صالحه +


صالحه +

غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

anyway

يكشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۲۹ ب.ظ
اون صحنه‌ی فیلم سینمایی بچه رئیس رو دیدید  که پدر و مادر با هم بحث می کنند که کی پیش بچه بمونه و کی بره سر کار!؟ و هرکدوم هم دوست دارند خودشون پیش بچه بمونند و دیگری بره سر کار!
حالا تو خونه ما برعکسه. من از چند هفته قبل به همسر می‌گم که من فلان روز، فلان ساعت، جلسه دارم. بعد ایشون یک ساعت قبل از برنامه‌ی من پا میشه میره جلسه خودش :(
این سری گفت: جلسه خیلی حساسه. وگرنه نمی‌رفتم.
گفتم: حساسیت زا نشه!
- سکوت
- آنتی‌هیستامین بدم؟
- سکوت
- ولی من پیشرفت می کنم! حتی اگه تو نباشی.
- سکوت
- همیشه کارهای شما مردها تو اولویته دیگه!
- منتظر بودم این حرف رو بزنی!
بعله! و بعد هم رفت!!!!
یاد این افتادم که چطور مردم به خاطر درس و مشق دختربچه ابتدایی شون، همه برنامه‌هاشون رو طوری تنظیم می‌کنند که اون دختربچه، کلاس چهارشنبه‌ش رو بره و زود برگردند که شنبه رو هم از دست نده!؟
بعد اونوقت همون دختر که بزرگ میشه و ازدواج میکنه، درس خوندنش ناچیزترین و بی‌اهمیت ترین مساله میشه... طوری که در شبِ امتحانش میرن خونه‌ش مهمونی!!!
شب موقع شام میگه: یه خبر بد دارم.
میگم: سریع بگو.
- تاریخ اردو جهادی رو نمیشه تغییر داد.
( من توی اون تاریخ کلاس استاد ش.ز دارم و اگر نرم با این هفته که به خاطر از پوشک گرفتن بچه، کلاس نمی رم میشه دو هفته. تازه اون هفته ارائه هم دارم)
بعد از یه سری گفتگوی مسالمت آمیز چهارتا راه پیش روی ما بود. اول اینکه من این هفته برم و هفته بعد نرم. دوم اینکه هر دو هفته رو نرم. سوم اینکه من بمونم و شوهرم بره جهادی. چهارم اینکه اونم نره.
و من متقاعدش کردم که هیچ راهی به جز راه آخر نداریم. گرچه خیلی اشتیاق داشتم که بریم جهادی ولی نمیشه...
حالا فهمیدید دروغ گفتم که پیشرفت میکنم حتی اگه اون نباشه؟ ولی خداییش بازم اون تو اولویته و باز هم من پیشرفت می‌کنم در هر صورت! در هر‌صورت! :))
+ امروز ساعت سه بامداد، دوباره تو کرمانشاه یه زلزله‌ی ۶ ریشتری اومده. واقعا مغزم داره منفجر می‌شه. خیلی ناراحتم... کاش از پوشک‌گرفتن این‌قدر سخت نبود که به‌خاطر بچه باید حدود یک ماه این‌ور اون‌ور نریم... این‌بار دلم می‌خواست واقعا برم کرمانشاه. خدایا خودت بهشون کمک کن که فقط از غصه دق نکنند. نا امید نشن...
موافقین ۵ مخالفین ۱ ۹۷/۰۶/۰۴
صالحه

نظرات  (۱۵)

یعنی می‌رسه روزی که به برابری واقعی برسیم و هی خانم‌ها لازم نباشه کوتاه بیان؟ هعیییی
پاسخ:
نه!!! اون روز نمی‌رسه (های های گریه )
:| 
پاسخ:
چی شد؟ جواب ضد حال بود؟
نه 
شکلکم رو چیزی ببین تقریبا تو مایه های کامنت خانم مهتاب 
پاسخ:
الان یعنی اوضاع خیلی بده؟
من جوابِ کامنت مهتاب جان رو شوخی کردم
۰۴ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۲۶ وحید عبدی پور
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

نمی دونم چی شد که شد این...

اینکه زن اینقدر مردانه بخواد زندگی کنه.

واقعا مدرنیته، لیبرالیسم اسلامی و.....همه شده دخیل


اما نمی دونم چرا شد این که شد این.

حاضر به غایب برساند ، زن اسلامی، تعریفش این نبود که شد این.

الخیر فیما وقع

خلاصه اصلا اعتراض و شکوا رو از اینی که شد این می کنم
پاسخ:
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته 
آقای عبدی‌پور شما خواهر دارید؟
۰۴ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۴۱ آقای مُرَّدَد
پیشرفت کنید! پیشرفت کنید! :D
عجیبه که همیشه خانمها در همه چی اولویتُ میخوان. اولویت الحق و الانصاف از آنِ آقایانه. خصوصا که .....
{در حالی که از چشم غره ی شما میترسد:} 
آنتی هیستامین ُ خوب اومدید

پاسخ:
خصوصا که چی؟؟؟؟؟

الان من از قبل به شوهرم گفته‌بودم که جلسه دارم یعنی اولویت با من نیست؟

راستی خبری ازتون نیست :)
هرچقدر هم طرز فکر مرد خونه عالی باشه و بخواد همراهی کنه خانواده رو 
اخرش میرسیم به همون اولویت مردسالاری که از بچگی اون اقا باهاش بزرگ شده و هرچقدر روشنفکر باشه نمیتونه تاثیر اون آموزه های دوران کودکی و جامعه رو خنثی کنه
پاسخ:
نه بابا! خداییش جلسه‌ی اون مهم تر بود
فقط از این حیث خیلی دوست داشتم برم جلسه‌ی خودم چون بچه‌ها به من حضورِ فعال من نیاز حیاتی داشتند :)
یعنی تو مسالمت آمیزترین و خوشبخت ترین حالت ممکنم این بحثا رایجه!:))

پاسخ:
آره... منم نوشتم که خاطره بشه :)))
۰۴ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۳۴ وحید عبدی پور
سلام علیکم مجدد
بله دو خواهر دارم
پاسخ:
سلام علیکم مجدد
پس فکر می کنم متوجه هستید که دختران و پسران، خواهران و برادران و زنان و مردان، همه انسان اند و هر دو باید سخت کوش و وقت شناس باشند و به حقوق متقابل هم احترام بذارند؟
حتما این روایت رو شنیدید که طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه
پس در این مساله به خصوص که من مطرح کردم و قبلا هم با شوهرم هماهنگ کرده بودم و ضمنا شرط ضمن عقد من حق تحصیل هست! اولویت با من بوده :)
پس ماجرا رو به لیبرالیسم اسلامی و مدرنیته ربط ندید لطفا
۰۴ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۰۶ وحید عبدی پور
سلام علیکم مجدد.

نه اصلا حرف و سخنم این نبود که شما برداشت کردید.


واضح بگم ، من قطعا زن را در کنج کنج خانه قبول دارم ولاغیر


اما حواسم هم بر دینورزی و یادگیری هم هست


منتهی کلا تفکر کنونی را که راجبه زن قبول ندارم

زن نقشش را غربی ، اسلامی کرده اند.


نماینده مجلس خانم ایکس، می گفت زن نباید ورزشگاه بره، وظیفه اش در اصل خانواده است

منم بهش گفتم تو خودت دائم در مجلسی و شوهر بدبختت اصلا تورو نمی بینه، بعد دم از نقش اسلامی زن می زنی


واقعا ترس عظیم همینه ترکیب شدنه غیر ملموس، اسلام، مدرنیته و لیبرالیسم در این تفکر



نظرم را می گویم
دگم
تحجر
واپسگرا
امل
و...
برچسبهایی است که اگر بگیرمش بر خود از جانب غیر و ذالک
میشه حکایت دو شعر

ما ز یاران چشم یاری .داشتیم


بعد این


کفر چو منی گزاف و آسان نبود.


کاش دین را آنچه که بود دوست داشتیم
نه آنچه که دوست داریم می بود.

در کل تفکر من یادش یقین یدانید یونیک نیست

و هستند قدرتمندانی که پرستیده می شوند در نزد اهلش به دانش دین و زنان را جوری می بینند که ........


مکتب شیخیه به نظرم زن را دقیقا آنچه که باید و شاید دیده و تعریف و نقش دهی کرده



وای چقدر مطلب نوشتم.


خلاصه آنکه، در حوزه، نظر، عمل، ضرورت و غیر ضرورت
می شود حرفها زد


پاسخ:
اشکال امثال شما این هست که نظر میدید و عملی هم نیست و نتیجه ی مناسب هم نداره

حضرت زینب کنج خانه نشست؟

یا حضرتِ زهرا وقتی که داشت خطبه فدکیه رو ایراد می کرد؟

حضرتِ معصومه خانه نشین بود که راه افتاد بره دنبال برادرش در دفاع از ولایت؟

یه نکته: لطفا اینقدر دکمه inter رو نزنید. یه ذره جمع و جور تر بنویسید.

۰۴ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۲۹ وحید عبدی پور
سلام علیکم مجدد.
می دانید اشکال اصلی چیست؟

اشکال اصلی عوامانه شدنه حوزه‌های تخصصی است.
نمی دانم از فقه و اکابر فقهی و از حدیث و اکابر  چقدر مطلع هستید، اما بدانید آنها که قلم ها شکستن در مورد مسائل اینچنینی برایشان مطالب شما کمی ....
مسائل تخصصی رو نباید عوامانه و با عوام بررسی کرد
خیلی هم ناراحت نشوید ، نقد و نظر است
اگر جسارتی کردم پوزش می طلبم



پاسخ:
همسرِ من چندین سال هست که داره کارِ تخصصی روی فرقه های اهل سنت و شیعه و ... انجام میده. همون فرق و مذاهب اسلامی. من خیلی مواقع قبل از انتشار مطالبم یا بعد از انتشار مطالب رو براشون میخونم. 
بعدشم برادرِ من مگه وبلاگِ من تخصصیه؟ من برای مردم می نویسم. برای خوندم همه. اما غلط غلوط هم نمی نویسم.
شما مگه نمیگید رشته تون ارتباطات بوده؟ پس چه ادعایی دارید؟ مگه دروس فقهی و کلامی رو آکادمیک خوندید یا در حوزه تحصیل کردید؟
چرا یه طوری صحبت میکنید انگار اگر دیگران درس هم بخوانند بازهم نمی فهمند؟
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
******* *** **** **** **** *** ** ** ***** **** ** **** ** ***** ** ***** **** ***** ****
همین دیگه. در همین حد کافیه:/
پاسخ:
:))))))
وای چقدر من خندیدم!

ولی خدایی بگو دومی کیه؟
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** *** **** **** **** *** 
** ***** **** ******** ***** ******* ****.
پاسخ:
عجب! دقت نکرده بودم :D
مهتاب جان ببخشید متنت رو ستاره دار کردم :)
راستش یکی از دلایلی که از ازدواج میترسم همینه
پاسخ:
ای بابا! من و شوهرم باهم شوخی داریم. اون خطوط آخر رو بخون!

زن‌ها واقعا در هر صورت پیشرفت می‌کنند ولی در بستر یک زندگی خوب... نه مجردی
انشاالله که همیشه به شادی و حال خوب.
راستش اونقدر طلاق دیدم که میترسم
پاسخ:
توکل به خدا... ان شاءالله که ازدواجِ شما الگو بشه بین فامیل و دور و بری ها! :)
خواهش می‌شود خانم...کار خوبی کردی:)
پاسخ:
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">