صالحه +

صالحه +

غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

نقدی بر رهش، آخرین اثر رضا امیرخانی

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۱۳ ب.ظ

نمی دانم از کجا شروع کنم ولی بهتر است از زنانه بودن رمان حرف بزنیم. وطن، شهر و خانه، مثل ریشه اند و زنانه. لیا ارزش خانه‌ی واقعی را می‌داند و علا که به گذشته اش پشت کرده، حالا فقط هدف هایی پیش رو دارد که توهمی اند و غیر واقعی. اما هدف های لیا واقعی اند، حفظ وضع موجود. خانه اش و خانواده اش و فرزندش. برای همین ایلیا مامانی شده و لیا هم هی هی میگوید خانه‌ی من، خانه‌ی من. ولی آخر داستان دیگر حس میکنیم علا از دست رفته، چون دیگر ریشه اش و اصالتش را از دست داده او حتی با مانتو جینی که روزگاری از او بدش می‌آمده، احساس صمیمیت بیشتری میکند تا لیا. در واقع ایدئولوژی علا کاملا تغییر کرده، مخاطب در طی داستان مطمئن می‌شود از اینکه لیا مومن تر علاست. مثل اینکه علا نمی تواند ایلیا را پسر خودش بداند، برای همین ایلیا می شود ابن شهر آشوب.
می توان گفت که رهش در مورد اصالت است چرا که توسعه شهر، اساسا چیز مطلوبی است اما آنچه شهر قصه با آن مواجه است توسعه ای بدون اصالت است، بدون ریشه.
نادیده نمی توان گرفت که قصه، موضوع خودش را خوب تبیین میکند و به قولی مخاطب شیرفهم می شود که چقدر بی تدبیری و بی تقوایی در مدیریت شهری به کام بساز بفروش های طماع تمام شده و فرهنگ مردم چقدر عوض شده و چقدر عالم‌شان تغییر کرده! مثل آن آخوندی که می‌آید واحدی از برج را بخرد یا آن خانم همسایه که نمی‌تواند نیت لیا را درک کند.
فقط شاید نوع نگارش و تکلم در این کتاب اندکی نامانوس یا ثقیل به نظر بیاید مثل حرف زدن ایلیا که گاهی انگار نه انگار که فقط پنج سال دارد یا حرف های ارمیا که انگار فصوص الحکم را بلغور میکند یا حدیث نفس های و روایت گری لیا ضمن داستان که باعث میشود فکر کنیم آیا لیا معماری خوانده یا ادبیات!؟
اشکال اساسی داستان بعد از ظهور ارمیاست. ای کاش امیرخانی اصلا سبک زندگی ارمیا را به رخ‌مان نمی‌کشید. یک زندگی بدوی عزلت نشینانه و فردی که هنوز راه زیادی دارد تا متمدن تر بشود. چون نمی تواند الگو باشد. نمی شود به آن دل خوش کرد و از ورای آن افقی پیش روی انسان دید. اینترنت خریدن برای کسی که در کوه زندگی می‌کند یعنی اصلا نتوانسته با طبیعت انس بگیرد و هنوز هم به ابزارهای تخریب‌گر طبیعت نیاز دارد. ای کاش داستان قبل از ظهور ارمیا تمام می‌شد یا اگر قرار بود حرفی از یک راه و روش تازه زده شود اینقدر عجیب و غریب نبود. خب مگر همان روستا چه اشکالی دارد؟ چه می‌شد اگر لیا به روستای علا می‌رفت و آنجا زندگی اش را هم نجات می‌داد‌.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۲۹

نظرات  (۵)

لیا دنبال حفظ وضع موجود نیست
دنبال حفظ آینده و سرنوشت فرزند خودش و سایر بچه های شهر است.


اینترنت ابزار تخریبگر طبیعته؟
کسی مثل ارمیا نباید بتونه پرواز کنه یا اصطلاحات اختصاصی پرواز رو بلد باشه؟

امیرخانی رو مگه میشه بدون ارمیا فهم کرد؟
شما فصوص الحکم رو خوندین یا یه ضربالمثله که گفتین انگار فصوص الحکم بلغور میکند؟
پاسخ:
ارمیا خود امیرخانیه ولی این دو که یکی هستند، چندان عمق ندارد، سطحی است هنوز.
اگر لیا به فکرآینده ایلیا بود، آیا تهران را رها نمی کرد و به آینده ی روشن رو نمی کرد؟ چون نکرده و در آن خانه مانده یعنی فقط به دنبال حفظ وضع موجود است. خانه ای که درختش خشکیده و با برج ها احاطه شده. خانه ای که فقط خاطره دارد و گذشته! آینده اش کجاست. حتی اگر این ادعای امیرخانی باشد؛ ادعایی بی اساس است. 
بعد مگر می شود فصوص الحکم را باز نکرده باشم و بفهمم این کلمات نوعی قی کردن فصوص است؟ همین الان هم بگویم فصوص را هم نمیفهمم. عرفان مگر الکی است؟
اینترنت برای طبیعت خوب است؟ همین انسان که جزو طبیعت است، اینترنت روی مغز و بدنش تاثیر منفی دارد. یک سرچ بکنید در اینتر نت مطالبی در این باره میبینید
بعد هم هم خود امیرخانی و هم منتقدان میدانند این اثر امیرخانی نوعی عقب رفتن در سیر کارهای اوست.
این کار [رها کردن تهران] بنظرتون آیا پاک کردن صورت مسئله نیست؟

مسئله امیرخانی
انتقاد به اشتباه گرفتن توسعه با پیشرفت است که نمود اعلای آن در تهران رخ داده.

من نمی دانم منتقدان چه می گویند ولی برای شخص بنده این اثر از دید روشنفکری بومی نه که پسرفت بلکه یک چشم انداز جدید به مسائل پیشرفت است. یک کار ابداعی است.

امیرخانی معتقد است انقلاب اسلامی یک انقلاب کاملا مدرن است که تداوم آن نیز تا وقتی است که بتواند مدرن تر بشود:
http://fiish.blog.ir/post/44

وی سنتگرایی به معنای  بازگشت به عقب را رویایی محال می داند:
بازگرداندنِ جهانِ امروز به صد یا چندصدسالِ پیش، شاید دل‌خواهِ آدمی باشد، اما شدنی نیست.

بنده تاکنون فصوص نخوانده ام. :)
پاسخ:
احسنت. ولی فیشی که شما از کتاب رهش برداشتید در مورد خونه مادر بزرگ چیز دیگری میگوید!!!! خونه مادربزرگ لیا در تهران بود، خونه مادر بزرگ بقیه در روستا و شهرستان بود

بعد یه سوال: کی گفته رفتن از تهران و آباد کردن جایی دیگر بازگشت به عقبه؟
ضمنا سنت گرایی ابدا بازگشت به عقب نیست. بر فرض هم که چنین باشد، مدرنیزاسیون که با سرعت رفتن در کوچه ایست که تهش بن بست است

اصلا کجای این رمان شما ابداع دیدید؟ اصلا راه برون رفت از این مشکلات رو نشون داد؟ اصلا خود امیرخانی با نشون دادن ارمیا در اون غار و ... که بدتر از همه بازگشت به عقب داشته! 
مشکل ما اینه که میخواهیم انقلاب اسلامی رو با قالب های از پیش تعیین شده ذهنی مون تطبیق بدیم در حالی که انقلاب اسلامی نه انقلابی سنت‌گرا و متحجر و نه مدرن و نه پست مدرن است. آنچیزی که از افکار امیرخانی و امثال او در می آید التقاط است و من واقعا ادبیات التقاطی را فهم و هضم نمی کنم. مثل ادبیات میلاد دخانچی و ...
من یک حوزوی ام و ادبیاتم واضح و شفاف هست همون طور که می بینید و میدونم که آینده انقلاب اسلامی اگر در مسیر مدرنیته بود معنی نداشت که غرب مدرن (آمریکا و اروپا) با ایران اینقدر دشمنی کنه و ازش بترسه. آینده انقلاب اسلامی هم ممکنه الان مقداری گنگ به نظر بیاد اما قطعا با ورود به مسیر اون، پیشرفت واقعی اتفاق می افته و ما به آینده و تمدنی که قرار است با ظهوز امام زمان کامل بشه، دست پیدا می کنیم.

پیشنهاد می کنم کتاب "انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی" از آقای اصغر طاهر زاده رو بخونید که در اون با روش علم حضوری و بدون استدلال، شما رو با حقیقت انقلاب اسلامی اشنا می کنه. از همین نویسنده کتاب های خوب دیگری هم هست ولی این کتاب شروع خوبیه.
ضمنا اگر یک شرح خوب از فصوص الحکم می خواهید: ممدالهمم فی شرح فصوص الحکم از علامه حسن زاده آملی که به فارسی هست رو پیشنهاد می کنم. عالیه!
خیلی شیرینه. فص یعنی نگین انگشتری. این کتاب فص و گل حکمت های هر پیامبری رو بیان می کنه. 
نویسنده فصوص محی الدین عربی است که ادعا کرده که پیامبر (ص) در خواب این کتاب را به او املا کرده.

الان داریم درمورد امیرخانی صحبت میکنیم که نظرش رو صریحا گفته
پاسخ:
خب، آره. ولی مانع از این نمیشه که منی که الان در جایگاه نقدم، بگم که اساسا مبنای اون رو قبول ندارم. ضمنا از حق نگذریم امیرخانی در این کتاب شفاف تر از بقیه کتاب هاش بوده، برای همین نقد این کتاب خیلی راحت تره
درمورد طاهرزاده مطمئن نیستم با خوندن کتابش چیزی بفهمم ازش :)

التقاطی یعنی چی ؟
پاسخ:
از کجا میدونی؟ حالا تو بخون.
قبلا یکی از کتاباشو خوندم :)
چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی!

گفتم عجب کتابی نوشته شده در عصر حاضر! بعد دیدم هیچی محتوا نداره!
شاید هم من نفهمیدم
پاسخ:
کتاب های طاهرزاده خیلی استدلالی نیست. شاید برای همین این طور به نظرت اومده. شاید هم الان همین کتابی رو که گفتم رو بخونی و همین رو بگی. ولی طاهرزاده نکته جالبی در این کتاب میگه و اون اینه که باید نوع نگاهت رو تغیر بدی. برای عوض کردن نگاهمون باید انرژی بذاریم. الان این کتاب انقلاب اسلامی ۲۰۰ صفحه هم نیست ولی حدود یه هفته است که دارم روش وقت میذارم در حالی که مثلا کتاب ۴۰۰ صفحه ای رو صبح شروع میکنم و شب نشده تموم شده و تازه کارهای خونه و بچه و .. رو هم میکنم. 
حالا من هنوز چگونگی فعلیت یافتن باورها رو نخوندم ولی شاید جالب باشه که بگم من کتاب خویشتن پنهان طاهر زاده رو یه بار تقریبا تا آخر خوندم ولی شاید اون موقع میفهمیدم ولی الان میدونم اگر فهم کرده بودم الان یه چیز دیگه بودم.
واقعا کتابای خاصی هستند سری کتاب های ایشون. بعضی هاشون باید کلاسشون رو بگذرونید تا حق مطلب ادا بشه. مثلا من کلاس انقلاب اسلامی رو رفتم. شاید برای همین این کتاب برام خیلی جالب بود
سی دی کتاب ها هم تو سایت لب المیزان هست. میتونید استفاده کنید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">