صالحه +


صالحه +

غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

من و درد و دکتر، یادش به خیر

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۲ ب.ظ

مامانم میگفت از هفت روزگیم، خیلی قشنگ دارو میخوردم. خودم یادمه، عاشق شربت های صورتی بودم.
از همون اول که به دنیا اومدم با تشخیص غلط یک دکتر و تجویز داروی غیر ضروری مریض شدم.
مراکش که بودیم آلرژی ام به غبار و رطوبت دیوونه ام کرده بود و هیچ دکتری نتونست درمانم کنه الا یک دکتر!!! اونم با دو جین قرص که البته یک صفحه کامل عوارض دارو پشتش نوشته شده بود. چیزایی در حد مرگ. ولی بازم خوردم و درمان نشدم.
وقتی مامانم فهمید حجامت چقدر حالم رو خوب میکنه، باز هم من با کمال میل تن به این نوع درمان دادم.
دیگر کم کم فهمیدم که چه چیزی خوب است و چه چیزی بد.
من همیشه رابطه ام با دکتر و دوا و درمان خوب بوده و هست. اما گاهی هم حس میکردم اینطوری درمان نمیشوم و به همین خاطر خلاف جهت رود شنا کردم.
در واقع رابطه دکتر‌ها با من خوب نبوده. چون آن‌ها علاقه ای به درمان کردن من نداشتند و این من بودم که همیشه به مطب آن‌ها می‌رفتم.
یادش به خیر اون آقای دکتری که وقتی وارد مطبش شدم بعد از ۳۰ ثانیه اول که یکی دو تا سوال کلی پرسید و من هم نتونستم جواب مناسبی به او بدهم، شروع کرد به نسخه پیچیدن و اصلا حرف‌هایم را گوش نکرد.
یادش به خیر اون خانم دکتر مو فرفری که هنوز نمیدانست مشکلم چیه، گفت بخواب رو تخت تا سونو ازت بگیرم و وقتی بهش گفتم:" چرا؟ تو که هنوز نمیدونی من چه ام شده؟ " از اتاقش بیرونمون کرد.
یادش به خیر اون خانم دکتر دندانپزشک که خودش نصف دندون‌هاش خراب و زرد بود و وقتی با کلی ادعا دندونم رو پر کرد بعد از چند روز دردم گرفت و دیگه نتونستم با اون فکم چیزی بجوم. اونم رفت یه درمانگاه دیگه و من هیچوقت دستم بهش نرسید.
یادش به خیر اون مامایی که به خاطر اشتباه اون تا سی و پنج روز خواب و زندگی نداشتم.
یادش به خیر اون خانم دکتر با تجربه ای که نتونست بفهمه دردم چیه، یادش به خیر...
یادش به خیر اون پرستاری که ازش خواستم کمکم کنه بشینم ولی حس بدی که توی نگاهش و سردی دستاش بود، منو پشیمون کرد.

یادش به خیر با وجود کلی درد، باز هم مامای بخش زایمان، به خاطر پرونده پزشکی ناقصم، دست از سین جیم و توضیح خواستن ازم بابت چرایی این مساله بر نداشت و خیلی هم آروم و با آرامش کارم رو راه انداخت.

یادش به خیر پیر دختر دکتر بخش زایمان که یک بار سر و کله اش بیشتر پیدا نشد و اونم اومد و اولش کلی تیکه انداخت که چقدر خودت بچه ای، بچه دار شدی و بعدش هم چند تا سفکسیم آشغال برام نوشت و تمام بدنم از خوردنش کهیر زد.

یادش به خیر...


سریال پرستاران هم که داره پخش میشه... آره. باید باور کنم که دکترا و پرستارامون همه شون، متخلق به اخلاق پزشکی اند. 
آره. به درک که تا الان از دکتر و پرستارا چی کشیدم و کشیده اند و کشیدیم.
اینا یه مشت دروغ واسه خراب کردن دکترا و پرستارا بود. لطفا سریال پرستاران رو جدی بگیرید و یه وقت فکر نکنید که کارگردان و نویسنده دارن رویا‌پردازی میکنند.
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۰

نظرات  (۱)

متاسفانه شاید به تعداد انگشتای دست دکتر و پرستار با وجدان ببینین!!! اینقدر ازین تخلفات پزشکی در حد فلج شدن ادما حتی یا سقط کردن جنین نه ماهه!!! شنیدم از اطرافیانم که به هیچ دکتری اعتماد ندارم.اصلا دکتر نمیرم.خداروشکر خیلیم مریص نمیشن ولی شده ک حالم خیلی بد بوده اما نرفتم دکتر!! تهش یه مشت قرصه دیگه! بدون اینکه خوب بشی...من خودم اینقدر کشیدم ازین دکترای بی عرضه دلم خونه..چندین ساله که با طب سنتی آشنا شدم و سالی چندبار حجامت میکنم و خیلی توصیه های خوراکیشونو رعایت میکنم خداروشکر دیگه مریصی آنچنانی نگرفتم.. میگرن و معده درد و یه اتفاق خیلی خفن گوارشی که از 9سالگیم اتفاق افتاد و هیچ کی نتونست درمان کنه با همین حجامت و باد کش رفع شد
چند روز پیشم برا گرفتن کارت بهداشت میش یه خانوم دکتر عقده ای بودم
هرسال یه اقای دکتر عقده ای و عوضی بود 
پاسخ:
همینه دیگه بدبختانه ... 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">