صالحه +


صالحه!
نذر اباصالح المهدی
دختر والدین برای ۲۵ سال
همسر ۷ ساله
مادر × ۲
لیسانسیه فلسفه
*
غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کرمانشاه» ثبت شده است

از امیرالمومنین پرسیدند که عدل بهتر هست یا جود و بخشش؟
به نظر شما جواب چی بود؟ یه ذره فکر کنیم که کدوم بهتره؟
اینکه همه‌ی مردم معیشتِ خوبی داشته باشند و مردم تلاش کنند که قناعت کنند و بیشتر از نیازشون جمع نکنند یا اینکه یک عده پولدار و ثروتمند باشند و یک عده به زور دستشون به دهنشون برسه؟ بعد اونهایی که پولدارترند هر از چندگاهی یک کمپین راه بندازند و پول جمع کنند تا قسمتی از مشکلاتِ فقرا رو حل کنند؟
کدوم بهتره؟
خسته نشدیم؟
این همه کمپین؟ یه بار برای بچه های سرطانیِ شنگول آباد! یه بار برای مردمِ زلزله زده‌ی غربِ کشورآباد! یه بار برای مردمِ زلزله زده‌ی شرقِ کشورآباد! یه بار برای مردمِ سیل زده‌ی باران آباد! یه بار برای آزادیِ زندانی‌هایی که خانواده‌هاشون نونِ شب ندارند! یه بار برای نخریدنِ پورشه! یه بار برای پولِ واکسن! یه بار برای کودکانِ فقیر کنارِ چهارراه‌ها!
دِ آخه کی تموم می‌شه؟
دولت چرا هیچ کاری نمی‌کنه‌؟
چرا همش مردم باید آستین‌هاشون رو بالا بزنند تا نیم اپسیلون فاصله‌ی طبقاتی رو کم کنند؟
آهای مردم... شما رو سرِ جدتان اگر هم در این کمپین‌ها شرکت می‌کنید، فریاد بزنید. سرِ این دولت فریاد بزنید که پس چرا طبق عدالت هیچ کاری نمی‌کنید؟ رهبرمون سال ۸۳ گفتند‌: "ما اگر دنبالِ عدالتِ اجتماعی نباشیم، وجودِ ما پوچ و بیهوده است و جمهوری اسلامی معنا ندارد!" 

* داد بزنیم سرِ دولت که وقتی برات مردمِ زلزله‌زده مهم نیست یعنی داری به جمهوری اسلامی دهن کجی می‌کنی. یعنی خیلی وقیحی!
* آهای مردم... تورو خدا صداتون رو بلند کنید. بگید که عدالت می‌خواهیم. تو همین جمهوری اسلامی هم عدالت می‌خواهیم...
* نذارید وقتی یه عده طلبه تو فیضیه صداشون رو به عدالت‌خواهی بلند می‌کنند، یه عده به بهانه‌ی شعارهای چهارتا طلبه‌ی بی‌بصیرت، اصلِ عدالت خواهی رو زیر سوال ببرند!
آهای مردم... من سلبریتی نیستم... وگرنه شما صدای من رو می‌شنیدید!
+ و سُئِلَ علیه السلام أَیُّهُمَا أَفْضَلُ اَلْعَدْلُ أوِ اَلجُودُ؟ فقال علیه السلام: العدلُ یَضَعُ الامورَ موَاضِعَهَا و اَلجُودُ یُخْرِجُها مِنْ جِهَتها و العَدلُ سَائِسٌ عَامٌّ و الجُودُ عارِضٌ خاص فَالْعَدْلُ أشرفُهما و أفضَلُهُما
+ اگر متن رو قبول داشتید "التماسِ لینک"
۷ نظر ۰۵ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۳۱
صالحه

۲ فروردین

ارائه صبح توی روستا رو نداشتیم و صبح استراحت کردیم. در عوض من و فاطمه روز چهارمی بود که رفتیم مدرسه در شهر ثلاث و باید اعتراف کنم که هر روزی که می رفتیم از روز قبل بیشتر خوش میگذشت و شاید هم یخ من بیشتر آب می‌شد و با بچه‌ها بیشتر احساس راحتی می‌کردم. آن‌ها هم بیشتر به ما وابسته می‌شدند. روز چهارم بود و ما کتاب داستان "بچرخ تا بچرخیم" رو براشون خوندیم و به لطف فاطمه، بین کتاب‌خوانی کلی ورزش کردند و بعدش هم بازی کردیم و آخرش هم به بچه ها بستنی دادیم و بهشون گفتیم که این بستنی از طرف امام خامنه‌ای هست و موقع خداحافظی بعضی هایشان نزدیک بود گریه بیافتند. با تک تک‌شان دست دادم و بعضی‌هایشان من را در آغوش گرفتند و از شدت این همه محبت تمام وجودم گرم شد. (فیلمش هست) حتی آن لحظات آخر دلم نمی‌خواست تنهایشان بگذارم ولی مجبور بودم چون فاطمه‌زهرا توی اسکان تنها بود. اما فاطمه رسما با التماس من از جایش بلند شد. من فقط یک نتیجه گرفتم و اون اینه که بین همه‌ی فعالیت هایی که توی کرمانشاه میشه، کار فرهنگی خیلی نیازه. البته بعد از عمرانی. ولی با این تفاوت که کار عمرانی، وظیفه دولت‌ِ! ولی کار فرهنگی وظیفه آدم های دغدغه منده. #دغدغه‌های‌فرهنگی
شب اختتامیه رو برگزار کردند و چقدر خندیدیم شب لیله الرغائبی... (فیلمش هست) مخصوصا اون مسابقه‌ی همسران سازگار که چنان هیجان بچه ها رو بالا برد که نگو. من خودم داشتم غش غش می‌خندیدم ولی صدا به صدا نمی‌رسید انقدر که همه داشتن داد و بیداد می‌کردن. ما اون شب دو تا مسابقه داشتیم: یکی جهادگر نمونه یکی هم همین همسران سازگار که خانواده نورعلی‌وند و گلی زاده همه‌ی جایزه ها رو درو کردند. تو جهادگر نمونه، مهدی و مصطفی به ترتیب اول و دوم شدند. من هم بین خانم ها دوم شدم. تو همسران سازگار هم من و شوهرم دوم شدیم و واقعا نمی‌تونم بگم چقدر خوش گذشت.
شاید هیچ وقت فکرشم نمیکردم که جهادی اینقدر خوش بگذره و اینقدر فضا دوستانه و صمیمانه باشه و خستگی هاش انقدر دلپذیر باشه. ای کاش زودتر رفته بودم...

۳ نظر ۱۳ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۴۱
صالحه

این چند تا نقاشی رو فردای روز مسابقه رنگ‌آمیزی، بچه ها با عشق خالص به دست ما دادند. بی هیچ توقعی...

مشخص بود و هست که بین بچه‌های کرمانشاه زلزله‌زده، استعدادهایی کشف نشده و پر از نبوغ و ذهن بکر و آماده است.‌ امیدوارم به فضل و رحمت خدا که در آینده‌ای نزدیک غبار و گرد خرابی از سر و رویشان پاک شود و نسیم آبادانی و باران نعمت، روح و جان‌شان را شستشو دهد. 

یا رب...

۲ نظر ۱۳ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۱۸
صالحه