صالحه +


غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۷، ۱۹:۱۴ - آقای مُرَّدَد
    شد :))
نویسندگان
پیوندها

مسیرِ صالحه

چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۴ ب.ظ

طبقِ برنامه ریزیِ من، باید ۳۴ ساله که شدم، ۵ تا بچه داشته باشم. ۳۷ ساله که شدم ۶ تا. البته هنوز شک دارم ۵ تا بچه یا ۶ تا. قطع به یقین اگر سرم خیلی شلوغ نشده باشه، حتما ششمی رو هم میارم. (البته یه ایده‌های دیگه‌ای هم هست مبتنی بر چندقلویی که اینطوری کارم راحت میشه ولی باید خیلی چیزا رو در نظر گرفت!)
به دوستام که گفتم "۳۴ سالگی" یه جوری صحبت کردند انگار دیگه "سرِ پیری و معرکه‌گیری"!
ولی از نظرِ من، ۳۵ سالگی تازه اوجِ جوانیِ منه. زمانِ ثمردهیِ علمی‌مه. تازه اون‌موقع است که اگر "تدبیر منزل" رو خوب یاد‌گرفته باشم و در کنارش با "اخلاقِ حسنه‌" تربیتِ خانواده رو به خوبی انجام داده باشم، می‌تونم وارد عرصه "سیاست مدن" بشم و جامع حکمتِ عملی...

هشدار: لطفا از اینجا به بعد را جدی نگیرید :)
انگار یه جورایی جاده زندگی، مثلِ مسیرِ قم- تهران- چالوس- نوشهره.
جوانی اولش به نظر میاد یه جاده بدونِ دست‌انداز و سه بانده و راهواره "ولی افتاد مشکل‌ها". میرسی به تهران و شلوغی‌هاش... گناه‌ها و دست‌انداز‌هاش، باید مسیر رو پیدا‌ کنی... بعدش می‌رسی به چالوس، اونجا دلت یه کسی رو می‌خواد که باهاش بلند بلند شعر بخونی، کباب بزنی و درمورد زندگی و پیچ و خم‌هاش حرف بزنی... تو تمامِ مدت سعی می‌کنی که از خودت و خانواده‌ات تو این مسیرِ طولانی محافظت کنی و با هم لذت ببرید... بی‌هوا سر به جنگل بذارید و یه آبشار پیدا کنید... یاد بگیرید و تجربه کنید...
جاده چالوس که تموم بشه و برسی به دریا! تازه میبینی یه دنیای دیگه شروع شده... باید دل رو زد به دریا!
از کویر بی آب و علف حرکت می‌کنی و در مسیر همه جا کثرت می‌بینی تا دوباره برسیم به وحدتِ دریایی.... یه چیزی شبیه حکمتِ متعالیه :)

موافقین ۳ مخالفین ۱ ۹۷/۰۷/۲۵
صالحه

نظرات  (۲۳)

۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۷:۰۹ پیـــچـ ـک
سلام
سی و هفت واقعا یکم دیره ولی سی و چهار که سنی نیست. 
پاسخ:
سلام. خوبی؟
خب نظرت چیه آخری رو دو قلو کنیم؟ یا یکی مونده به آخر رو سه قلو؟
۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۷:۱۵ پیـــچـ ـک
نه اصلا خوب نیستم. خیلی ویارم شدیده. از صبح حالم افتضاحهههه
پاسخ:
من امروز خیلی بی‌حوصله ام. همه چیز یکنواخت و کسل کننده.
سفر اربعین هم قراره بریم. استرس دارم. نمی‌دونم چرا جواب استخاره بد نیومد. داستانِ کشتی نوح اومد تو استخاره. ۲۵ سوره مومنون :(
کلا دپرسم
مهمونی زودهنگامِ حلیم پزونِ ۲۸ صفرِ آقاجان مامان‌زهرام هم هست بروجرد ولی من حوصله نداشتم برم. برای اولین سال در عمرم که میشد برم نرفتم :(
کلا اعصابم خورده
یعنی تو کامنتت به پیچک 
اون قسمت نمدونم چرا استخاره بد نیومدش فقط! 
پاسخ:
پیچک می‌دونه :/
۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۷:۲۸ پیـــچـ ـک
تو هم خدا رو میخوای هم خرما رو؟ هم میخوای به دلت باشی و هم میخوای کار درست رو بکنی.
ربطی به شرایط و اوضاع نداره.به حال الانت ربط داره به نظرم. عصبی بودن رو میگم.

عیب نداره میری سوار کشتی نجات میشی. خوبه که!
پاسخ:
من هر بار استخاره با قرآن می‌گیرم خدا میزنه تو دهنم! البته حال هم میده :)))
این که خدا دوست داره ابتلا بشیم یعنی دوستمون داره. نه؟
ولی خداییش سخته دیگه... نمی‌دونم... فکر کنم بازم باید اون افتیمونِ زهرِماری رو صبح به صبح بخورم به زور و عق نزنم تا اخلاقم و اعصابم درست شه... نه؟ فکر کنم همش به خاطر سوداست!
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
اَ...َ... من تو پیوند هات هستم! چقدر حس خوب بهم دست داد! 
امضا یک عدد **** ** 😂😂😂😂 کلمه آخر رو سانسور کن برا خودت فقط نوشتمش
پاسخ:
آخی عشقم! چقدر خوب. 
حالا وقت نکردم آپدیتش کنم اصن :(
باید دوباره درستش کنم :)
۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۹:۰۰ کرگدنِ بنفش
بزن تو کار چند قلویی 
بیچاره میشی دونه دونه 
+من خودم اگر شرایط مالیم فول باشه عاشق ۴ قلو ام
پاسخ:
بیچاره میشی دونه دونه؟!!! یعنی چی؟
۲۵ مهر ۹۷ ، ۲۰:۳۸ ستوده‌ی خشنود
خیلی عالی...
موفق باشید...
پاسخ:
ممنون :)
نخیرشم! از وقتی وبت اومدم فقط پستهای رمزدارت رو نخوندم 
فقط!
پاسخ:
آخه من خانه‌دارم؟؟؟ من دانشجوام. طلبه ام، اسسستاااد!
۲۶ مهر ۹۷ ، ۰۹:۴۴ کرگدنِ بنفش
یعنی پدر سلامتیت و بدنت و سایر بچه هات در میاد بخوای دونه دونه ۶ تا زایمان کنی که :) 
هرچی سنت بالاتر بره ، خطرات جسمی روانی بارداری خودت بالاتره ، از طرفی هر بچه ای که به دنیا میاد کانون محض توجهته ، اگر ۶ امی رو تک به دنیا بیاری ، علنا توجه و رسیدگی لازم رو به بچه ی اول و دوم و سوم و ... نمیتونی داشته باشی و اونها ضربه میخورن خواه ناخواه ... اصلا وقتش رو نداری :))) مگر اینکه شوهرتم بشینه دربست کنارت ... 
بعد قربونت برم با ۶ تا بچه ، که هرکدوم نیاز دارن حداقل دو سال کامل کنارشون باشی و نباید از خودت جداشون کنی  ؛ بین هرکدومم باید دو سال حداقل فاصله بندازی ، دیگه وقتی برای سیاست مدن بینش نمیمونه... بعدش باید بری سراغشون... 
مگر اینکه از وقت و توجه به بچه هات  بزنی :) 
۶ تا بچه اوردن در زایمان های جدا یعنی حداقل ۱۲ سال دربست فقط باید بشینی پای بچه هات :) 
الان یه ازدواج و بچه دار شدنت چند سال از اون چیزی که باید الان تو درس و بحثت میبودی عقبت انداخت ؟ قاعدتا باقی هم همینجوره ... 
اولویت اول ازدواج و بچه هان و بعد اون درس و بحث ... 
پاسخ:
یعنی من درگیر این اعتماد به نفسِ تو‌ام خدا وکیلی دلژین جان! :))
انقدر با اطمینان گزاره‌هات رو مطرح می‌کنی انگار چند تا بچه‌ داری :))))
طبق برنامه، هر بچه، دوسال شیردهی رو داره و بعد تا بچه یک مهلت چند ماهه الی یک سال و سه ماهه برای استراحت (بیشتر روانی ) وجود داره و بعد بچه بعدی!
 تقویت! بلد نیستیم خودمون رو تقویت کنیم.... (البته من الان با نسخه‌های DJ جانم کلا از این رو به اون رو شدم :))) ) 
خطراتِ چند قلویی زیاده. اگر کسی بخواد سه قلو و به بالا بیاره، قطعا زایمانش سزارینه و من اینو نمی‌خوام. من نهایتا دوقلو میارم اونم با تغذیه طبیعی و نه داروی شیمیایی.
بعدشم بچه‌ها در هر سنی نیازهای خاص خودشون رو دارند که اصلا شبیه به سال اول و دومِ به دنیا اومدنشون نیست! وابستگی کم میشه ولی کیفیتِ نیاز مرتب بالا میره. من اصلا از اون مادرا نیستم که بخوام برای بچه‌ام بشینم دیکته بگم. چه یکی داشته باشم چه ده تا! باید مستقل باشن توی درس و مشق. ولی از لحاظ عاطفی و رسیدگیِ جسمانی و تغذیه، دربست در خدمتشون هستم و وقتِ خیلی زیادی هم به نسبتِ اینکه یک بچه یا دوتا داشته باشی، نیاز نداره. درواقع وقتِ ما، به نسبتِ تعداد بچه، ضریب نمی‌گیره. وقت و محبت مثلِ یک ملکِ مشاع هست. خیلی از نیازها مثل عاطفی و گردش بردن و بازی کردنِ دسته‌جمعی و ... حالت مشاع میگیره درمورد مادر!
من به خاطر این بچه، یک سال از تحصیل رسمی عقب افتادم ولی از مطالعاتم هیچی! اصلا عقب  نیافتادم.
ولی با صحبت‌هایی که کردم با افراد با تجربه متوجه شدم که بچه‌ اول از همه‌ بچه‌ها انرژی و وقت بیشتری می‌گیره. چون هیچ کمک دستی وجود نداره. حتی یک بچه دیگه هم نیست که با هم سرگرم بشن و آدم دو دقیقه تنفس کنه. ولی بچه‌ها که زیاد میشن هم‌بازی میشن و وقت مادر خیلی باز میشه :)

۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۰:۵۳ کرگدنِ بنفش
منم میگم باید بینشون حداقل دو سال فاصله باشه ! یعنی الان زایمان کردی ، حدود ۳ سال دیگه بعدی میاد :) 
تجربه ندارم مثل خودت
ولی علمش رو که دارم بدونم بین هربچه چندسال باید فاصله باشه دیگه :) 
از هرکی بپرسی بهت میگه بدن زن نیاز داره ۲ سال بعد زایمان برای ترمیم خودش :) خودتم داری میگی ، ۲ سال که شیر دهی بعدشم یه تنفس :) 
عهد بوق نیست که شکم به شکم ادم زایمان کنه سال به سال !
نمیتونی سال به سال ...
تونستن میشه ها ولی عقلانی نیست... 
بعدم اومدیم بچه بعدیت بریچ موند تا آخر ، چجوری میخوای طبیعی زایمان کنی اونوقت ؟ 
احتمالاتم هست ... 
دوقلو هم ایران اغلب به خاطر ریسک بالاش سزارین میکنن ...
ولی من کیس های اروپایی دیدم ۳ قلو حتی طبیعی زایمان کردن... دوقلو که هیچی شاخشه...
مجبور شی سزارین کنی سر حتی یه دونه اش چی ؟  :) هم زایمان طبیعی بعدیت خطرناک تره هم سزارینت ... 
یعنی علنا میخوای بچه ها رو ول کنی با هم همبازی بشن و یه بچه ۷ ساله خودش بره مدرسه و بیاد و خودشم به خودش دیکته بگه و خودش بزرگ شه و ؟ .... :/  
+ایشالا که محقق بشه برنامه ات :) 
پاسخ:
منم برای اینکه زایمان‌هام طبیعی باشه، راه حل‌های کاملا  معنوی و فرا مادّی دارم عشششقم :))) (بماند که چیست آن راه حل )
ولی کلا تو که باید بدونی، اگر کسی بار اول سزارین هم شده باشه، اگر زخمش ترمیم شده باشه میتونه شانس زایمان طبیعی رو هم داشته باشه ! پس حتی اگر شکم آدم یک بار با شمشیرِ جراح و جلاد اتاق عمل پاره بشه بهتر از اینه که دو باراین اتفاق بیافته :)))))

وااای! از دستِ این افکارِ صفر یا صدیِ تو! من کی این حرفو زدم. کمکش می‌کنم کم کم مستقل شه دیگه!!! تا ابد که قرار نیست بچه‌هام بندینک خودم باشن. تازه من بچه‌ بودم خیلی مستقل بودم. بچه‌هام مثل خودم بشن راضی ام! بعدم فکر کردی با ماشین میبرمشون مدرسه و میارم؟ نه!!! معلومه که نه! اصلا یه بچه‌ هم داشتم این کار رو نمی‌کردم. بعدشم تا اینا وقتِ مدرسشون بشه فکر می‌کنم ببینم اصلا چه مدلِ آموزشی ای براشون مناسبه. شاید self-study کردمشون یا مدرسه عادی نفرستادم... بستگی داره... فعلا هم هیچی معلوم نیست.
+ :) 
۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۱:۱۱ آشنای بی نشان
اونجایی که نباید جدی بگیریم خیلی خوب بود
پاسخ:
:)
از چه جهت؟
۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۱:۲۱ آشنای بی نشان
چیزهای خوبی رو در قالب طنز بیان کرده بودید
پاسخ:
نگاهتون برام جالب بود. خودم تصورم بر این بود که تشبیه کردم. ولی چون تشبیهِ ناقص و نارسایی بود، نوشتم جدی نگیرید :)
۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۱:۲۳ کرگدنِ بنفش
خدا رحم کنه فقط به خودت و بچه هات  :)))) 
افکارم صفر یا صدی نیست 
کلا با تو فرق داره 
تو فوکوس کردی رو کمیت و معتقدی کیفیتم حفظ میشه 
من رو کیفیت فوکوس کردم و معتقدم هرچی تعداد بره بالاتر کیفیت از هر نظر پایین میاد :)))
تفاوت عقیده اس دیگه ...
+مثلا من اصلا دوست ندارم بچه هام ایران درس بخونن ، مگر شرایط تغییر کنه ، یا اصلا دوست ندارم اموزش های مذهبی ببینن  :) 
عقیده شخصیه دیگه 
+در هر حال برات ارزوی موفقیت تو راهت رو دارم ❤
پاسخ:
چقد فرق داریم :) ولی احتمالا خیلی‌ها مثلِ تو فکر می‌کنند. اون کسایی که مثل من فکر می‌کنند خیلی کم اند چون این جور فکرها خیلی رادیکاله.
چند روز پیش که تو جمعِ بچه‌ مذهبی‌ها گفتم دلم اینقدر بچه می‌خواد، یکی گفت که تو اولین مذهبی ای هستی که قائل به فرزند زیاده!
هرچند واقعا واقعا من اصلا نمیگم ۵ تا زیاده! واقعا زیاد نیست. تصور می‌کنم رقم خیلی معمولی ای مد نظرم هست و خیلی هم بی عرضه ام که بیشتر نمی‌خوام بیارم :/
+ یه سوال: رحمِ خدا فقط برای این  جور موقع‌هاست یا "همه" به رحم و رحمت خدا، "همیشه" نیاز داریم؟
۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۱:۲۷ کرگدنِ بنفش
پس فردا به طلبه ها یه لقب دادم نگی‌ چراها :)))
جلادا نبودن که الان مث ۱۰۰ سال پیش نصف زنها و بچه ها سر زا میرفتن که :))
پاسخ:
درسته! علمِ جراحی و اتاق عمل خیلی پیشرفت کرده!
ولی آیا علمِ مامایی هم همونقدر پیشرفت کرده؟؟؟؟
(شوخی هم کردم ولی هر وقت تصور میکنم میزانِ برش و عمقِ برش در جراحی سزارین رو، تنها چیزی که به خاطرم میاد، یه ضربه کاری با شمشیر تو میدانِ جنگ هست!!! خدایی که جهاد رو به زن واجب نکرده و اینقدر مهربونه که نمی‌خواد بدنِ ما آسیب ببینه؛ حتما راهکارهای خودش رو هم برای زایمان طبیعی قرار داده)
(نکته دوم اینکه با وجود زایمان سزارین، هنوز هم خیلی از بچه‌ها می‌میرن به دلایل مختلف. پس این وسط فقط اون زن داره آسیب میبینه. راستش شخصا ترجیح میدم بچه ام بمیره تا اینکه سزارین شم )
۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۱:۴۸ کرگدنِ بنفش
بعله مامایی هم پیشرفت کرده :)
+هم خداهامون فرق دارع 
هم تفکراتمون 
+یه ادم بمیره که تو نمیخوای سزارین شی ؟ عجب ://// 
دیگه واقعا خدا رحم کنه برای فقط همین جور موقع هاس :)))) 
پاسخ:
نگفتم حتما اینکار رو می‌کنم که!!! یه ترجیحِ ذهنی بود :(
۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۱:۵۲ کرگدنِ بنفش
امار مرگ و میر مادر و نوزاد خیلی کاهش پیدا کرده 
و این موضوع مستقیما به who گزارش میشه و شوخی بردار نیست ! 
خیلی مورد حساسیه ...
+پای دو انسان وسطه 
حالا تو میخوای یکی بمیره که سزارین نشی ؟ خدایی دیگه چجور فکریه :/ 
بعد حاضری ۶ تا زایمان کنی ! 
یعنی ۶ تا زایمان طبیعی بی آسیبه کاملا دیگه :/ 


پاسخ:
من اینطور فکر نمی‌کنم. چون آمار سقطِ نوزاد رو محاسبه نمی‌کنند:/
اگر بحثِ سلامتی وسط هست باید سرد مزاجی ها با سقط ها و آمپول‌های بی‌حسی هم محاسبه بشه ولی این ها هیچ اهمیتی برای سازمان‌های جهانی نداره.
سلام خانم صالحه
یکی دوماهی هست میخونمت اما خاموش
این پستت را که خوندم دیدم نظرمون مشابه در مورد بچه . منم ۵-۶ تا دوست دارم با این تفاوت که من از شما بزرگترم و هنوز ازدواج نکردم . پس عملا این تعداد بچه منتفی میشه برای من 😞
پاسخ:
سلام :)
خب چرا خاموش؟
هر کسی یک وظیفه‌ای داره. یک رسالتی که با توجه به شرایط و موقعیتش رو دوشش گذاشته میشه. قرار نیست هممون شبیه هم عمل کنیم! من استادی داشتم که خدا اصلا بهشون بچه نداده بود ولی واقعا همه شاگرداشون مثل دخترای خودشون بودند. زندگی ایشون یک نعمت‌ها و رحمت‌های خاص و ویژه خودش رو داشت و داره... قرار نیست هممون شبیه به هم باشیم :)
۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۶:۱۴ کرگدنِ بنفش
نوزاد سقط نمیشه میمیره :) 
خب اینایی که تو میگی اصلا در سطح گسترده قابل بحث و ربط نیست 
یک جور فرضیه اس 
حالا هر وقت ثابت قطعی بشه اهمیت پیدا میکنه 
یعنی عمال سقط امپول بی حسی ؟ اصلا زن باردار برای چی باید امپول بی حسی بزنه :/ 
یا منظورت مرگ نوزاد حین زایمان طبیعی به خاطر تزریق لیدوکایینه که من دو ماه مدام زایمان دیدم یه دونه مرگ به این علت ک تو میگی ندیدم :/ تو اپیدمیولوژی و ... هم چیزی نیست... 
حقیقتا نمیشه تاثیر علم نوین رو در نگهداری مادرها و بچه ها و جنین ها انکار کرد :) 
وگرنه جمعیت اینقدر رشد چشمگیر نمیکرد :) 
پاسخ:
راست میگی! نوزاد اصلا واژه‌ای هست که به بچه متولد شده اطلاق میشه. منظورم رو بد رسوندم...
گفتم قبول ندارم چون طبق انسان‌شناسی‌ای که مبنای جهانبینی‌م شده، از چهارماهگی به بعد که جنین صاحب روحِ انسانی میشه، حکمِ انسان رو داره. طبقِ آمارهای جهانی جنین تا وقتی زمان تولدش نرسه و تو بیمارستان شرایط به دنیا آمدنش رو فراهم نکنن و غیره و غیره اصلا به حساب نمیاد چون موضوعِ آمارگیری‌شون چیز دیگه ای هست. اما اگر برای ما، ملاک این باشه که تواناییِ نگهداریِ یک جنین در رحمِ مادر، به سلامتیِ مادر بستگی داره و سلامتیِ مادر که یک انسان هست وظیفه نهادهای بهداشتی و درمانی هست، اونوقت مساله سقطِ جنین‌ها (حداقل بعد از چهارماهگی که دارای گوشت و استخون هستند ) اهمیت پیدا می‌کنه. 
آمپولهای بی‌حسی بدن رو سرد می‌کنند. مزاجش رو سرد می‌کنند و این مساله در طبِِ قدیم که بر مبنای مزاج‌شناسی و ... هست کاملا واضح هست. حرکت از جنسِ گرما است و سکون از جنس سرما. مثلا وقتی ورزش می‌کنیم بدنمون گرم میشه و وقتی می‌خوابیم سرد میشه و باید پتو بکشیم روی خودمون. آمپول بی حس کننده و هر چیز مسکن و بی‌هوش کننده‌‌ی شیمیایی، مزاجِ سرد دارند که حرکت و فعالیت رو کم کنند. (این حرف‌ها از فرضیه جلوتر رفتند و صرفِ حدس و گمان نیستند. مبنای متفاوتی نسبت به اون چیزایی که الان در فضای آکادمیک آموزش میدن دارند ولی لزوما غلط یا حدس و گمان نیستند )
بعدم مگه قبل از زایمانِ سزارین، آمپول بی حسی موضعی نمی‌زنند؟؟؟ من اینو گفتم چون بحث درمورد زایمان‌های بعدیِ یک زن بود که اگر قرار باشه چند بار سزارین کنه، بدنش سرد و سردتر میشه با هر زایمان. و این سردیِ بدن، (طبق مبنای طبِ قدیم )‌ بارداری‌های بعدیش رو با خطر و ریسک بیشتری همراه خواهد کرد.
حالا بگذریم دلژین جان. نمی دونم! تو ناراحت میشی ما با هم بحث می‌کنیم؟ اگر بدت میاد بگو! چون انگار بعضی‌ها حس میکنند ما داریم با هم جدل می کنیم! :/
۲۷ مهر ۹۷ ، ۱۴:۱۶ کرگدنِ بنفش
من ناراحت باشم بحث نمیکنم :)
من و تو دو ادم کاملا متفاوتیم در عقیده و منطق و روش...
طبیعیه بحث بشع :)

ببین تو طب نوین هم از ابتدای امر توصیه بر زایمان طبیعیه ! هرکس بگه سزارین ولا غیر طبیب نیست ؛) 
منکر نیستم امار سزارین در ایران بسیار بالا بوده و همچنان هم هست و با فشارهای وزارت این آمار کمتر شده و روز به روز هم اگاهی بالاتر میره و همه به سمت زایمان طبیعی میرن 
اما باید پذیرفت که گاهی زایمان طبیعی مقدور نیست !
این مساله یا قبل از زایمان مشخص میشه 
یا گاهی حین زایمان طبیعی 
که مثال هاش فت و فراوونه و در اینجا نمیگنجه !
همون خدایی که به قول تو بنده هاش رو دوست داره ، گاهی شرایط فیزیکی یک زن رو مناسب زایمان طبیعی نیافریده :) 
لگن های کوچیک ، مشکلات دیگه ...
نمیتونی بگی چون خدا دوستموم داره نمیخواد تیغ جراحی بخوریم ، پس الا و للا طبیعی زایمان کنیم...
یا بچم بمیره اما شکم من چند لایه پاره نشه :) 
نه اتفاقا خدا علم به این جراحی رو میسر کرده تا یه مادر و فرزند رو الکی از دست ندیم ! 
وگرنه شکی در بهتر بودن زایمان طبیعی در شرایط درست و مناسبش نیست ! 
اما همیشه شرایط فراهم نیست 
که حالا بخوایم نگران باشیم که وای سزارین شدم مزاجم سرد شد ، گرم شد :/
جون دو انسان خیلی مهم تر از این مسائله... 
و نکته ی آخر اینکه 
حق هر مادر بارداره که از پزشک طلب درد کمتر و بی دردی بکنه ...
یکی مثل تو شجاعه ، درد براش قابل تحمله،مزاج شناسیش بهش اجازه ی بی حسی و ... نمیده،پس از هیچ بی دردی ای بهره نمیبره ، اما یکی آستانه تحمل دردش پایین تره یا کلا دوست داره درد نکشه ، حق انتخاب داره ! میگه اقا من میخوام بی حس شم حین زایمان طبیعی، دردم کمتر شه ... برا اونم کلییییی راه بی دردی داریم‌، از رایحه درمانی و ماساژ درمانی وگاز انتونوکس و ... گرفته تا انواع بیحسی ها :) 
ما که نمیتونیم امکانات رو بگیریم بگیم چشمت کور درد بکش مزاجت سرد نشه :/ 
طرف مزاجش مهم باشه براش خب دردشم میکشه (هرچند من اصلا مزاج شناسی بلد نیستم این رو طبق گفته ی تو میگم) 
اینها انتخاب های شخصیه ...
ولی همینم باز یه جاهاییش از شخصی بودن خارج میشه 
مثلا وسط زایمان طبیعی مکونیوم میبینیم دفع میشه ، یا بچه گیر میکنه در نمیاد ، یا هزار مساله دیگه ! دیگه نمیتونی خودخواهانه بگی نه من خودم بمیرم بچه هم بمیره نرم زیر تیغ :)

پاسخ:
خدا رو شکر :)
این حرفات رو خیلی قبول دارم.‌ قضیه در همین انتخاب هست. حقِ انتخاب‌هایی که خداوند به ما داده... اختیار داده. (البته نه اختیارِ کشتنِ بچه با انتخاب نوعِ زایمانِ غلط! من یه چیزی گفتم برای خودم... دیگه هی نگو لطفا :)))
ولی احساس میکنم یه روزی میاد که آگاهی‌هامون خیلی بالا میره. طوری که از شرایطِ یک زنِ باردار در دورانِ بارداریش میشه تشخیص داد که فلان زن با این تغذیه و این میزان حرکت و فعالیت و این عضلات و این لگن و این ورزش‌هایی که باید بکنه و انجام میده یا نمیده و این سن و فلان و بهمان، چه زایمانی در انتظارش هست و اونوقت اون خانم باردار رو راهنمایی می‌کنند تا دچارِ زایمانِ استثناییِ سزارین نشه! به نظر میاد یه روزی باید بیاد که آگاهی ها خیلی بالا بره! خیلی دقیق و جزئی و قابل کنترل...
۲۷ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۵ کرگدنِ بنفش
برای افرادیم که فکر میکنن جدله 
خب پر واضحه جفتمون با عقاید و روشهای هم اغلب مخالفیم 
تو علم نوین من رو نداری 
منم علم سنتی تو رو ندارم 
همیشه هم بین سنتی و صنعتی :)) اختلاف بوده و هست... 

حتی به خودتم گفتم در مذمت پست واکسنتم تو وب قبلیم پست گذاشتم و عمدا لینک هم ندادم تا نریزن سرت :)))  ، 
تو مذهبی ای طلبه ای 
من نقطه مقابلم... 
اما با شخص خودت به عنوان یک انسان مشکلی ندارم ! 
معتقدم انسان ها فارغ از عقاید شخصی و اهدافشون میتونن کنار هم باشن 
همونجور که ما هستیم :)
تازه خودت و جوجه ات رو هم کلی عاشقم :)) 
و منتظرم یه روزی ببینمت با هم چای بخوریم ؛)
پاسخ:
دقیقا عزیزم! ♡♡♡ منم همین احساس رو دارم و مهمه که ما انسان ها بتونیم این تفکیک رو قائل بشیم. بین تفاوت‌ها و اختلافاتِ نظری و عملی و بینِ دوستی‌هامون. تفکیکی که باعث میشه زمانِ مناسبش با هم بحثِ علمی کنیم و زمانِ مناسبش با هم بشینیم و فقط از آب و هوا و مزه چای حرف بزنیم! اصلا دنیا اینجوری چقدر قشنگ میشه. چقدر آدم‌ها آزادانه تر میتونن فکر کنند، عمل کنند!
+ چقدر خوشحالم که لینکم نکردی :))
سلام دوباره
خاموش به این علت که معمولا مواقع خستگی هام‌میام‌ نت و در این صورت حس و حال کامنت گذاشتن نیست
......
میدونم هرکسی هر وظیفه ای داره . من فقط خواسته و تمایلم را در مورد فرزند گفتم
پاسخ:
سلام :)
خب خیلی‌ها کامنت نمیذارن. اصلا هم مجبور نیستید کامنت بذارید!

دعایِ ۲۵ صحیفه سجادیه رو بخونید... ان‌شاءالله خداوند بهتون عطا می‌کنه... از اون خوب خوب‌هاش
جالبه ... چندوقته هر خواسته ای دارم مسیرم میخوره به صحیفه سجادیه
سلام
با توجه به متن و کامنتها میشه گفت من یه مادر قهرمانم! که ٤ تا فرزند دارم و همه رو سزارین شدم :)
خونه ای که دور سفره اش پر از بچه باشه یکی از بهشتی ترین جاهای روی زمینه.
پاسخ:
تو واقعا قهرمانی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">