صالحه +


صالحه +

غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

حرف‌زدگی: بحرانی زاییده‌ی بی‌فکری

سه شنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۶، ۰۴:۲۰ ب.ظ

قبلا که اینترنت نبود، بازار روزنامه و اخبار TV و مجله و هفته‌نامه مثل چای داغ و لب‌سوز بود.
وقتی اینترنت اومد یه ذره از دهن سوزی این بالایی ها کم شد ولی همچنان داغ بودند.
وقتی که شبکه‌های مجازی مثل تلگرام و اینستاگرام بین مردم خیلی مستقبل شد (یعنی استقبال شد ازشون) دیگه اساسا بعضی از این‌ها دارند کارکرد خودشون رو از دست میدن. مثل اخبار شبکه یک که روز به روز بی‌مزه تر و یخ‌تر می‌شه.
این روز‌ها همه اخبار رو به سرعت نور جابه‌جا می‌کنند. و به سرعت صوت اون رو نقد و تحلیل و بررسی می‌کنند.
این روزها "خیلی‌ها" که بلد بودند بنویسند یا حرف بزنند ولی از یک تریبون درست و درمان محروم بوده‌اند؛ حالا می‌توانند حرفشان را به گوش چندk آدم برسانند. لااقل از هیچی بهتر است. حتی می‌بینیم بعضی از این "خیلی‌ها" از قضاوت شدن و فحش‌ خوردن نالان اند؛ اما باز هم می‌نویسند. چون اگر از این شنیده شدن ناراضی بودند، بساطشان را تا الان صد بار جمع کرده بودند.
در بازار داغ خبر هم، چه خبر مذکور سیاسی باشد چه اجتماعی چه اقتصادی و چه فرهنگی و هنری و چه مذهبی، همه چیز به یک مساله برگردانده می شود. توجه کنید: برگردانده می‌شود: سیاست.
و این همان سیاست زدگی است.
اما ننوشتم که نقد سیاست زدگی بکنم. فی الواقع کمی طفره رفتم. نوشتم که نقد حرف‌زدگی بکنم. (الان می‌توان انتقاد کرد که تو همین الان هم دچار حرف‌زدگی هستی).
آره. من حس میکنم حالا با پدیده‌ی جدیدی روبرو شده‌ایم: حرف‌زدگی
کشف جدید من در پی خواندن و شنیدن های بسیار درمورد سید مرتضی آوینی اتفاق افتاد.
در اینستاگرام و تلگرام و تلویزیون و روزنامه و مجله؛ افراد بسیاری صفحات خود را پر کردند از حرف و حرف و حرف درمورد وی اما دریغ از درک واقعیت. چه از طرف گوینده چه شنونده.
مگر چند جمله از سخنان سید مرتضی آوینی را بازنشر کردید که این‌قدر ادعای شناساندن آوینی را به ملت دارید؟
ما دو سه خط می‌خوانیم و دو جمله می‌شنویم و سپس چندرغاز دریافتی‌مان را با تصورات دیگرمان قاطی پاتی می‌کنیم و یک چیز وهم آلودی تولید می‌کنیم و زندگی‌مان را با همین وهمیّات ادامه می‌دهیم. بدتر این‌که وهم زده هستیم و نمی‌دانیم و وهمیّات یک عده وهم‌زده دیگر را هم چشم‌بسته و ذیل این پندار غلط: "نظر هرکسی محترم است" قبول می‌کنیم.
حرف‌زدگی یعنی دلمان می‌خواهد حرف بزنیم. بی‌ربط و با‌ربط.
حرف‌زدگی یعنی سکوت هیچ معنایی ندارد و هیچ جایگاهی ندارد و هیچ فایده‌ای برای انسان ندارد.
حرف‌زدگی یعنی خالی کردن حرف‌ها از فکر.


+در مهمانی زیارت قبولی پدربزرگ و مادربزرگم، همه‌ی بزرگان فامیل نشسته‌ بودند. گوش کردم دیدم مرد گنده‌ی سی ساله دارد درمورد کور بودن خفاش سخنرانی می‌کند.
آخه ضرورت داره؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۲۲

نظرات  (۵)

خفاش که خیلی جالبه، با پالس های صوتی مسیریابی کردن، خفن نیست؟! :))
پاسخ:
😂😂😂 
قبلا که اینترنت نبود؟ یعنی کی؟ :)
پاسخ:
حدود دو دهه پیش چندان فراگیر نشده بود! حتی قشنگ یادمه موبایل بابام رو که شبیه بیسیم بود. چه کلاسی داشت موبایل داشتن! الان دیگه بچه دبستان نرفته، ولی موبایل و تبلت و نت داره
فکر میکنیم توی این پست میخاستید درمورد آوینی حرف بزنید درسته؟ :)
پاسخ:
نه. دیگه من درمورد آوینی حرف نزنم بهتره. آوینی حرفاشو تو کتاباش زده.
فقط میخواستم درمورد حرف‌و حرف و حرف! حرف بزنم.
یک کار بیهوده! 🤐
۲۳ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۴۹ ابراهیم ابریشمی
تصور نمیکنم «نظر هر کس محترم است»، پندار غلطی باشد، شاید منظورتان «نظر هر کسی صحیح است» باشد. اگر نظر هر فرد در ابتدا حمل بر احترام و شنیده نشود، آنگاه نه مجالی برای گفت و گو باقی می ماند، و نه امکانی برای تعقل و سنجش سخنان.
پاسخ:
به نظر من با این جمله نوعی مغالطه میکنند. اول میگویند نظر هر کسی محترم است و این شنونده را وادار می کند به حفظ حریم گوینده و سپس خودداری از بیان حقیقت پشت پرده حرف ها.
احترام گذاشتن به گوینده که اصلا ربطی نه به خود حرف دارد و نه به جمله «نظر هرکسی محترم است». چون به صورت کلی باید به افراد احترام گذاشت. اما احترام گذاشتن به "اصل حرف" بی معنی است. آیا باید به نظر کسی که قرآن را آتش زده احترام گذاشت؟ به نظر یک نژاد پرست درمورد برتری نژاد او احترام گذاشت؟ به افکار و آرا وحشتناک ترامپ رییس جمهور امریکا احترام گذاشت؟ به نظر افرادی که در مورد مسائلی که نمیدانند نظر میدهند احترام گذاشت؟ این ها چند مثال حاد بودند اما دیدیم که در این موارد اصلا احترام گذاشتن به حرف و نظر فرد معنی ندارد.
شما در نظری که دادید آمده‌اید نظر افراد را در یک موقعیت دیالوگ بررسی کرده اید و احترام به نظر اشخاص را در فضای دیالوگ. اما اولا: منظور از این نظر ها بیشتر نظرات افراد در فضای منولوگ است نه دیالوگ. ثانیا: این احترامی که شما از آن حرف میزنید بیشتر احترام گذاشتن به خودمان است. زیرا اگر حرفی را نشنیده و نسنجیده؛ قضاوت کنیم آن وقت خودمان را مضحکه کرده ایم. به خودمان بی احترامی کرده ایم. پس احترامی که شما گفتید بیشتر احترام گذاشتن به خودمان است تا به حرف زده شده!

۲۴ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۴۹ ابراهیم ابریشمی
فکر میکنم درباره ی معنای این عبارت که «نظر هر شخص محترم است»، هنوز تصور دقیق و روشنی نداریم و آن را گاهی حمل بر نسبی گرایی و صحیح بودن همه ی نظرها میکنیم و گاهی نیز آن را به معنای تایید فحوای نظر هر فردی میدانیم (تاییدی عملی و اخلاقی آن شخص). اصلا احترام به یک نظر، به عنوان اصلی اخلاقی متضمن این موارد نیست و نمی تواند باشد. قدری از این ابهام -من نامش را ابهام میگذارم البته و نه مغلطه که باری توهین آمیز دارد- هم ناشی از این است که تعبیر فارسی، دارای گونه ای از آرایه ی ادبی مَجاز است. در فارسی میگوییم که «من به پدر و مادرم احترام میگذارم» و مقصودمان از این عبارت، کمابیش رفتاری واضح و معین است در نسبت با خانواده، مثلا قدردانی یا تکریم شان.
اما مراد از احترام به یک نظر چیست؟ آیا یک نظر، فردی انسانی ست که تکریم یا قدر دانی شود؟ البته که نه. احترام به طور کل، چندان که درباره ی یک فرد انسانی نیز، دلالت میکند بر گونه ای قدر دانی و به جای آوردن حق امر محترم. بنابراین احترام به یک نظر نیز، به جای آوردن حق آن نظر است. اما حق نظر چیست؟ زبان فارسی به خوبی این تعبیر را معنا میکند: «به جا آوردن حقیقتی که از آن دیدگاه، آشکار میشود». زیرا نظر، به معنا دیدن است و لفظ نظر در فارسی مجاز از منظر به معنای دیدگاه است. نظر من درباره ی فلان فرد، یعنی منظر و مرئا و دیدگاهی که از آن به او می نگرم و حقایقی که از او، بر من آشکار میشود. پس احترام به نظر، یعنی درک و دریافت و تصدیق حقیقتی که از یک دیدگاه به ما ارایه میشود و این درست عین معنای نقد است. از همین روست که منتقدان ادبی و هنری، وقتی به نقد اثری می پردازند، در ابتدا میگویند که آن اثر، ارزش مورد نقد واقع شدن را داشته یا نه. این به معنای منت منتقدان یا خودبرتر بینی آنان نیست، بل به معنای آن است که حقیقتی را در آن اثر می یابند که محدودیت ها یا نقائص آن اثر، آن را مخفی میکند یا خوب بیان نمیکند، پس میکوشند تا با نقد آن را تبیین کنند. نقد یک منتقد بر یک اثر، احترام گذاردن او به آن اثر است.
با این تفصیلات گمان میکنم روشن شده باشد که چرا عبارت «هر نظر محترم است»، هیچ ارتباطی با تایید عقاید یک نژاد پرست یا توهین کننده ندارد و متضمن هیچ نسبی گرایی نیز نیست. توهین کردن، ابراز کردن یک نظر یا منظر نیست، کنشی کلامی ست که دلالت بر خشونت و نفی دیگری دارد. دیدگاه نژاد پرست نیز، تا جایی که ستایش و پرستیدن و مطلق شمردن یک نژاد یا تاریخ باشد، ابراز یک نظر نیست، کنش کلامی ست به عنوان ستایش یا پرستش. نظر، یا ابراز نظر، کنشی کلامی ست که در آن یک منظر یا دید پدیدار میشود و گوشه ای از حقیقت یک پدیده یا جهان یا یک واقعه، هویدا میشود. مثلا نظر من درباره ی اسلام، چیزی ست بر اساس تجارب و مطالعات و ... ام که با بیان نظرم، تا حدودی بر مخاطبم، هویدا میشود. اما اگر در ستایش یا نکوهش اسلام زبان بگشایم، دیگر دید و منظر به جهان یا تجاربم یا مطالعاتم به مخاطب خود ندادم. حداکثر به او یک دید و حقیقت داده ام، و آن نسبت شخصی خودم با اسلام است، حقیقتی که تنها به درد کسی میخورد که بخواهد بداند من چگونه شخصی هستم.
حاصل آنکه، احترام به نظر افراد، معنای مهم و دقیقی دارد، که گاهی با برداشت های نادرست خلط میشود و درست به گونه ای خشونت منتهی می شود، که شما در صدد پرهیز دادن از آن بودید. وقتی بدانم که حق نظر و منظر و اندیشه ی من، نزد شما به جا آورده نمیشود و فی المثل، تنها در صورتی که موافق شما باشم نظرم محترم شمرده میشود، اولا احساس تبعیض و بنابراین خشونت از جانب شما میکنم، و ثانیا می کوشم نظرم را بر شما پوشیده بدارم و همین، منجر به فروبستن قابی از حقیقت به شما میشود.
کامنتم قدری طولانی شد، اما فکر میکنم موضوع به قدری مهم و اساسی بود که ارزش قدری استدلال و دقیق سخن گفتن را داشته باشد. در هر حال شما میتوانید که نظر و منظر متفاوتی داشته باشید و این نظر شما، به عنوان یک نظر فی نفسه محترم است. اما بدیهی ست که اگر نظر من و یا به طور کل نظر همه گان برای شما احترامی نداشته باشد، ادامه ی گفت و گو قدری سخت و شاید ناممکن شود.
پاسخ:
ممنونم که تا این حد توجه دارید و این‌قدر زمان و انرژی میذارید برای تفهیم من.
اما خب همه‌ی حرفای شمای کارشناس درست. سوال من اینه: آدم های عادی چه برداشتی از این جمله دارند؟ غیر از ممنوع شدن از دخالت در حوزه‌ی فکر و نظر گوینده.
ضمن اینکه ممنون میشم اگر بازهم نمی‌تونم معنای حرفهای شما رو درست متوجه بشم بهم کتاب معرفی کنید. اینطوری زحمت شما هم کم میشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">