صالحه +


غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

به نام مقدسِ آب

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۲۹ ق.ظ

به بهانه بدون تعارفِ خبر بیست و سی در 28 اردیبهشت و سفر به اصفهان و سدّی که فقط تا نیمه پر است و خشکسالی و این جمله خودم: چرا این سد لعنتی رو خراب نمی کنند؟ لطفا کامل بخوانید!
تا به حال دقت کرده اید که یک قطره آب چقدر زود تبخیر می شود و یک کاسه آب چقدر دیر؟ جواب معما همین است. وقتی که مساحت قابلِ تبخیر کاهش پیدا می کند، تبخیر کمتر می شود. و بخار هوا که کم شود هم ابر تولید نمی شود و هم هوا گرم می شود و هم گیاهان و درختان خشک. زیرا ملکول های آب هم گرمی هوا را میگیرند و هم آن را مرطوب می کنند. درختان که خشک می شوند هوا باز هم گرم تر می شود. اصلا شاید علت شرجی شدن هوا نبودن همین پوشش گیاهی و کم شدن سایه هایی که زیر آن بادِ خنک تولید می شود، باشد. پس شاید حالا متوجه شده باشید که جمع کردن آب های جاریِ زمین، پشت سدها، چگونه باعث خشکسالی می شود. خشکسالی، زاییده کاری است که ما انسان های احمق با طبیعت کرده ایم. وگرنه انسانِ حکیمی مثل شیخ بهایی عرضِ بستر رودخانه زاینده رود را زیاد می کند که سطح تبخیر زیاد شود و هوای اصفهان مطبوع تر شود.
اولین بار که یک مستند عالی درمورد اکوسیستم یک منطقه از کره زمین دیدم، دبیرستانی بودم و صبح زود بود و من شب را بیدار مانده بودم که برای امتحان فردایش درس بخوانم... ماهی های سالمون و خرس های قهوه ای و گرگ ها و درختان و پرنده ها، همه به هم ربط داشتند... گریه کردم... خدایا تو خیلی حکیمی و ما خیلی خنگیم!
+ به خاطر چند هزار وات برق شهرنشینان، روستا نشینان را به خاک سیاه نشانده اید؟ مسئولین بی مسئولیتِ بی کفایت!
+ این کشور آنقدر که از خودیِ جاهل و خائن، خنجر خورده، از دشمن لطمه ندیده. دریاچه ارومیه، زاینده رود، ارس، ایران! بمیرم برایتان. 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۲۹
صالحه

نظرات  (۱۶)

حس میکنم دارم دچار ناامیدی مفرط میشم از وضعیت کشورم.
پاسخ:
من نا امید نیستم. دلم میخواد بسازم. برای همین هم این روشنگری ها رو در این وبلاگ میکنم البته اگر اسمش روشنگری باشه.
تو دوران راهنمایی یک همکلاسی داشتم که با هم خیلی بحث میکردیم. یک بار بهش گفتم که آینده این کشور در دست ماهاست دیگه... ما قراره وزیر و وکیل بشیم
و حالا هم این دولت انتخاب خودِ ماها بوده. چه به روحانی رای داده باشیم چه نداده باشیم. وقتی به روحانی رای ندادیم اما ساکت بودیم در مقابل حرف های غلط و تفکر ناصحیح...
و اینکه دلم نمیخواد هیچ وقت این منطقه رو، این جنوب شرق آسیا رو ترک کنم. دلم میخواد بمونم و خرابی هاش رو از نو بسازم... 
به این وبلاگ خوش اومدی هومورو جان :)

قطعا همینطوره عزیزم. من هیچوقت از آینده‌ی این کشور ناامید نشدم چون اعتقاد داشتم و دارم که این کشور صاحب داره و حتی اگه تا مرز نابودی هم پیش بره برمیگرده. اما این روزا، که این مردم رو میبینم، مردمی که واقعا هیچ حرفی روشون تاثیر نداره و فقط دنبال خوشی خودشونن و به کسی که کمی حرف میزنه و میخواد بقیه رو بیدار کنه میگن بیخیال سیاست و حتی لحظه‌ای فرصت فکر کردن رو به خودشون نمیدن، وقتی روز به روز بستن چشم و گوش ها رو میبینم، نمیتونم مثل سابق امیدم رو حفظ کنم. امیدی که دارم از دستش میدم امید به تاثیرپذیریه این مردمه..
منم همینطور :) حتی اگه اوضاع از اینی که هست هم خیلی بدتر شه هیچوقت حاضر نیستم حتی فکر رفتن از کشورم رو هم بکنم. 
ممنونم عزیزم، خوشوقتم از آشنایی باهات :)
پاسخ:
درسته. و من فکر می کنم تنها امیدمون باز هم به نسل جوان هست. دهه هفتاد به بعد... بقیه شخصیتشون شکل گرفته!
me too :)
بنظرم شما یک پست هم بنوسید درباره مسئول در ایران!
مسئول در ایران کارش چیه واقعا؟
کفایت؟
به نظر شما کفایت داشتن مسئول در کشور ما معنایی دارد؟
پاسخ:
مسئولیت مسئول در ایران؟
کفایت. خودکفایی. اقتصاد مقاومتی. اعتماد به نسل جوان و ایجاد زیر ساخت مناسب برای رشد کشور در ابعاد مختلف. 
بومی سازی... بومی سازی!!!
و این بومی سازی رو بعضی ها چقدر غلط می فهمند.
و حفظ عزت مردم... عزت مردم؛ اعتماد به مردم، صداقت با مردم...
و ...
سلام
نکته ای بود! میدونستم سدها مضراتی دارند اما این رو نمیدونستم. من همیشه غر میزدم که چرا ما با روزی 13 ،14 ساعت تابش آفتاب بدون ابر ، چرا باید متکی به نیروگاه حرارتی و آبی باشیم؟ همینطوریش آب رو پشت بوم خونه ها جوش میاد. چرا نباید برق آفتابی باشه؟ 
 حالا غر نیروگاه اتمی هم بهش اضافه شده. اگه فعالیتهای هسته ای رو تعطیل نکرده بودن، دلمون خوش بود بچه هامون از برق هسته ای استفاده می کنن. حال که دیگه...
پاسخ:
سلام بلوط خانم عزیز
دقیقا!
اصلا اینا دردشون نیروگاه برقه؟ کل کویر لوط رو صفحه خورشیدی و توربین بادی بزنن!!! 
تازه اصلا هم لازم نیست. در بعضی از مناطق کشور کافیه هر خانه ای یک صفحه خورشیدی داشته باشه!
و این که در کشور ما همه چیز باید از مرکز ایران تامین بشه... یعنی نمیان هر استان یا هر چند تا استان رو در بعضی از چیزایی که بومی خودشونه خود کفا کنند. 
یعنی من شنیدم تو خوزستان هنوز یعضی از مناطقش گاز نداره :(

۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۶:۴۱ چارلی ‎‌‌‌
راستش تا جایی که من دیدم و خوندم اتفاقا همه دارن تلاش میکنن که تبخیر آب‌های پشت سد و دریاچه ها رو به حداقل برسونن! تاحالا اسم «توپ‌های نگهبان آب» رو شنیدین؟ یه سری توپ‌های پلاستیکی سیاه رنگ هستن که تعداد خیلی زیادیشون رو روی سطح آب ها شناور میکنن تا نور خورشید رو جذب کنن و مانع تبخیر آب بشن. حدود سه سال پیش 96 میلیون توپ رو توی مخزن سد کالیفرنیا شناور کردن برای جلوگیری از تبخیر سطحی. این لینک رو ببینین:

https://bit.ly/2Gx2FdQ

حتی ایران هم دست به کار شده برای استفاده از این توپ‌ها.

اسم انگلیسیشون Shade balls هستش، توی تصاویر گوگل که جستجوش کنید عکسای خیلی خوبی ازشون هست :) 

و حتی روی بعضی کانالا و رودخونه ها پنل‌های خورشیدی نصب میکنن که هم از تبخیر جلوگیری بشه، هم صرفه جویی در فضا بشه و بتونن با این پنلا برق تولید کنن. 

پاسخ:
گرچه این کار های توپ انداختن و ... احمقانه است ولی باز هم به درد مناطق معتدل بیشتر از ایران میخوره. چون اونا به آب شیرین خیلی نیاز دارند و چون آب سد ها حتی اگر تبخیر هم بشه فایده چندانی برای اکوسیستم نداره و باران و... تولید نمی کنه. مخصوصا اگر نزدیک دریا ها باشند و مثل سد های ایران تا کیلومتر ها از آب دریاها دور نباشند

به نظرم این طراح ایرانی ناخواسته داره طبیعت رو خراب می کنه 

متاسفانه تو کشور ما فقط بلدند تقلید کنند. :(
متاسفانه :(
پاسخ:
و بدبختانه!
سلام انقلاب که شد، یه چند تا کشور پیشرفت کرده و به اصطلاح جهان اولی، کلا پشت کردن به ایران و ایرانی، یه عده ی کمی هم که پشت نکردن، از ترس اون یه عده ی اولی جرأت نداشتن کاری از پیش ببرن. اصلا میبردن، مسئله خود دولتمردان ایرانی بودن که یه مملکتیو به دست آورده بودن که تا دیروز تو زندانهاش حبس بودن و امروز رییس و رئساش شده بودن. پس برای پیشبرد اهدافشون خیلی خیلی خیلی کسر شئنشون بود که دستشونو جلوی اجانب دراز  کنن. هرچی که یه جای دیگه و تو یه مملکت دیگه دیده بودن، ادعا مکردن میتونن درستش کنن.(ببین من علاقه ی بسیار شدیدی به نجاری دارم. خونه یکی که میرم یه میز خوشگل که میبینم وارسیش میکنم و بعد از بررسی میگم کاری نداره که میرم پول هنگفتی میدم چوب میخرم. گند میزنم به چوب و میخ و دست و بالمو بعد هم وقت گرانبهام هم صرفش میشه و آخرش هم میریزمش دور.... ) دقیقا این وضعی بود که مملکت ما داشت.. به جای اینکه از متخصص هایی که فوت و فنو بلدن بهره بگیرن، خودشون دست به کار میشدن. این وضعیت تا همین چند سال اخیر هم ادامه داشت. حالا که میگن خود کفا شدیم و متخصص های ما در سطح اول جهانن. ببینیم راسته یا دروغ، اصلا معیارشون از تخصص چیه؟ اصلا نظرشون در باره سطح اول جهان چیه؟ 

پاسخ:
والله متخصص هم داریم تو مملکت ولی انقدر ازشون استفاده میشه که اونایی که دلشون برای ایران نمیسوزه؛ اپلای میکنن میرن
یه عده دلسوز هم می مونن و مسافر کش می شن... و مسئولان هم هیچ وقت کله کوچیکشون رو به کار نمی ندازن که باید از کی و کِی و کجا استفاده کنند.
(البته این ماجرا ربط داره به بیکاری ولی نه خیلی. ربطش به بیکاری اینه که مسئولان نمی دونن باید چطور برای جوان ها زیرساخت مناسب برای رشد و بالندگی اقتصادی کشور مهیا کنند ولی از این جهت ربط نداره که بلاخره وقتی یک مهندس انقدر خلاقیت نداره که یه کاری برای خودش دست و پا کنه، مثلا همون نجاری (که منم اگر پسر بودم نجار میشدم)، همون میره مسافرکشی دیگه!

ما خودکفا نشدیم که! کجا خودکفا شدیم؟

یه دردی هم که من دارم همین تقلید های کورکورانه از غربه. مثلا تو همین گزارشِ مذکور، کشاورزا گفتن منطقه دیگه برای کشاورزی مناسب نیست چون آب نداریم و ... و رفتیم با آقای وزیر و معاون اول چند بار صحبت کردیم ولی...
بعد گزارشگر رفته بود پیش استاندار، نمی دونم فرماندار بود، کی بود! مردک احمق می گفت ما میخوایم منطقه رو گردشگری کنیم و پرورش ماهیان آبزی و کوفت و اینا راه بندازیم...
واقعا تعجب کردم از این حماقت ها! وقتی کشاورزها رو به خاک سیاه می نشونن و چندین و چند خانواده رو بدبخت، چطور می تونن منطقه رو توریستی کنند؟ جایی توریستی میشه که مردم بومی ش در رفاه باشند نه اینطوری... مثالش همین قمصر و خوانسار و ... است که خودِِ مردم باعث شدند شهرشون توریستی بشه
:|
ما یه ننه بزرگی داشتیم اسمش کفایت بود.تنها آدم با کفایتی که من دیدم همون بوده اونم در حد اسم.که اونم مسئول نبود.والسلام
سلام
پاسخ:
:))))
میدونم آدم باحالیم ولی مراقب لب و لوچه ت باش فرزند!
پاسخ:
چشم! ولی خنده جزو برنامه ماساژ درمانی منه! :)
Misgovern
!

البته نه این که نخواهند یا نشود! باید گفت اصلا دغدغه اش وجود ندارد! 
من که 4 سال دیگر نیستم چرا روی طرحی سرمایه گذاری کنم که دولت بعدی افتتاحش کند؟! 
حالا که آب هست! وقتی هم تمام شد دیگر دولت من نیست! پس به من چه
پاسخ:
و اینکه: من که یه پام لب گوره، چرا باید بحران آب برام مهم باشه؟ اسحاق پاشو بریم یه سر استخر... تا ببینیم چی میشه!
چه جالب اون موقع امتحان داشتید الانم امتحان دارید :)
یکم امتحاناتتون بیشتر طول بکشه فک کنم مشکل مدیریت در کشور و مسائل بانکی و علوم انسانی رو هم بتونید به راه حل برسید. نه؟

به خاطر چند هزار وات برق شهرنشینان، روستا نشینان را به خاک سیاه نشانده اید؟
پاسخ:
جناب دچار فعلا امتحان ندارم تا آخر ماه. 
ما دو سری میان ترم داریم
هفته پیش میان ترم های اول بود
از اول تیر هم میان ترم های دوم
میخوان مطمئن شن ما درس میخونیم!:)
چی میخونی فرزند؟
پاسخ:
لیسانس فلسفه اگر خدا بخواد!
 چی شد وبلاگ قبلی رو بستی؟
ما هم باید مطمئن شیم که شما درس میخونید
بالاخره شخصی با همچین ادعاهای فوق الذکری ما منتظریم درس بخونه و بیاد مدیر بشه ببینم گر تو بهتر میزنی بستان بزن و این حرفا :)
پاسخ:
کدوم ادعا؟
من اصلا ادعا دارم؟
بعدم من درس بخونم و کاره ای هم بشم به فرض، به سمت مسئولیت نمیرم
مگر اینکه مسئولیت به سمتم بیاد :)
نبستم تبلتم منو تنها گذاشت! گفتم توی پست اول وبلاگم که نوشتم موقت.
پاسخ:
آها... ای بابا.
:(
ناراحت شدم...
ببین بیان نمی تونه برات کاری کنه؟
نرفتم سراغشون.
دلم نمیخواد برگردم وب قبلی.یه جورایی گذر کردم.
تجربه سخت اما مفیدی بود.میخوام بهاش رو حتما بپردازم.
پاسخ:
درک می کنم. سخته ولی خوشحالم که نا امید یا خسته ات نکرده :)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">