صالحه +


صالحه +

غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

#با_حسین_حرف_بزن

چهارشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۰۵ ق.ظ
به دعوتِ ذهنِ خط خطی که زحمت این چالش رو کشیدند و خیلی ازشون ممنونم که بهانه ی حرف زدن ما با امام حسین علیه السلام شدند :)
نکته: قسمت های در پرانتز، در ذهنم می گذرند.
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین
(آها! نه این که من همیشه اینجوری باهاتون ارتباط برقرار کردم :( ) 
سلام امام حسین. می دونم خیلی بی شعورم. ولی توی دلم امیدوارم جوابم رو بدید.
این همه سااال، این همه اشک که برات ریختم... می دونم هیچ کدوم باعث نشد که یک رابطه ی درست و خوب باهات برقرار کنم.
من تو چند نقطه از زندگیم فهمیدم که چه رابطه ای باهاتون دارم.... اون نقاط هیچ کدوم توی روضه نبود. اصلا دیدید که خطِ بالا رو که نوشتم، از ضمیرِ دوم شخص مفرد استفاده کردم ولی الان دوم شخصِ جمع؟ آخه تو روضه ها و مجلس های عزا، شما یه طور دیگه هستید. اصلا برای بعضی ها، شما دوست داشتنی ترین امام هستید. ولی برایِ من، نه! چون می ترسم... من خیلی وقت ها، نوبتِ شما که رسیده، راهِ درست رو انتخاب نکردم.
نمی دونم! شاید هم انتظار داشتید که من یه طور دیگه ای رفتار می کردم ولی نکردم. مثل اون بارِ اولی که دعوتم کردید بیام زیارتتون و من این پا و اون پا کردم. دلیلش برای خودم موجه بود ولی الان که فکر می کنم نمی تونم بفهمم برای شما هم موجه بود یا نه. شاید چون همون نیم ساعتی که زیر قبه دعا کردم، کافی بود... من لیاقت نداشتم... باید یه عالمه پشتِ مرز، آقاجان و مامان زهرا و دایی رو معطل می کردم و مامان بابا حرص می خوردند تا خودم التماستون رو می کردم و می گفتم غلط کردم. الان که فکر می کنم می فهمم چقدر بی ادب بودم که معنیِ دعوت رو نفهمیدم.
من هنوز هم بی ادبم... همین پارسال که محرم اومد، توی دلم می گفتم کاش نمی اومد. من معرفت ندارم وگرنه حاضر بودم تمام سختی های این دو ماه رو به جون بخرم... برام هم مهم نباشه که برای چی دارم این ها رو تحمل می کنم. فقط بگم: «به خاطر حسین!» ولی نمی تونم. خیلی ضعیفم. 
اما امسال، محرم که اومد، می دونستم که چی در انتظارمه اما خوشحال بودم که یه بار دیگه فرصت این رو دارم که براتون اشک بریزم. اما این بار نذاشتید غم توی دلم بمونه. باورم نمی شد که نظر شوهرم این قدر راحت عوض بشه. میدونم کارِ شما بود. شبِ قبلش وسطِ روضه میثم، داشتم توی دفترچه یادداشتم می نوشتم که امسال ازتون چی می خوام. (بد عادت هم هستم، کلا فقط میخوام! حاضر نیستم خودم برای شما یک قدم بردارم) نوشتم: معرفت. از جنسِ اون معرفتی که اگر کربلا بودم، با امام حسین می موندم. (البته اگر اصلا باهاش می رفتم)
حالا هم داستانِ من، داستانِ اون آدم هایی هست که توی مدینه و مکه، به امام می گفتند نرو و خودشون هم با امام نمی رفتند. انگار که با نرفتن، امام کشته نمی شود.
خیلی می ترسم... من هنوز هم واردِ کشتیِ نجاتت نشدم... کمکم کن!

+ از همه ی دوستانِ عزیزم که این پست رو می خونند، دعوت می کنم توی چالش شرکت کنند. ممنون :)
موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۱
صالحه

نظرات  (۸)

سلام 

عزاداریهاتون قبول حق 
ایام تسلیت

التماس دعا
پاسخ:
سلام. ممنونم. از شما هم قبول باشه 
سلام
پاسخ:
سلام علیکم
درود بر شما و این دلنوشته ی زیبا ...

حتما رحمت واسعه ی خدا همه رو میپذیره

دعامون کنین حتما
پاسخ:
خیلی ممنون از شما جناب قدح
بله‌... ولی دلم نمی‌خواد بعد از سال‌ها تو برزخ سوختن، منو بپذیرن :)
محتاجیم به دعا
من وقتی تو شبکه نسیم دیدم دلم خواست تو بیان راه بندازم!
هی دلم میخواد حرفای بقیه رو بخونم و بشنوم...
تمام عشقای عالم غیورن...الا...
پاسخ:
خوبه دیگه! الان یه نفر زحمتش رو کشیده. بنویسید...
چقدر صادقانه نوشتی
سخته نوشتن اینجور پست ها.....یجورایی باید درونت رو بریزی روی دایره 
پاسخ:
شاید من خیلی از اون عمقِ عمقِ احساسم نوشتم ولی اصلا مجبور نیستید مثل من بنویسید ولی حتما بنویسید. قطعا یه اتفاقِ خاص توی نوشته‌هامون هست.
۲۱ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۵۲ ذهن خط‌خطی و سیاه‌وسفید
انشاءالله امام دست همه مون رو تو کل زندگی بگیره...
و شفاعتمون کنه...
خیلی زیبا نوشتید و ممنون...
پاسخ:
ان شاءالله. خواهش می‌کنم :)
خوش به حالت صالحه بانو
التماس دعا
پاسخ:
چی خوش به حالم؟؟؟
محتاجیم به دعا خواهر.

اینکه راحت میتونی حرف بزنی
پاسخ:
خیلی سخت نیست :))
احتمالا من یک امامِ ذهنی دارم که خیلی شباهتی به امامِ حقیقی نداره، وگرنه اگر قرار بود در یک دیدارِ حضوری و خصوصی باهاشون صحبت کنم فکر کنم، از شدتِ هیجان و خجالت قبض روح میشدم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">