صالحه +

صالحه +

غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
  • ۲۱ خرداد ۹۷، ۱۰:۱۵ - مرتضا دِ
    :|
نویسندگان
پیوندها

من و احتمال قتل

دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۷ ب.ظ

ساعت 4و نیم صبح جمعه 16 تیر 96

من و دختر یک سال و سه ماهه ام در اتاق بالای زیرزمین خواب. من کمی خواب و بیدار.

مامانم، در بالکنی بیرون اتاق من، ایستاده رو بروی در و مشغول شنیدن نوای "بی تو ای صاحب زمان" مقدم.

شوهرم، خواب روی تخت های بالکنی روبروی پذیرایی پایین حیاط و رینگتون بیداری اش برای نماز صبح در حال پخش.

گربه ها، مشغول دعوا روی سقف دستشویی، برای یک لقمه استخوان بلدرچین؛ پسماندهای کباب دیشب.

که ناگهان یکی از گربه ها جیغ وحشتناکی کشید.

من در خواب فکر کردم یا حس کردم که گربه از بالای سرم پرید.

جیغ بلندی کشیدم و بلند شدم.

حس کردم گربه کنارم است. داد می زدم و با چشمان بسته روی گربه افتادم. پشمالویی اش را حس می کردم.

مادرم سریع آمد توی اتاق. منتظر بودم به کمکم بیاید تا گربه را بیشتر بزنم.

با فریاد های او چشمانم را کمی باز کردم. باورم نمی شد. داشتم دخترم را له می کردم و شاید خفه. یکی از پاهایم را روی پاهایش فیکس کرده بودم و دستهایم داشت بدنش را فشار می داد.

انگار تازه متوجه جیغ های او شدم.

سریع خودم را کنار کشیدم و سعی کردم آرامش کنم و دوباره بخوابانمش.

قلبم تا مدت زیادی در حال تپیدن بود. تپیدن که نه! کنده شدن.

فردایش لب پایینی ام درد می کرد. انقدر سفت گازش گرفته بودم که یکی دو روز درد داشت.


همیشه از این می ترسم که برای بچه ام اتفاقی بیافتد.
اما باید از خودم بیشتر بترسم.
من حتی اگر او را نکشم، ممکن است با تربیت غلطم، او را نابود کنم.
خدا رحم کرد...

 



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۱۹
صالحه

نظرات  (۴)

سلام 
چی بگم والا ، همش منم فکر کردم گربه کنارت بوده ولی خوب توصیف کرده بودی خوشم اومد 
پاسخ:
سلام خانومی. راستی سوره هامو هم خوندم
چه خوب که میگی قلمم خوب بوده!
چه استرسی دهشتی که همچین خوابی دیدی و از جیغای بچه ام بیدار نشدی!!
یا شاید قبل خواب ماست و دوغ خورده بودی!!
به هر حال هرچی هست خیر باشه
پاسخ:
سلام عزیزم. نه دیگه... کباب بلدرچین خوردیم و شد اون بدبختی...
۲۰ تیر ۹۶ ، ۰۹:۵۰ دچـــــ ـــــار
شما و کباب بلدرچین؟ ناپرهیزی کردین!؟ :)
پاسخ:
چرا؟ الان اگه جوج بزنیم نا پرهیزی نیست؟ 
اتفاقا بلدرچین اصن گوشت نداره... به درد همون گربه های عوضی میخوره 
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۳:۰۱ دچـــــ ـــــار
جدی؟ من نخورم که :)
پاسخ:
بخرید بلدرچین، باهاش سوپ درست کنین. خیلی خوشمزه میشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">