صالحه +


غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۷، ۱۹:۱۴ - آقای مُرَّدَد
    شد :))
نویسندگان
پیوندها
جواب دادن به بعضی سوال ها خیلی مشکل است...
امروز ابرهای خاکستری آسمان را پر کرده بودند. به حیاط رفتم و سرم را بالا گرفتم تا پهنه آسمان را در قاب دیوار ها ببینم. دیواری نبود و باران نم نم می بارید و نسیمی بهاری در جریان بود و من هوس کردم که روسری ام را در بیاورم و بلند بلند آواز بخوانم... بی دغدغه...
اینک روی تخت چوبی ایوان نشسته ام و به صدای رعد و برق گوش می دهم و آن تکه ابر سیاه کوچولو را می پایم و برای شما مینویسم و گه گاه به کودکم که کنار حوض نشسته و بازی میکند نگاهی می کنم...
و به این می اندیشم که چرا زنان در خانه های بی حیاط و ایوانند؟ چرا آسمان از آن ها دریغ شد؟ چرا باد موهایشان را نوازش نمی دهد؟ چرا نمی توانند ترانه بسرایند؟ چرا داشتن بچه برای آن ها آرزوی سی سالگی است؟ چرا؟ چه کسی مسئول است؟
در ادامه مطلب داستان امپراطریس را بخوانید
 امپراطریس بسیار زن نمکین بود. با وجود علیلی مزاج بسیار خوب بود. خوش گیس، خوش ترکیب، دلچسب، بسیار با قر و فر. ما را که دید یک دفعه وا رفته نگاه های عجیب می کرد  و گفت بسیار افسوس دارم که این چند روز که اینجا بودی نیامدم. لبش را می گزید. خودش را می مالید به زمین و صندلی و گفت خواهش یک صورت عکس شما را دارم. گفتم صبح می فرستم. بسیار صحبت شد، باریک. خلاصه، دست امپراطریس را گرفته وارد تالار شدیم ...شاهزاده های نمسه و آلمان، همه بودند. زن تازه که برادر امپراطور گرفته بسیار بسیار خوشگل است. خیلی خوب است. بر پدر آلمان ها لعنت که همه خوشگل اند.
سفرنامه ناصرالدین شاه به فرنگ ص. 311
 عکس: نقاشی ناصرالدین شاه از زن فرنگی
موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۰۹
صالحه

نظرات  (۱۹)

واقعا چرا؟

حسش خوب بود حالا توی حیاط؟ :)
پاسخ:
من از شما میپرسم... دیگه سوالم رو با سوال جواب ندید لتفن!
واقعا دلم می‌خواد جایی برم که موهامو به دست باد بسپرم و با صدای بلند آواز بخونم هر چند صدای خوبی ندارم ^_^

ناصرالدین شاه چه توصیف منشوری داشته:))) بعد چه خنگ بوده که معنی حرکات امپراطریس رو نمی‌فهمیده :))))
پاسخ:
:)

شاه نبود که... دلبر بود! :))))
خب شاید بخاطر کمبود زمین و زیربنا بوده !
پاسخ:
یه سری مهندس حساب کردن مساحت تمام قسمت های قابل سکونت ایران چقدره، بعد ازش قسمت های شهری رو کم کردن و تقسیم بر جمعیت ایران کردن.... به هر خانواده بیش از ۱۰۰۰ متر زمین میرسه! :(
کمبود زمین؟؟؟؟
چرایی اش واضح هست
جا به جایی ارزش ها، نگاه ها
مردواره کردن زنان و...

من یکی از مهم ترین دلایل شیوع بی حجابی و بی حیایی در زن هارو سبک معماری مدرن می دونم
پاسخ:
سبک معماری، سبک زندگی، آرزو ها و آرمان مدرن...
همینه بانو!

🔻زندگی آپارتمانی، فرهنگ معاشرت را تغییر می‌دهد.
🔻معماری برون‌گرا و باز (open)، بستر بی‌عفتی را فراهم می‌کند...

«در دنیای امروز، مسکن الگوی خاصی پیدا کرده است؛ در مدل‌های جدید آپارتمانی، هرکس واحد مجزایی دارد و معاشرت‌های قدیمی و روابط ارحام، کم فروغ شده و روابط اقشار، انضباط درستی ندارد.
در سبک قدیم، خانواده‌ها بزرگ و عشیره‌ای بودند و یک پدر با فرزندانش در یک خانه زندگی می‌کردند و فرهنگ معاشرت خاصی در آنجا حاکم بود و اخلاق خاصی بین ارحام شکل می‌گرفت. در خانه‌های قدیمی که هنوز هم در بعضی شهرها وجود دارد، غیر از اینکه دارای بخش‌های اندرونی و بیرونی بودند، درب آنها دوکوبه، یکی مخصوص آقایان و دیگری مخصوص بانوان داشت که معلوم می‌شد آن کسی که درب خانه را می‌زند زن است یا مرد و چه کسی باید پشت در به استقبال برود، یعنی نوعش انضباط و دقت در مواجهه اقشار وجود داشت و ارزش و اخلاقی خاصی رعایت می‌شد.

در معماری هم دو سبک وجود دارد: معماری برون‌گرا و معماری درون‌گرا. در معماری درون‌گرا مناسبات معماری به گونه‌ای تنظیم می‌شود که روابط انسان هم تحت تاثیر آن تنظیم می‌شود. در معماری درون‌گرا رابطه اقشار محدود مِی‌شود و مراعات روابط عفیفانه بین زن و مرد آسان است و اگر کسی بخواهد در چنین خانه‌ای عفیف نباشد باید خیلی زحمت بکشد و آبروی خود را به خطر بیندازد و بی‌عفتی کند! ولی در معماری جدید و برون‌گرا که ساختمان (open) بنا می‌کنند، پنجره‌ها به گونه‌ای است که از بیرون به داخل خانه اشراف وجود دارد؛ در داخل خانه هم آشپزخانه باز است و در سالن پذیرایی این خانه محرم و نامحرم رفت و آمد می‌کنند؛ در این حال، بستر بی‌عفتی فراهم می‌شود؛ یعنی رعایت حجاب و عفت برای بانوی خانه که می‌خواهد پذیرایی کند، دشوار می‌شود».

📝استاد سیدمحمّدمهدی میرباقری (کتابک سبک زندگی)
پاسخ:
ممنون عزیزم... ولی یکی بگه کی با ما این کار رو کرد آخه؟
۱. باد موی یه دختر مسلمونو ببره؟ کجا دقیقا؟ 
تو که از ما خرابتری تو متنت دختره توی حیاط خونه شون هم روسری سرش بوده :| 
۲. سی سالگی؟ ای کاش سی سالگی بود من دو سال و نیمه از سی گذشتم :( 
پاسخ:
اون دختره که خودمم... :)
روسری میپوشم چون طبع سرم خیلی سرده... من حتی شب ها هم موقع خواب کلاه میپوشم! :)
+ :( حالا تو غصه نخور! من غصه م بیشتر میشه!
مدرنیته و متعلقاتش...
پاسخ:
آخه چه کسی این لعنتی رو آورد تو کشور و کدوم احمق هایی جلوش رو نگرفتن؟ کیا؟
ما  یه حیاط کوچولو داریم  ولی چون دید دارن خونه های اطراف بازم باید پوشیده بریم  
:(
پاسخ:
مالِ ما اصلا دید نداره... صدا هم نمیره!!!
# فخرفروشی
:)
:)))
چ خووووب
خوش بحالتون
حسودییییی :)
پاسخ:
:) قسمت خودت بشه ان شاء الله
بعضی وقتها دلم میخواد باد و بارون موهامو نوازش کنه ...
پاسخ:
:) ان شاء الله یه خونه بزرگ بخرید خانومی!
انشالله 
پاسخ:
:)
دقیقا هفت سال قبل. از وقتی که به این خونه اومدیم. حتی بالکن رو هم پوشاندیم چون رو به رو مون آپارتمان 4 طبقه ساخته شد. 
البته اونجا هم حیاطش گاهگداری میشد که امنیت نداشته باشه. همسایه بی یاالله میرفت پشت بوم سراغ آنتن! 
پاسخ:
خونه قبلی قبلیِ ما هم طبقه هفتم یه آپارتمان بود...
میدونم چی میگی!
وای دقیقا منم امروز به همین فکر میکردم و سالهاست که دلم میخواد موهام رو بسپارم به دست باد ..
عصر که داشتم تراس حصار کشیده مون رو میشستم چقدر دلم خواست که یه حیاط داشتیم و عصرها آب و جاروش میکردم و کیک میپختم و چای دم میکردم و روی تخت چوبی مینشستم و منتظرااومدن همسر میشدم...
یه کم بعدم هم که بارون زد و دلم بیشتر هوایی زیر بارون رفتن با موهای پریشون رو کرد :(
خوشبحالتون که حیاط دارید:))))من فقط به این دل خوشم که خونمون نورگیره وگرنه واقعا میمردم...
جواب سوالاتون هم که همون عوض شدن ارزش ها،سبک زندگی و...
راستی کتاب رهش از آقای امیرخانی رو اگه نخوندید بخونید درباره ی همین عوض شدن سبک معماری و مدرنیته هستش...کتاب خوبیه...
پاسخ:
امیدوارم خدا به شما هم یه خونه بزرگ بده...
رهش رو خوندم. نقدش رو هم تو وبلاگ نوشتم... بد نبود! راه حل نداد و رفت!
در هر صورت دختر مسلمون تو این اجتماع فقط تو دسشویی عمومی حق داره روسریشو برداره :| 
نه جایی که باد بیاد! که بخواد بخوره به موهاش :/ 
پاسخ:
قبلن ها اینطوری نبود! وقتی زندگی زن ها توی خونه شون همه چیز داشتند... اسب، درخت، آسمان، یک عالمه حیاط و یه عالمه حیات...
این دنیای پنجاه سالِ اخیره که زن ها رو و نه تنها زن ها بلکه مرد ها رو هم زندانی کرده تو قفس های شهرنشینی...
۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۵۱ چارلی ‎‌‌‌
ما یه حیاط داشتیم، بعد از بنایی کردیمش پارکینگ :|
بنظرم الان بهترین راه واسه داشتن همچین خونه ای مهاجرت معکوس به روستا هست! که اونم مشکلات خودشو داره :/
پاسخ:
ما الان روستاییم دیگه :))
از وقتی ما اومدیم روستا هم دونه دونه دوستامون دارن میان اینجا
۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۰۲ چارلی ‎‌‌‌
عه چه خوب :))) 
برای کار همسرتون و در آینده تحصیل دخترتون مشکلی پیش نمیاد اونوقت؟
پاسخ:
ما که یه مدت کوتاه قم هستیم، بلاخره باید چند سال دیگه برگردیم تهران... واسه همین خواستیم چند روزی تو آب و هوای خوب و خونه بزرگ زندگی کنیم... فعلا هم بچه کوچیکه... گرچه من برای آموزش و پرورش فعلی تره هم خرد نمیکنم...
اما برای فردامون خدا خیلی بزرگتر از تصورمونه! :)
بیشین بینیم باو حال نداری 
عاشق قدیما که خونواده ها چند تا چند تا با هم زندگی می کردن 
تو با فیلم ها و داستانهای خارجی قاطی کردی انگار 
خونه های چفت هم یا خونه های ماسوله وار که حتی تو حیاط فسقلیشونم باید حجاب داشته باشن چون از رو پشت بوم خودشون! که میشه حیاط بعدی دیده میشدن :/ الان از اون ماسوله ها شهر ما هم داره 

پاسخ:
تو شهرستان همه جیک تو جیک اند و فقط هم سنت این جور روابط رو تایید میکنه... نه شرع و دین
در اسلام اگر کسی بیاد دم در خونه و بخواد بیاد مهمونی و میزبان آمادگی نداشته باشه میتونه بگه الان مهمون نمیپذیرم و طرف هم نباید ناراحت شه!
در اسلام اگر کسی به حیاط خونه همسایه نگاه کنه خیلی خیلی گناه زشتی مرتکب شده!
و اسلام با سنت متفاوته... خیلی هم!
یعنی 70 میلیون رو تقسیم بر 5 کنیم تعداد خانواده های ایران درمیاد بعد تقسیم بر مساحت شهرها ؟
پاسخ:
نه. اولا جمعیت ایران رو بیشتر از ۷۰ در نظر گرفته بودند... "خیلی بیشتر"
بعد هم مساحت "زمین های قابل سکونت" تقسیم بر تعداد خانوار ها

خب میشه ما 500 مترشو باغچه بکاریم بقیشو خونه درست کنیم؟
پاسخ:
صلاح ملک خویش خسروان دانند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">