صالحه +


صالحه +

غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

حلقه‌ی سه نفره

دوشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۳۷ ب.ظ

شاید بعضی‌ها با خوندن این پست، فکر کنند که من عقب‌افتاده‌ام و نمی‌فهمم تفاوت نسل‌ها یعنی چی. شاید به نظر بیاد که من یه پیرزن‌ام که معتقدم زن‌ها باید فقط دماغشون از چادرشون بیرون باشه... ولی اینطور نیست. پستِ امروز من فقط یک پدیده رو بررسی می‌کنه.
قبل از این‌که شروع کنم بگم که برای من هم عادی شده بود. دو سه سال پیش دخترخاله‌‌ی دلبندم "ع" _که مجرده_ پیوند ابروش رو برداشت. شاید دهه هشتاد که دخترخاله "ع" _که از این یکی "عِ" دلبند، بزرگتره_ پیوند ابروی خودش رو برداشت همه حس کردیم عجب اتفاق خاصی افتاده... ولی همین امسال عید که دخترخاله‌ام "ف" _که نسبتا مذهبی هست_ ابروش رو برداشت، دیگه همه چیز عادی بود. هیچ هیجانی نداشت.
آره... من هم برام عادی بود تا اینکه متوجه شدم این مسالهِ ساده، چقدر میتونه دردسرساز بشه.
یک‌شنبه‌ها و دوشنبه‌ها، که میرم کلاسِ استاد ش.ز دختر و پسرها، تقریبا بلا‌استثناء مذهبی اند. من توی کلاس هیچ احساسِ بدی نداشتم تا این‌که اون جلسه‌ای که قرار بود، مطلب ارائه بدیم فرا رسید. یه‌ جوری هم شد که من اول ارائه دادم چون هیچ داوطلب دیگه‌ای هم نبود...
ولی بعد از کلاس متوجه نگاه سنگین پسرها شدم و دخترها سرِ صحبت رو باهام باز‌ کردند. شاید اعتماد‌به‌نفسِ من اون‌ها کنجکاو کرده بود. و جالب این‌جا بود که تصور می‌کردند من مجردم! اولین چیزی که بعد از فهمیدن تاهل‌ام پرسیدند این بود که چرا حلقه نمی‌اندازی؟ اصرار داشتند که این‌طوری خواستگار برات میاد! شوخی می‌کردیم و میخندیدیم... یکی‌شون شوخی می‌کرد، دیگری فقط میخندید و سومی خیرخواهانه می‌گفت که حلقه بندازم چون تو این دوره زمونه که دخترها حتی ابروهاشون رو رنگ می‌کنند، دیگه نشانه‌ای جز حلقه برای تاهل نیست.
من اما شوخی می‌کردم و می‌گفتم: چقدر دوره زمونه بد شده... چرا باید به دستم نگاه کنند آخه؟

حس‌ می‌کنم غالبِ دخترها‌ی نسلِ من، شادتر نشده‌اند. جوانی و نشاطِ اون‌ها قرینِ یک حرمان هست... حس می‌کنم...

موافقین ۵ مخالفین ۲ ۹۷/۰۵/۲۲
صالحه

نظرات  (۱۵)

۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۱ پلڪــــ شیشـہ اے
متوجه نتیجه گیری دو خط آخرتون نشدم.
الان که خیلی ها دنبال دختر تر و تمییز اند. :|
به قول کسی که می گفت: جزء نظافته عزیزم. :/

والا به دست آدمم توجه نمی کنند. من اگر حضوری هم برم بگم متاهلم، بازم خیلی کسی متوجه نمیشه :))) از بس همه ماشاء الله الان توی جامعه ترگل ورگل شدند.
پاسخ:
من با خط دوم کامنتت موافق نیستم. البته طبق معنایی که نظافت رو مساوی با چیزهایی غیر از معنای اصلی نظافت و آراستگی پوشش در نظر گرفته باشیم.

منم فکر میکنم جامعه‌ی کف خیابون خیلی به دستِ آدم توجه نمی‌کنه!
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۵ آقای مُرَّدَد
سلام فکر میکنم به همون دلیلی که میگین چرا باید به دستت نگاه کنن آخه؟، ابدا نیازی به اون مقدمه ی سه خطیِ اول نبود. 

پاسخ:
منظورتون اینه که من خودمم مالِ یه نسلِ جدیدم؟ 
به دستتون نگاه کنن بهتر نیست تا به ابروتون؟!
پاسخ:
به جفتشون نگاه می‌کنند! نگران نباشید... دریغ نمی‌کنند :)
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۰۱ آقای مُرَّدَد
ببینید جامعه ی کف خیابونی به دست آدم توجه نمیکنه.(نقل از شما) پس چه افرادی به دست توجه میکنند. آنها که کف خیابونی نیستند. حالا شما سر کلاس میگید. چرا باید به دستت نگاه کنند؟ پس کی باید به دستت نگاه کند؟ حلقه مگه به معنای نشانه نیست. نشانه که ایشون همسر دارد چه زن چه مرد.
عرضم این بود. حالا که این برای شما مهم نیست که کسی به تاهل شما فکر بکند یا نکند؛چه دلیلی وجود دارد وقتی مثلا در مورد مبحثی که به خاطرش جلو رفتید و سخن گفتید، به دستانت نگاه کنند که این سخنان از زبانِ یک خانم متاهل شنیده میشود یا مجرد، مگر مهم است؟ (از نظرِ من نه) به همون دلیل هم اصلا مهم نیست حرف شیوا و رسایی که بعد از خط سوم میزنید، مقدمه ای مثل سه خط اول لازم داشته باشه که شما چطور آدمی هستید. مغز حرف مهمه. 
(شاید دارم پرت و پلا میگم نه؟)
پاسخ:
آها... شما یه ذره دارید به منظور من نزدیک میشید.

ولی منظورم یه طوریه که دلم نمیخواد خیلی واضح بگم :/
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۰۸ آقای مُرَّدَد
خُب خدا رو شکر. چرا دوست ندارید منظورتونو واضح بگید؟
پاسخ:
چون همیشه تو پست‌های من یه قسمت‌هایی هست که باید مثل راز بمونه.
اون‌ قسمت‌ها رو نسلِ نوه‌های من یا به واسطه زمانه‌شون یا به خاطر پیوندِ خانوادگی میفهمند. 
خیلی جالبه. نه؟
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۳ پلڪــــ شیشـہ اے
نظافتی که منظور بود ربطی به پوشش نداشت.
از بازخوردهایی که میبینم میشه فهمید که ذائقه ها به چه سمته.
به قول آقای بانکی میگفتن مادر پسر مذهبی باید واسه پسرش باز کنه که این دختری که دخترانگی و معصمیت چهره شو حفظ کرده، اگر ازدواج کنه مثل خانمهای دیگه ترگل ورگل میشه.
البته جمله آخر کامنت قبلم بیشتر مزاح بودش. خیلی مواقع حلقه که دست آدم باشه برخورد دیگران متفاوته. حتی آقایون هم خودشون جمع و جورتر می کنند. منم با مهتاب موافقم.

منظورتون اینه که واسه دیگران الان تنها این نشانه ها تاهل یک خانم رو بازگو نمی کنه? به خاطر نوع رسیدگی هایی که دیگران به خودشون می کنند?
پاسخ:
میدونم منظورت چی بود! :)


نه. منظورم همون دو خطِ آخره که نامفهموم گفتم. 
که دخترا اینقدر تلاش میکنن تا بهتر به نظر بیان تا به خوشبختی برسن ولی این مسیر اونا رو به اون مقصد نمی رسونه
حلقه سه نفره چی بود اونوقت؟

اونایی که برا ازدواج میخوان جلو برن و صرفا با نداشتن حلقه خواستگاری کنن احمقن! یعنی برای خواستگاری کردن اینقدر شناخت کم کافیه؟! آدم خونه ام میخواد بخره کلی درباره ش تحقیق میکنه :)))

من یکی الان تو انتخاب کردن به مشکل خوردم تا حدودی! با چیزهایی که از جامعه میبینم احتمال اینکه کسی رو خارج از فامیل یا آشنایان نزدیک انتخاب کنم داره به صفر نزدیک میشه!


پاسخ:
عنوانِ قشنگیه که! 
تو این پست در مورد دو حلقه‌ی دوستیِ سه نفره گفتم دیگه! :)

+ منم با شما موافقم!

+ معرّف خوب داشته باشید که خوبه!
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۳۷ پلڪــــ شیشـہ اے
:) پس منم که دیر منظور شما رو میگیرم.
خیلی از دوستای مجرد منم تو این ورطه افتادن
خیلییی دلم مچاله میشه وقتی میبینمشون
پاسخ:
من احساس میکنم حالِ دخترای این کشور خوب نیست...
کاش فقط به خودشون دروغ نمی‌گفتند.
رفتم امروز شناسنامه رو جدید کنم و عکس جدید دادم و چقدر خوشحالم دیگه عکس با اون سبیل و ابرو تو شناسنامه ام نخواهد بود :دی
پاسخ:
منم با اینکه دوست دارم شناسنامه جدید بگیرم ولی یه جورایی دلم برای این شناسنامه‌ی قدیمیِ خاطره‌انگیز تنگ میشه :(
می‌دونین، من از اونایی‌ام که حتی ممکنه بعد ازدواج دست به ابروم نزنم، ولی ابرو برداشتن خانم‌های مجردم مشکل‌دار نمی‌دونم :)
پاسخ:
حالا حلقه می‌اندازی؟
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۲:۵۷ پیـــچـ ـک
سلام
مسلما حتی در زندگی متاهلی هم زمان هایی هست که ابرو پر میشه یا حلقه نداریم...پس چه کنیم؟
راهکار اینه که تولید مثل کنیم و با بچه های قد و نیم قد که دور برمون رو گرفتن، در سطح شهر و اماکن عمومی تردد کنیم...دیگه حتی مگس نر هم نزدیکمون نمیشه.
 😁😁😁
پاسخ:
من موافقم... 
جالب اینجاست که تجربه شخصیم میگه همه توی پیاده رو سرشون رو پایین می‌اندازن و حتی اگر بچه‌ات هم خیلی شیرین باشه و مشغول آتیش‌سوزوندن باشه، به اونم نگاه نمی‌کنن :)))
ولی حالا بی شوخی 
راجع به خودم 
من اهل رنگ کردن و عمل زیبایی و  آلا دولنگ و این جریانات نیستم ؛ دلیلشم اینه موهام و چهره ام  رو دوست دارم به همین شکل ؛)) 
ولی ابرو و سبیل و این ماجراها ، واقعا اعتماد به نفسم رو خدشه دار کرده بود ! 
خدایی خیلی زشت بودم تا زمانی که ابرو و سبیله بود :))) و واقعا ناراحتم میکرد! 
مدرسه هم که صبح به صبح با ذره بین و دبه آب ما رو چک میکرد ، ابرومون ، ارایش نمونده باشع به صورتت اگر بود بشور با اون آب ، جورابت بلند باشع ! ال باشه بل باشه... هوووف .‌‌...
ولی کنکور که دادم برداشتم و واقعا اعتماد به نفس گرفتم... 
واقعا اصلا یه چیز میگم یه چیز میشنوی که چقدر در روحیه ام و اعتماد به نفسم تاثیر مثبت داشت !
زمان تغییر میکنه و متناسب با اون عرف های جامعه...
الان ابرو داشتن و سبیل داشتن ، عرف قشنگی نیست واقعا... خصوصا بعضی ها که دیگه ماشالا اول ابرو بودن بعد دست و پا درآوردن... اذیت میشن حقیقتا...
از اون طرف هم هنوز جنگولک بازی قشنگ نیست ! رنگ های عجیب و غریب و پیرسینگ ها و تتو ها و آرایش های عجیب هم در عرف قابل پذیرش نیست...
به نظرم باید همگام با عرف جامعه بود و تغییرات رو پذیرفت :) 
این تغییر هم تغییر منفی ای نیست واقعا به نوبه ی خودش :) 
+در مورد حلقه هم من معتقدم آدم متاهل باید اعلام کنه که متاهله ... بنابراین حلقه از واجباته... رفتار ادم ها با ادم متاهل باید متفاوت باشه :) 

پاسخ:
من وقتی دبیرستانی بودم خیلی به این قضیه فکر نمی‌کردم. یعنی فکر می‌کردم ولی احساس می‌کردم زیبایی طبیعی، چیزی هست که خیلی بی دردسر هست. وقتی دستکاریِ اولیه رو انجام میدی، دیگه تا آخر عمر مجبوری هر هفته براش وقت بذاری.
البته این اخلاقِ خوبی نیست... الان اونطوری فکر نمی‌کنم ولی یقینا این مساله برای شخصِ خودم توی دورانِ تحصیل و قبل از تاهل، همراه با یک حساسیت خاص و وسواسِ فکری و عملیِ خاصی همراه میشد که من اون احساسِ ناخوشایند رو دوست نداشتم.
دلم نمی‌خواست دغدغه پیدا کنم.
یه رینگ ساده حتما :)
پاسخ:
:)))
به نظرم این مساله دو بعدیه
اول اینکه خودم معتقدم افراد متاهل چه زن چه مرد باید حلقه داشته باشن . در حد خیلی حداقلی به اطرافیان نشون میده که متعهد به فردی هستن. 
بعد دیگش اینه که خیلیا با وجود این بازم بدون توجه به موقعیت طرف مقابل به رویه خاص خودشون ادامه میدن و به قول معروف براشون شهرام بهرام نداره! البته خود این موضوع باز به شخصیت و تیپ ظاهری و رفتار من نوعیم بستگی داره که این اجازه رو بهشون میدم!
به هر حال چه خوشمون بیاد چه نیاد شرایط خیلی عوض شده و یه جاهایی باید برای راحتی خودمون دست کم بعضی تغییر نگرشارو داشته باشیم .( در حدود شرع و عرف معمول البته ) مثل همین حلقه که شاید قبلا مهم نبود ولی حالا با توجه به بالا رفتن سن ازدواج و تغییر شرایط ظاهری افراد وجودش لازم تره
دقیقا به همین دلایل مامان من به هیچ عنوان اجازه اینکه انگشتر طلا دستم کنم نمیده!! 
پاسخ:
:)))
میدونی، اصلا مساله حلقه برای من موضوع اصلی یا حتی فرعی توی این پست نبود! حلقه گذاشتن توی دست محصولِ یک نوع فکر خاصه.
من در این قضیه مثل عمل‌گراها عمل میکنم. مثلا چون الان توی جو علمی ام، از بقیه هم انتظار دارم مثل آدم‌های فرهیخته‌ رفتار کنند. و از اونجایی که سر و کارم جز غیر این کلاس به محیط مختلط نمی‌افته و معمولا یا با دخترم هستم یا با شوهرم، دیگه حلقه دستم نمی‌کنم.
واقعیتش من فقط یکی از انگشترهام رو دوست دارم. یه انگشتر نقره که از شهر شما خریدم و شدیدا خوشگله. اما حالا چون به خاطر رعایت مساله شرعی نمی‌تونم اونو بپوشم، ترجیح میدم دیگه هیچی نپوشم. یعنی یه جورایی تو ذوقم خورده. بعد به خاطر مساله شرعیش زینت‌های دیگه هم استفاده نمی‌کنم! 
خلاصه من پر از این اخلاق‌های پیرزنی ام! :)
یعنی کلا نظرات ماها تو حلقمون همه یه مورد و نشونه گرفتیم :)))))
اوکی
خب متاسفانه الان از جمع های به ظاهر فرهیخته نمیشه توقع حقیقتا فرهیخته بودن و داشت!! متاسفاااانه اینجوریه و تعداد کمی ازین مسائل ببخشید خاله زنکی فاصله میگیرن
پاسخ:
:)))
آره... واقعا خیلی سخت میشه آدم حسابی پیدا کرد. اونم آدم حسابیِ اصیل. نه تقلبی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">