دوست داریم دو دسته کنیم همه چیز را
خوب بد
زشت زیبا
راست چپ
فقیر غنی
ولی قطعا مسیر میانه وجود دارد.
اگر پولدار ترین آدم دنیا باشم میترسم از اینکه برای بچه ام هرچه قدر که خواست خرج کنم
اما اگر فقیر باشم راهی جز کنار آمدن با فقرم و تلاش بیشتر نخواهم داشت.
من، خودم؛ محصول تلذّذ از لذت های لذتبخش دنیا و رویارو شدن با دنیای فقرا هستم.
من پلاس فقر بیفور غنا
مدتی هم در نوسانات جوّی
ولی بعدش سفرهایی رفتم تا معنای خوشبختی را جستجو کنم.
فهمیدم همه ی انسان ها، چه پولدار و چه بی‌پول؛ آرزوهای مشترکی دارند.
حال آنکه فقرا یا دست و پا میزنند در فقر و فقط میخواهند زنده بمانند و یا اینکه میخواهند پولدار شوند.
اغنیا هم یا میخواهند پولدار تر شوند تا بیشتر متنعم شوند یا اینکه به حدی رسیده اند که هیچ چیز آن ها را خوشنود نمیکند و به مسکن های موقتی روی آورده اند.
من یک جمله‌ی طلایی دارم و آن این است که: ما زنده‌گی نمیکنیم. ما فقط زنده ایم.
درکی ورای این ها لازم است.
این که بدانی چه باید بکنی لازم است.
و اینکه آن کار را بکنی لازم است.