشتم که دوست دارم همیشه نوازشم را داشته باشند .... و با آغوشم غریبه نباشند و آن جمله که خانه را امن ترین و آرام ترین جای دنیا کنی .چقدر این مطلب پر از حس های خوب و عالی بود .

چقدر این تلنگرها را دوست دارم و ممنون 🥰🥰🥰🥰😘😘😍

پاسخ:
قربونت سارا جان.
واقعا دعا کنیم برای همدیگه که همچین مامانایی بشیم :)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">