صالحه +


صالحه!
دختر والدین برای ۲۴ سال
همسر ۷ ساله
مادر × ۲
لیسانسیه فلسفه
*
غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

شکفتن غنچه‌ها در یخبندان

شنبه, ۳ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۷ ب.ظ
عنوانِ متن اشاره داره به رضا، برادرم و نامزدش که توی این اوضاعِ دهشتناکِ اقتصادی، فردا قراره عقد کنند :)
دیروز کلِ پس‌اندازم (هرچند زیاد نبود) رو دادم به رضا تا واسه خرید حلقه پول کم نیاره. توی این شرایط هرچقدر هم بابام به رضا می‌ده، اون بیچاره کم میاره. بابا هم کم نمی‌ده ولی خرج و مخارج خیلی عجیب و غریب شده. تازه بابا باید علاوه بر پولِ عروسی و رهن خونه برای رضا، وسایل برقی جهیزیه رو هم بخره... به بابا می‌گم: چرا خودشون نمی‌خرن؟ هزینه این وسایل برقی‌ها خیلی زیاد می‌شه. میگه: خوبه ۵۰ میلیون بشه! ... و من فقط مبهوت از اینم که ۶ سال پیش، کلِ جهاز من حدود ۳۰ میلیون شده بود.
قیمت‌ها از چند سال پیش تا الان به وضوح ۴ برابر شده ولی مثلا حقوقِ بابای کارمند من ۲ برابر شده و این در شرایطی هست که حقوق خیلی‌ها توی این کشور چندان زیاد نشده.
می‌دونم که همه‌تون از این قیمت‌ها خبر دارید ولی من هیچ‌وقت در مورد این‌جور چیزا تو وبلاگم حرف نزده بودم. با اینکه خودمون (نه بابام اینا) اوضاعمون مثل همه است و به لطف آقای روحانی روز به روز پس‌رفت می‌کنه...
اینا رو گفتم که فقط اینو بگم که من تعجب می‌کنم که بعضی از آقایون چطور هنوز زنده‌اند... با این همه ناله و نفرینی که پشت سرشون هست، چطور هنوز نفس می‌کشند. دلم می‌خواد بدونم اینا چطوری می‌میرند. تو چه حالی... تو چه اوضاعی. کسانی که اصلا به فکر میلیون‌ها انسانی که تحت تاثیر تصمیمات یا انفعالاتشون قرار می‌گیرند نبودند. کسانی که حتی یه ذره هم به وجود خدا و قیامت باور ندارند. کسانی که تنها به منگنه کردن مردم زیر بار مسائل اقتصادی اکتفا نکردند و اونا رو تحقیر کردند... عزّتشون رو لگدمال کردند...
+ ما اون روزا رو می‌بینیم. دور نیست.
+ همین‌طوری که دارم بازپخشِ خلاصه‌ی برنامه ثریا در مورد اقتدار موشکی ایران رو می‌بینم، که چطور نیروهای مسلح، جمله آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکندِ حضرت امام رو در عرصه نظامی تحقق بخشیدند، به این فکر می‌کنم که دولتی‌ها نمی‌خوان که مشکلات مردم رو حل کنند... نمی‌خوان. وگرنه می‌شد.
موافقین ۱۲ مخالفین ۲ ۹۷/۰۹/۰۳
صالحه

نظرات  (۱۸)

۰۳ آذر ۹۷ ، ۲۱:۲۸ علی ابن الرضا

مبارکشون و مبارکتون باشه...

من الان این شرایط که گفتینو درک میکنم واقعا

عیدتون هم مبارک

پاسخ:
خیلی ممنون :)
ان شاء الله عروسی شما و همه ی جوان های دم بخت
عید شما هم مبارک :)
فک کنم بهش میگن ابتلا! یا شاید لغت دیگه ایع و فراموشش کردم.. به این مضمون که.. خدا اینقدر به بعضی خطاکارا فرصت میده تا حسابی بارشونو سنگین کنن! بعد میبرتشون... فک میکنم لغت دیگه ای بود..یادم نمیاد ولی همیشه وقتی مامان میگه خدایا چرا فلانی ها زنده ان و... میگم بهش

من بشخصه از عروسی گرفتن خوشم نمیاد.. کلا یه مهمونی نهار به نزدیکا و بعدم یه سفر و بعدم منزل :) 
حتی از جهیزیه و این خریدا هم خوشم نمیاد.. همه چی به اندازه نیاز.. خونه رو خلوت و ساده دوست دارم

پاسخ:
من فکر کنم بهش می گن سنت امهالِ خداوند یعنی مهلت دادن به گنهکاران در دنیا

چقدر خوبه که از الان اینجوری فکر می کنی. من متاسفانه دیر به این نتایج رسیدم و عروسیم حسابی سنگین و پرخرج شد :|
ولی جهازم رو سبک و خوب خریدم... باز خدا رو شکر
راستی یادم رفت بگم مبارک باشه.ایشالا همیشه خبرای شادی 💕💕
پاسخ:
ممنونم عزیزم. ان شاء الله عروسی خودت :))
اون کلمهداستدراج بود :)))
پاسخ:
فکر کنم استدراج این بود که خداوند اینقدر خواسته های اون فردی رو که استحقاق گمراهی داره رو طبق هوای نفسش برآورده می کنه که کم کم دچار فراموشیِ خداوند بشه چون فکر می کنه که با اطاعت نکردن از خداوند هم می تونه زندگی خوب و راحتی داشته باشه... این نیست؟
به خدا نمدونم چی باید بگم 
جهاز اونا با شما فرق داره انگار نه؟ 
پاسخ:
من نمی دونم چی می خوان برای جهاز بخرن ولی در کل جهاز من هم ساده بود و هم خوب و نسبتا مختصر بود. من فقط یه کاناپه خریدم و تخت و مبل رو خودم نخواستم که بخرم. یا مثلا خیلی ظرف و ظروف نخریدم و کلا برندبازی هم نکردم.
خدا کریمه. خودش کمک میکنه :)

ولی نمیفهمم این انتظارات خرید جهزیه از دختر کی باب شد! حرفم اصلا به معنای این نیست که به پسر و خانواده ش فشار بیاد و همه بارو اونا به دوش بکشن، اما از نظر اسلامی هم خرید وسائل مورد نیاز (وسائل اولیه واقعا) برای شروع زندگی به عهده مرده. خیلی زشته که تو جامعه الان، برخی خانواده ها انتظار دارن همه یا بخش بزرگی از جهازو دختر فراهم کنه و سر کم یا زیاد بودنش بهش سرکوفتم میزنن!!

روی صحبتم با شما نیست ها، کلا از این فرهنگ میگم :)
پاسخ:
:)

من کاملا قبول دارم که دختر و خانواده اش وظیفه ای برای خرید جهاز ندارند ولی از وقتی که مراسم عروسی، تبدیل به یک مراسمِ تجملاتی و غرب زده شد، خرج و مخارجش بالطبع بالا رفت و دخترها و پسرها و خانواده هاشون یک تقسیم بین بار مالی انجام دادند که خرید طلاها و تهیه خونه و خرج های عروسی(مثل لباس و آرایشگاه و ماشین و تالار و عکاسی و ...) (که خیلی هم زیاد میشه طبیعتا) به پسر رسید و به دختر هم تهیه وسایل خونه (که سلیقه خودش هم لحاظ بشه)

این فرهنگ از غرب اومد وگرنه این کتاب های خاطرات جنگ و همسران شهدا رو که آدم می خونه، تازه می فهمه که چقدر زندگی هامون مسخ شده و از روح الهیش تهی شده :|
۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۲:۱۴ جناب منزوی
ابهام عجیبه ی، اینکه چرا حاضر نیستن برای مردم کار کنن
پاسخ:
شاید کاری هم از دستشون بر نمیاد... بلد نیستند...
فعلا این جماعت نشون دادند که در مقام حرف خیلی جلوتر از کسانی هستند که در صحنه دارند بی سر و صدا کار می کنند :)
۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۵:۳۴ راهی به سوی نور
سلام
الهی خدا برکت بده به زندگی هامون
الهی برادرو زن برادرتون خوشبخت بشن
چقدر درک می کنم حرفاتون رو
و چقدر مسیولین رو مقصر می دونم

 فکر می کنم این جمله بعد که می گم ممکنه ناراحت کننده باشه، (تو پرانتزم بگم که حرفام اصلا منکر وظیفه و تلاش و مسیولیتی که مسیولین دارن نمیشه ها) 
ولی...
به جدّ معتقدم اون روزا که می گفتیم هیچی مهم نیست، عزت مهم نیست، اسلام مهم نیست، حمایت از مظلوم مهم نیست، صداقت مهم نیست، عملکرد و کار نامه ی قبل مهم نیست، برنامه داشتن برای بیکاری مهم نیست، انقلاب و اقتصاد مهم نیست، اخلاق مهم نیست، آینده نگری مهم نیست و یا جاهلانه یا عامدانه انتخاب درست نکردیم نتیجه اش چیزی جز این نمیشه...
ما (حداقل در مورد مردم تهران) به لیستی رای دادیم که حدود ۲۰نفرشون رو تو گوگل سرچ می کردی هیچ سابقه ای نداشتن، به لیستی که یه نفر اقتصاد دان جزوش نبود..

ما داریم میوه اشتباهات جمعیمون رو می خوریم متاسفانه...
میوه آگاهی ندادن هامون رو...
پاسخ:
سلام.
خیلی ممنون از دعاهای خوبتون

بله... ولی انگار باید این اتفاقات می افتاد تا شکست جریان لیبرال ها برای همه ی مردم مسجل می شد.
 این روزهای سخت برای مومنین علوِ درجاته و برای دلسپردگان به غرب، بلا و آزمایش و ....
چرا وسیله برقیا رو داداشتون میخره خب!؟ پس دختره چی میخواد بگیره!؟
خب مگه حلقه واجبه!! یه حلقه نقره بخرن چیزی میشه؟!؟؟!
همه فرمایشاتون درست ولی وسیله برقی ای که 50 تومن بشه حتما جزو ضروریات نخواهد بود، اضافه خرجی های خودمون و به حساب دیگران نذاریم بهتره!
موضوعم شما نیستی، این عادت غلط باب شده متاسفانه و دامن گیر همه جوون هاست
خدا خودش عاقبتمون رو ختم به خیر کنه
پاسخ:
نمیدونم چرا! شاید چون تمکن مالی خانواده ما از خانواده دختر یه مقدار بیشتره. اونا هم باید وسایل آشپزخونه و فرش و وسایل چوبی رو بخرند.
حلقه از نظر من چیز خوبیه ولی سرویس طلا نه. اما هرچیزی گرونش بده...
منم مثل شما با خریدن اقلام برقی اونم از برندهای خارجی که قیمتشون سر به فلک می کشه مخالفم ولی قیمت ها در کل بالا رفته و در این شکی نیست. همین الان یه ماشین لباس شویی 5 الی 6 میلیون هست.
هرچند که ما ایرانی ها عرف های غلط زیاد داریم. مثلا خارجی ها عادت دارند خونه رو با وسایلش اجاره بدند در نتیجه هیچ وقت اثاث کشی نمی کنند و زوج های جوان هم جهیزیه شون ساده است و معمولا یخچال و ماشین لباس شویی هم نداره...
من به شخصه اگر الان بخوام برای خریدهام چیزی رو اضافه یا کم کنم، با توجه به این که جهیزیه ام خیلی ساده بوده، از خرج و مخارج عروسیم کم می کردم. چون واقعا عروسی با همه ی دنگ و فنگ هاش اصلا چیز لازمی نیست
نه صالحه 
بد نوشتم 
منظورم این بود رسم جهاز اونا با شما فرق داره که لوازم برقی را باید پدرتون بخرن؟ 


و جمله ی اولم هم اظهار تاسع و همدردی بود همین 
پاسخ:
من که اصلا بد برداشت نکردم عزیزم. فهمیدم احساست رو :))
شاید رسمِ اونا این هست ولی این رسم توی شهرستانِ اونا اصلا مشکلی نداره چون عروسی و هزینه مسکن اصلا سنگین نمیشه.
ولی بازم خانواده ما قبول کردند چون فی الجمله هم تمکن بیشتری دارند و هم فعلا فقط براشون مهمه که رضا سر و سامون بگیره.

بعدش من خودم آدم خط شکنی هستم. هیچ وقت رسم و رسوم برام مهم نبود. وگرنه باید خیلی کارها می کردم. من و شوهرم باید با هم توافق داشتیم که داشتیم :))

اصلا توضیحاتتو که نفهمیدم هیچ 
حس می کنم جوابت ربطی به سوالم نداره 😁😁

فقط چقدر جالبه که مثلا شما میگید ما تمکنمون بیشتره و ما میخریم 
گنده دلی میخواد راستش 
پاسخ:
آخه بحث رسم و رسوم شد. میدونی هم من و شوهرم و هم داداشم و خانومش از اقوام متفاوتی از قومیت های کشور هستیم. 
من و شوهرم خودمون برای رسم و رسوم تعیین تکلیف کردیم
ولی خانواده عروسمون براشون رسم و رسوم خیلی مهم بوده و برای همین خانواده ما انعطاف نشون دادند.
بلاخره باید یکی کوتاه بیاد دیگه :)
آها فهمیدم 


ببخشید صالحه این سوالم یه وقت ناراحتت نکنه دارم جدی می پرسم باشه؟ 
ببین اگه طرفتون تمکن مالی خوبی نداره چجوری میتونه رو رسم و رسوم پافشاری ککه؟ 
معمولا کسایی که بهتر خرج می کنن بهتر هم میتونن از حق خودشون برای رسم و رسوم حرف بزنن 
و متاسفانه مخصوصا در مورد دختر این طوریه که بیشتر بپاشی احترام دختر رو بیشتر دارن 
اون اعتماد به نفسه اگه پول نباشه خدشه دار میشه، نمیشه؟ 




الان اینا رو کلی هم میخوام بگی نه فقط در مورد داداش و پدر خودت به صورت خاص 
میخوام نظرتو هم خاص و هم کلی بدونم 
پاسخ:
اونا تمکن مالی دارند ولی خانواده ما تمکنش بیشتره. اما با این همه روحیات آدم ها با هم متفاوته. مثلا بابای من خیلی دست و دل بازه. ولی داداشم و بابای عروسمون اهل حساب و کتاب اند :)) و نمی دونم باورت میشه یا نه ولی داماد ها شبیه بابای دختر میشن. الان شوهر من مثل بابامه. دست و دل باز و دل گنده... حتی اگه خیلی هم پول نداشته باشه. دلیلش هم شاید اینه که دخترا دوست دارن یه مردی شبیه باباشون توی زندگیشون بیاد و ناخودآگاه همین انتخاب رو می کنند.
بعد مساله بعدی اینه که خانواده اونا تعصبات قومیِ بیشتری دارند و اقوامشون هم انتظار دارند که طبق رسم و رسوماتشون عمل بشه. اما خانواده من که خودش فرهنگ خودش رو داره (و پدر و مادرم هم از دو قومیت متفاوت اند و از جوانی سنگ بنای زندگی شون رو دور از فرهنگ های خانواده هاشون گذاشتند) اینطوری نیستند و انعطاف بیشتری دارند و مصلحت فرزندشون براشون مهم تر از آداب و رسوم های قومی هست. 
اما یه چیزی هم بگم. آداب و رسوم به نظر من همیشه بد نیست. خیلی وقتا خوبه. گاهی که باعث میشه آدم ها چیزای مهم تر رو قربانی این رسم و رسوم کنند بد میشه...
اما اگر بخوام کلی بگم، این مسائل همیشه و در همه ی شرایط صادق نیست. خانواده ها هر چقدر بیشتر خدا رو مد نظر بگیرند بهتره.
مثلا خودِ من... خانواده همسرم نسبت به خانواده عروسمون وضعیت مالیشون خیلی ضعیف هست. ولی شوهرم برای من سنگ تموم گذاشت و با این وصف، خانواده من به اندازه شوهرم، بریز و بپاش نکردند. یکی از دلایلش هم این بود که شوهرم دوست داشت که دلِ من رو به دست بیاره... اما مثلا توی زندگی ما، عزت و احترام من تابعِ جهیزیه ی ساده ام نشد. حالا نمی خوام از خودم تعریف کنم ولی شخصیت من و خانواده ام طوری بود که خانواده شوهرم و فامیلاشون خیلی به من احترام می ذاشتند.
نبودن پول وقتی باعث کم شدن اعتماد به نفس آدم ها میشه که ما خدا رو و نقش خدا رو کمرنگ بگیریم و یا نادیده بگیریم و برامون پول مهم باشه.
مثلا سر همین قضیه که خاله ام همه چیز رو تابع بود و نبود پول میدیده، بچه هاش هنوز هم ازدواج نکردند با اینکه از من  و داداشم بچه هاش بزرگترند

حالا بعدا بیشتر می نویسم
اره اره امهال بود فک میکنم

اگر اختلاف سنی مونو در نظر بگیری میبینی خیلیم زود به این نتایج نرسیدم 
منم تا 5-6 سال پیش فکر میکردم مگه ممکنه ادم بدون مجلس عروسی بره خونش؟؟؟ یا فلان وسایل و نداشته باشه؟؟!! 
پاسخ:
راستش الان که به گذشته  فکر می‌کنم می‌بینم هر چقدر بیشتر داشتم، شادی‌م کمتر بود...
بدونِ شعار!!!
ولی این نتیجه برای خودمم جالب بود. فکر نمی‌کردم یه روز این احساس واقعیم بشه
اوهوم 


فقط با داماد  شبیه پدرزن میشه مخالفم 
خونه ما سه تا داماد اومده 
حرفت نپخته بود 
تازه همه دنبال یکی مثل باباشون نیستن
پاسخ:
از مهم‌ترین جهاتی که اون دختر جلوی چشمش بوده و توی پدرش می‌دیده و خوشش میومده یا بدش میومده... نه همه‌ی اخلاق و رفتار! 
تازه خودِ پدر به مرور زمان ممکنه تغییر بکنه و هر دختری یه سری نکاتی رو بیشتر توی پدرش دیده بیشتر مدّ نظرش قرار بده. از این جهت مثلا میبینیم چند تا باجناق توی یک خانواده هستند و به هم شباهتِ زیادی ندارند...
همینکه گفتی همه دنبال یکی مثل باباشون نیستن هم درسته... دقیقا چون بعضی از اخلاق‌های باباشون ناراحتشون می‌کرده، دنبال یکی هستند دقیقا با خصوصیت مخالف پدرشون. من بیشتر منظورم وقتی بود که پدر، مردِ دوست‌داشتنی زندگی دخترش هست و اون دختر با فراغ بال انتخاب می‌کنه.
این که من گفتم در مقامِ اجمال بود... وگرنه تفصیلش این میشه :)))
مبارکااا باشه اصلا داداش آدم داماد که میشه ی لذت دیگه ای داره واسه خواهرا 


اتفاقاامروز با برادر داشتیم بحث میکردیم میگفت اگر بخوان میتونن مملکت درست کنن 

پاسخ:
آره... خواهرا ذوق دارن دیگه. برادرا که به عروسی خواهراشون ذوق نمی‌کنند :))

میشه. ولی این دولت نمی‌تونه.
ان شا الله که مسئولین از سر خیانتشون نیست و صرفا به خاطر خریتشون این کارا رو کردن (در واقع دست رو دست گذاشتن و هیچ کاری نکردن)


ما رسم نداریم دختر چیزی بخره، هیچی :)

(البته معدود خانواده هایی که وضعشون خوبه الان وسایل میخرن برا دختراشون)
پاسخ:
آخه اگه خریّتشون اینقدر زیاد بود که شورای نگهبان ردّ صلاحیتشون می‌کرد :)))

فکر کنم قبلا هم گفته بودید بهم. رسم خوبیه. خدا کنه ازدواج‌ها ساده بشه تا جوان‌ها دست و دلشون به خاطر ازدواج نلرزه.
۱۱ آذر ۹۷ ، ۱۸:۰۷ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام صالحه جان
ایول الله به پدرگرامی شما. چه قدر خوب
مبارکشون باشه :)
خداییش اون قدر وسیله ها گرون قیمت شدن که تهیه یه جهیزیه سر به فلک می کشه. خودم به شخصه همه وسایلم رو ایرانی خریدم به جز چندتایی که از قبل بودن یا مثلا چندتا چیز ریزه. در کل هم موافق شلوغ پلوغ کردن خونه نبودم و به نسبت سعی کردم چیزای اضافی نگیرم. اما هزینه ها به نسبت دو سال و خرده ای قبل که ما تازه عقد بودیم دو تا سه برابر شده بود اسفند96. یعنی هنوز توی اوضاع وحشتناک دلار هم نیافتاده بودیم. :/ ولی خداییش خیلی زیاد شد هزینه کلش. خیلییییی. هنوزم قلبم به درد میاد واسه پدرم.
این که مراسم چه طوری باشه و تجمل و اینها، الان این قدر بعضا مردم مراسمهاشون و می کنن تو چش و چال هم که افتضاحه. همه می خوان رو دست بقیه بلند شن. بعدم دیگه این فضاهای مجازی اینستایی اون قدر ترویج دهنده مهمانی های سبک اروپائیه که آدم می مونه. :/
ولی خداییش ما دوتا تمااااااام تلاش مون رو کردیم که همهههههه چیز در نهایت سادگی باشه با هزینه کمتر و دور از اسراف. جالبه که خرج و برج کمتر از چیزی که فکر می کردیم شد به لطف خدا. 
یک ماه بعد همه چیییی شونصد برابر شد. ولی با همه اینا اگر هنوزم کسی بخواد می تونه جمع و جور کنه خرج و مخارجش رو. 

و این وسط واقعا حالم بده واسه مردم. جدای از همه درس عبرت ها و تنبیه و دیدن نتیجه تصمیم، زیر پا دارن له میشن. 
پاسخ:
سلام خانومی :)
هزینه‌ها که از وقتی دکتر روحانی‌ اومد، سیر صعودی پیدا کرد. مثلا ایام انتخابات ۹۲ داشتیم عروسی می‌گرفتیم. همون موقع‌ها انقدر عدم ثبات توی بازار بود که خدا می‌دونه. بعد از مذاکرات هم که مردم از تغییر ناامید شدند، دیگه مردم وایسادند ولی قیمت‌ها همچنان می‌دویدند. توی این شرایط، هزینه‌های عروسی واقعا جزو سنگین ترین هزینه‌ها هستند. هرچقدر هم که ساده بگیریم بازم باید یه چیزایی رعایت بشه. حتی آدم با دلِ خودش هم نمی‌تونه خیلی بجنگه. پیش خودش میگه: یه بار که بیشتر تو زندگیم عروسی نمی‌کنم.
خلاصه سخته... 
من که از الان عزا گرفتم که لباس چی می‌خوام بپوشم توی عروسی رضا
واقعا انقدر خرج های لازم و ضروری هست که به پول لباس نمی‌رسیم

مردم... منم دیگه دلم برای همه داره میسوزه. خشک و تر دارن با هم میسوزن.
۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۷:۲۵ بانو ایرانی
سلام
اول
من کاملا با  اینکه جهاز تقسیم بشه بین خانواده ها، موافقم. حتی کاش می شد بقیه خانواده ها هم توش نقش داشته باشند. مثلا هر کسی از خونواده عروس یا داماد، جای هدیه هایی که بعدا می خوان بیارن، یه بخشی حتی از یه وسیله ی جهاز رو تقبل کنن. اینطوری انقدر فشار نمیاد.
دوم
خدا آفت مسئول خائن رو از مملکت ما رفع کنه
پاسخ:
سلام بانو
آره... رسم خوبیه. فکر کنم قدیما بیشتر از این خبرا بود. عروسی دخترخاله‌م که بود، همه فامیل یه تیکه از وسایل آشپزخونه رو خریدند و هدیه دادند. خیلی هم زیاد شد هدیه‌ها! خوب بود.

مسئولین که... خدا ازشون نگذره‌...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">