صالحه +


صالحه +

غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

آقای y

چهارشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ق.ظ

همسرِ من، دوستانِ نزدیکِ زیادی داره و در نتیجه‌ی یک توفیق اجباری، من هم با همسرانِ دوستانِ شوهرم دوست می‌شم. امشب میزبانِ خانواده آقای y بودیم. خانمِ آقایِ y هم جزو دوستانِ خوبِ منه. با همدیگه هم خیلی فرق داریم اما از معاشرت با هم لذت می‌بریم. اما همیشه یک ناراحتیِ خاصی در مواجه با آقای y دارم. آقای y با وجودِ تمام محسناتش، یک اخلاقِ بد داره و اونم اینه که به "مشاهده اُناث" علاقه داره!!! (واضح تر از این دیگه نمیشه :)) )
بعضی ها بهم میگن خب چرا با همچین آدم‌هایی قطعِ رابطه نمی‌کنید؟ جوابم اینه که آقای y فلان عیب رو داره که عیان و ظاهریه. ما خودمون هم یه عالمه عیبِ ظاهری و باطنی داریم. آدم به خاطرِ یک ایرادی که دوستش داره که باهاش قطع رابطه نمی‌کنه!
امشب هم اونا بعد از مدت‌ها اومده بودند خونه ما. منم که چند وقتی هست که استایلم رو تغییر دادم، یه دامنِ بلندِ فونِ آستردار پوشیدم و یک روسریِ بلندِ بلند که می‌افتاد روی لباسِ آستین بلند و جلیقه‌ی ستِ دامن. خیالم راحت بود که حتی بدون چادر هم حجابم کامله. چادرم رو هم انداختم روی سرم...
بعد از مدت‌ها که ذهنم درگیر این بوده که جلوی نامحرم و توی خونه، چطور باید لباس پوشید، به نظرم میاد که این مدل پوشش وقتی با پارچه‌های سنگین و رنگین و قشنگ، هماهنگ شده باشه، بهترین انتخاب برای مهمونی‌های فامیلیه.
البته من و همسرم در مهمانی‌های دوستانه، زنونه_مردونه رو جدا میکنیم. من هم فقط به خاطر اون چند دقیقه سلام و خداحافظی و این‌که از حیاط به داخل خونه دید داشت و برعکس، اون لباس‌ها رو زیر چادر پوشیدم. حالا دیگه بعد از مراقبت‌های من، این آقای y هست که میخواد نگاه بکنه، میخواد نگاه نکنه. چون در هر صورت چیزی دستگیرش نمیشه :)) )
جلوی دوستای شوهرم، همیشه سعی میکنم آسّه بیام و آسّه برم اما گاهی هم دستِ خودم نبوده... مثلا عید که بالاجبار من و همسرم توی مسابقه اردو جهادی شرکت کردیم، هماهنگیِ بعضی از جواب‌های من روی کاغذ و جواب‌های شوهرم رویِ سن، بچه‌های اردو رو حیرت‌زده کرد. بعدا که آقای ا.ح.ع برداشت توی جمع رفقا دوباره ماجرا رو تعریف کرد و آقای م.ع هم گفت که خانومش گفته که فلان غذا رو من خیلی خوب درست میکنم! از همون روز... از همون روز اِنقدر دستِ من برید که نگو... ده روز پشت سر هم، هر روز دستم زخم میشد. هنوز یک جای زخم خوب نشده بود که دوباره یک جایِ دیگه زخم میشد و دوباره و دوباره...
اینه که بهم حق بدید حساس بشم... یک اتفاقِ ساده کافیه که وضعیت ناراحت‌کننده‌ای ایجاد بشه. حتی یک نگاهِ ساده...
خب البته اگر ساده بود من مشکلی نداشتم. مثلا استاد ش.ز همیشه سر کلاس با چشمای بسته درس میگه. بعد هم که چشماش رو باز می‌کنه، اگر به سمت خانم‌ها نگاه کنه، همیشه خانم‌هایی با ساده ترین تیپ و سر و وضع رو مخاطب قرار میده...
خلاصه سرتون رو درد نیارم. همین رو بگم که حجاب برای حضور در جامعه‌ است. حجاب برای وقتی هست که قراره با نامحرم مواجه بشی و اون نگاه‌های جنسیتی رو از بین ببری. در واقع مساله جنسیت رو عملا حل کنی.
اصلا اگر قرار نبود نامحرم ما رو ببینه، بازم حجاب لازم بود؟

موافقین ۸ مخالفین ۲ ۹۷/۰۵/۰۳
صالحه

نظرات  (۱۵)

سلام

بشخصه خود من حجاب رو در حضور محارم هم قبولش دارم ، حالا نامحرم جای خود داره 
در کل حجاب مسئله کلیدی واسه من حتی در حضور خانم ها 
پاسخ:
سلام.‌
و واقعا چقدر موضوع حجاب جای کار داره... حیف که ما حجاب رو تقلیل دادیم به یک روسری...
سر و ته حرفت رو نتونستم به هم ربط بدم 
خیلی از این شاخه به اون شاخه پریدی 
فلسفه لباساتو هم نفهمیدم خفه نشدی اون تو؟ فضای حیاط رو هم حتتتتما مال مردها بوده دیگه 
نمیگم بده من نمیتونم و این همه سفت و سختی را هم تحمل نمی کنم نه برای خودم نه برای دیگری 
والا از حجاب بیشتر بوده مال شما 
پاسخ:
سلام برگ سبز جان. کلا من یه متنی که مینویسم پر از چاله‌ هست. ولی اگر توی چاله نیافتی اون معنای کلی رو دریافت میکنی.
الان این مطلب درمورد نگاه مردان بود و تاثیر حجاب زنان در کنترل این نگاه... و اینکه شخصا کجا با نگاه نامحرم اذیت میشم. کجا نه.
بعدم لباسام زیاد بود ولی نخی بود. لباس نخی خیلی خنکه. خیلی خوبه...
و اینکه من اصلا برای کسی نسخه نمی‌پیچم. اینا تجربیات شخصیم هست. همین
۰۳ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۰ آقای مُرَّدَد
سلام من یه مطلب درمورد حجاب وشتم که یادمه شما هم خوندید. اونقدر یه عده از خانمها به من توهین کردند که:|
حجاب خوبه. نه فقط برای خانمها در مقابل آقایون بلکه خانمها در مقابل خانمها. آقایون در مقابل خانمها و حتی آقایان در مقابل آقایان. منظورم همون حجابیه که الان درموردش حرف زدید. بله همون حجاب. درسته گاهی جایی مثل استخر، اجتناب ناپذیره ولی تو همون استخر هم دیدید بعضی از خانمها و دیدم بعضی از آقایون چقدر زننده پوشش دارند. یا بهتره بگیم ندارند.
آقای Y:  مطمئن باشید اگر آدم هوس باز و بیشرمی بود، قبل از هرکسی همسر شما میفهمید. اینو شک نداشته باشید که مردها زودتر از خانمها به خصلتهای هم پی میبرند. اگر همسرتون یک درصد احتمال بده که آقای y نه فقط برای سفره بلکه برای دید زدن خانم خونه هم پا به منزلش میگذاره، قلمِ پاشو خُرد میکنه.
من حسم میگه آقای Y فقط کنجکاوند. من میگم کنجکاوی. شاید کلمه ی درستی استفاده نکرده باشم ولی کنجکاوند به شما. به جزییات نه چندان عمیقی از شما. این بده. خوب نیست . ولی به معنی هوسرانی و نگاه های شهوتناک هم نیست که اگر بود، همسر شما زودتر میفهمید.
حجاب خوبه. مخصوصا در مقابل ذکورِ تازه به بلوغ رسیده و تازه چشم و گوش باز کرده. من شخصا به تنهایی به سهم خودم از همه ی خانمها برای نجاتِ پسران تازه به بلوغ رسیده، تمنا دارم که مراعات بیماریِ ذهن و نگاه پسران و برادرانِ تازه به بلوغ رسیده را بکنند و بفهمند که چه عواقبی ممکنه براشون داشته باشه :)
پاسخ:
سلام آقای مردد. بله. من اون مطلب رو خوندم... خب شاید دلیل اینکه خیلی انتقاد به سمت شما روانه شد این بود که خیلی هجو کرده بودید اون شیوه و سبک پوشش رو. من البته هجو رو دوست دارم.
و چقدر درسته که زن‌ها در مقابل زن‌ها و مرد‌ها در مقابل مردها هم باید پوشش داشته باشند. این یه مساله اخلاقیه که هر وجدان پاکی اون رو میفهمه. مثلا روایت داریم که زنان مسلمان در مقابل زنان غیر مسلمان کشف حجاب نکنند چون اون زنان غیر مسلمان میرن و پیش مردهاشون، شرح میدن که اون زن‌ها چه قیافه ای و چه جوری اند.
نظر شما هم درمورد آقای y شاید درست ترین نظر هست. ولی نمیتونستم خودم به این نتیجه برسم چون فقط یک مرد میتونه بفهمه که یه مرد دیگه چه جوری رفتار میکنه و چه احساسی داره. سعی میکنم یادم بمونه چی گفتید.
+نکته آخر هم خیلی درسته... ممنون از کامنت مفیدتون‌
سلام
سوال آخرتون خیلی خوب بود...
اگه مرد یا زن نا محرم نباشه...
نه میشه گفت نه لازم نبود...
نه میشه گفت لازم بود... هر دوش هست...

نسبت به عالم طبیعت هم باید حریمی حفظ بشه...
حتما شنیدید داستان اون چوپان رو که در صحرا که کسی نبود لباسش رو در آورد و داشت تمیز میکرد (؟... چکار میکرد رو یادم نیست) پیامبر رفت به اون صحرا از دور که پیامبر رو دید لباسش رو پوشید...
پیامبر خیلی باهاشون جلالی برخورد کردن... 

یا وقتی گدایی کور به در خانه حضرت فاطمه اومدن و حضرت رو گرفتن از گدا...

البته یقین دارم رفتار حضرت فاطمه دستورالعملی بوده که خود حضرت داشتن... و عمومی نیست... اما میخوام به این تحلیل برسم که یقینا ما در مقابل عالم طبیعت هم باید حفظ حریم کنیم...
اساسا تا کسی مُحرِم نشه ، مَحرَم نمیشه...
اما حد و حدودی که باید در مواجهه با عالم طبیعت داشت چیه؟... بحثی مجزاست... 

برای آقای Y دعا کنید... ما هم براش دعا میکنیم
شاید این رذیله، ژنتیکی باشه و از پدر یا مادر بهش رسیده یا هر کسی از اقوام...
و اون خودش هم داره اذیت میشه... اما کنترلش سخته براش
دیدم این افراد رو...
بعدا نوشت:
حدود ده سال پیش یکی از دوستان اهل فضل که حدود 12 سالی از من بزرگتر بود بهم گفت بعد از نماز صبح میریم دریا؟
مجرد بودم... استقبال کردم...
گویا از قبل با یکی دو تا دیگه از بچه های مثل خودشون هماهنگ کرده بود...
وقتی رسیدیم لب ساحل احدی نبود اونجا... جایی هم بود که اساسا توی روز هم کسی نمی اومد...
اما دیدن کفشاشون رو در آوردن و با لباس رفتن توی آب دریا...
من که انتظارش رو نداشتم... همون کار اونها رو کردم...
علتش رو نپرسیدم اما فکر میکنم کار درستی بود


پاسخ:
سلام. خیلی استفاده میکنیم. دستتون درد نکنه. هرچند بحث من در مورد حفظ حریم طبیعت نبود و حتی فکر میکنم خیلی هم ارتباطی به بحث نداشت ولی تصدیق میکنم که حجابِ فقهی حد و حدودی داره ولی حجابی که برای حفظ نفس از معصیت میتونیم استفاده کنیم، حد و حدود دیگری داره...

در مورد آقای y... یه بار هم براش دعا کردم. انگار اون دعا اول به خودم برگشت! ولی واقعا ممکنه این رذیله از خانواده به آدم سرایت کنه؟
بله خودم هم فهمیدم ارتباطی به مطلب نداست
اما دیگه دیر سده بود
بله میتونه سرایت کنه
پاسخ:

جالبه... 🤔
حجاب چیز خوبیست :)
خصوصا اونجایی که استادی که به همه دخترا میگه خانوم خانوما ولی به چادری ها میگه خانم فلانی (فلانی هم فامیلی شخص) 
پاسخ:
آره... واقعا حجاب رو توی محیط علمی یه جور دیگه ای دوست دارم. واقعا انگار اونجا حجاب ستایش برانگیز تر میشه
۰۳ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۰۶ پیـــچـ ـک
سلام
جسارتاً من جای شوهرت باشم آقای ایگرگ رو به خونه راه نمیدم.اگرم باهاش دوستی کردم بیرون از خونه! نه داخل خونه! خونه و اهل خونه رو نباید در معرض قرار داد.
در مورد سوال آخر هم حضرت زهرا سلام الله علیها جوابتون رو دادن. 
پاسخ:
خخخخ
سلام! 
خب من که گفتم خودم هم با خانوم آقای y دوستم! اتفاقا انقدر دلم براش تنگ شده بود و از وقتی بچه‌ی دومشون به دنیا اومده بود ندیده بودمشون و جور نشده بود که توی مهمونی‌های دیگه ببینمشون... 
نمیشه... اینطوری که تو میگی نمیشه!

+فکر میکنم دلیلی که حضرت زهرا به خاطر اون خودشون رو پوشوندند چیز دیگری بوده. حضرت خودشون میفرمایند ان مرد نابینا من رو نمیبینه ولی بوی من رو استشمام میکنه. 

در جواب جمله آخرتون،
آره بازم لازم بود!
اما شاید به شکلی دیگه..
مشکل اینه که اکثرا حجاب رو واسه جلوگیری از تحریک آنی آقایون میدونن،
در صورتی که فلسفه‌ی بسیاااار عمیق و در عین حال ساده‌ای در پشتش نهفته‌ست :)
پاسخ:
نمیدونم. باورت میشه جواب این سوال رو نمی‌دونم!
شاید چون شارع کسِ دیگری است و این مساله تا حدی عقلی است. حدودی که عقل تعیین میکنه خیلی مبهم و کلی هست. قبل از رنسانس و دوران مدرنیته همه‌ی ملل نوعی حجاب داشتند ولی با هم فرق داشته. ایت یعنی عقل حکمی برای جزئیات صادر نمیکنه. شارع این کار رو میکنه و حدود جزئی رو تعیین میکنه.
فلذا با فلسفه‌ی حجاب موافقم ولی جواب سوالم رو نمیدونم چیه! :)
سلام
بنظرم حجاب ربطی به جنسیت طرف مقابل نداره
اًدم به حریم شخصی خودش فکر بکنه در مقابل بقیه حد زیادی رو رعایت میکنه
وبرای خانمها مخصوصا بنظرم فراتر از پوشوندن جسمه، یعنی اگر واقعا میخوان اون حریم با نتیجه ی ازبین بردن جنسیت رو ایجاد بکنن باید بیشتر روی ویژگی های خودشون و طرف نامحرم مقابل فکر بکنن
تقریبا یه جور حجاب شخصی سازی شده، ممکنه یه کسی مثل آقای y نظرباز باشن، این برای من وظیفه ایجاد میکنه که بیشتر به نوع حجاب، رفتار و ... در برابر ایشون حتی برای یه سلام علیک فکر بکنم، ممکنه جلوی این فرد خاص لباس رنگی نپوشم، ممکنه ست نپوشم، ممکنه سلام و علیکم در حد یه حرکت خشک و خالی بشه و بیشتر و ممکنه در برابر فرد دیگه ای تا این حد رعایت لازم نباشه، یا حتی ممکنه کسی روی نحوه صحبت کردن حساس باشه، بیشتر در مقابل این فرد کتوم میشم و نظر نمیدم و ....
بنظرم خیلی ازین موارد واقعا رعایت حجابه و ربطی به جنسیت نداره...
در مورد اون حجاب در برابر غیر مسلمان هم بسیار موافقم، خودم زخم خورده ام‎(:‎ تا عمر دارم یادم نمیره!


پاسخ:
سلام.
باهات موافقم! تقریبا روش منم همینطوریه.
شاید به این حریم شخصی بشه گفت: حفظ حرمت نفس یا همون روحمون.
از اونجایی که نفس برای انجام اعمالش نیاز به جسم داره، باید مراقب جسم باشیم چون خیلی روی روح تاثیر داره.
:))
پاسخ:
:)
ان شالله خدا کمک کنه دور بشیم از همه رذائل


ولی برای من یکی خیلی سخته که با یه آدم این مدلی رفت و آمد کنیم.
البته که هرکس باید وظیفه اش رو انجام بده و شما هم همین کار رو کردی
پاسخ:
ان شاءالله


والله چی بگم. بیشتر فکر میکنم باید روی همین مساله تمرکز کنم که نباید عیب دیگران توی چشمم بزرگ به نظر بیاد و عیب خودم کوچیک.
و اینکه قطعا در دیدار مومنان با همدیگه خیر و برکت هست. فقط باید تلاش کرد که آفاتش رو کم کرد.
نظرات آقای مردد و آقای ن.ا خیلی قابل تامل بود
پاسخ:
آره! موافقم. مردها خیلی خوب جنس خودشون رو میشناسن
عجب آدمی بود آقای y
حجاب یا همان سِتار، در واقع به معنای مانع است بین دو نفر یا دو چیز. در کل لازمه.
موفق باشید.
پاسخ:
ممنون از توضیحاتتون.
:)
حضرت زهرا رفتارشون با مردان مختلف متفاوت بود.
مثلا با ابوذر از پشت پرده ارتباط داشتند
با سلمان مواجهه مستقیم داشتن. انقدر که یک بار حضرت دستشون در اثر آسیاب آسیب دیده بود و سلمان علت رو می پرسه. یعنی سلمان دست حضرت رو دیده.

ما که انقدر مثل حضرت مردشناس نیستیم. اما ماهم واقعا می فهمیم باید حد و حدود حجابمون در مقابل بعضی مردها باید بیشتر باشه چون احساس نا امنی می کنیم.
پاسخ:
آفرین... :) 
آره. منم شنیده بودم یا خونده بودم. یادم نمیاد کدوم ولی چه نکته جالبی رو گفتی. ممنون :)
صالحه من امکان لایک کردن نداشتم برای پست اخرت :) 
گفتم اینجا بگم که ایشالا جوجه ات زودی خوب میشه...
پاسخ:
عزیز دلم...
ممنونم دلژین.... خیلی ممنون :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">