صالحه +


صالحه +

غیر من در پس این پرده سخن‌سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می‌گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۱۶ مطلب با موضوع «عمومی :: خط خطی های چرک» ثبت شده است

این مطلب توسط هکر پاک شد فلذا کامنت ها و تاریخ اصلی آن از دست رفته
درک نمی کنم چرا عده کثیری از مردم دنیا، مجموعا 100 دقیقه در هر بار و حدودا هر هفته یک الی دوبار، پای تلویزیون می نشینند یا به ورزشگاه می رن تا شاهد فعالیت بدنیِ پر تنش 22 نفر باشند. توی این مدت تخمه میشکنند و پاپ کرن می خورند و جیغ می زنند و موج مکزیکی راه می اندازند و «او اِ... او اِ او اِ او» هم خوانی میکنند! آره... جذابیت هایی هم داره ولی به نظر من اگر مردم توی نماز جمعه ها لباسِ رنگی بپوشند، بیشتر از فوتبال دیدن لذت می برند...
هم بستگی حول یه محورِ خاص، سیاست، شعار دادن، تمرکز، احساس و ... همه ش توی نماز جمعه هم هست. البته توی حج بیشتر از نماز جمعه هست... بی خیال! از هدفم دور شدم.
دوتا چیز میخواستم بگم. یکی اینکه همونقدر که این جمله دین افیون توده هاست، غلطه، فوتبال افیونِ توده هاست درست و صحیحه. جام جهانیِ قبلی، صهیونیست های کثیف، کشتارِ بی رحمانه ای از مردم فلسطین کردند ولی مردم مستِ فوتبال بودند و رسانه ها انگار کر و کور بودند تا شادیِ مردم از تماشای اون زمینِ سبزِ آرامش بخش رو به هم نزنند... هعی...
دوم اینکه اگر رئیس جمهور مملکت بودم، یک سخنرانی زنده توی تلویزیون انجام میدادم و به جای دری وری گفتن و دادن وعده های پوچ، صمیمانه به مردم میگفتم که امسال، هزینه های خریداری حق پخش بازی ها رو صرفِ مردم زلزله زده خواهیم کرد تا هیچ کس توی کانکس مشغول دیدن فوتبال نباشه و در عوض برای پخش بازی ها، اسپانسر ها و نیز خودِ مردم می تونند همکاری کنند. اینم از شماره حساب! این کار رو می کنیم تا کسی مثل احسانِ علیخانی مجبور نباشه برای صد الی دویست میلیون پولِ ناقابلی که قراره به زلزله زده ها جایزه بده، احساساتشون رو با پخشِ موسیقی تیتراژش جریحه دار کنه. تا این همه سلبریتیِ عوضی پول مردم رو تو حساب هاشون نگه ندارند و یه آب هم روش...
شوخی کردم! اگر رئیس جمهور بودم که 6 – 7 ماه ریلکس نمی کردم که کار تا اینجا بیخ پیدا کنه که بخوام پولِ شادیِ مردم رو صرفِ بدیهی ترین نیازهای مردمِ زلزله زده کنم و مردم خودشون از فرطِ نگرانی پا شن سوارِ ماشین بشن و جاده ی کرمانشاه – سرپل ذهاب رو با ترافیک سنگین قرق کنند.. هرچند زورم میاد که این پول ها رو از بیت المال خرج کنم.... اَه!
خلاصه اینکه فوتبال چیزِ دندان گیری نیست. پیشنهاد می کنم به جای دیدنِ فوتبال، یک فیلم ببینید یا کتاب هنرِ خوب زندگی کردن با ترجمه عادلِ فردوسی پور را بخوانید...
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۷ ، ۱۹:۴۷
صالحه

ده سال پیش، در ایران چیزی به نام شبکه کودک نبود... اما شبکه الجزیره قطر، یک شبکه برای کودکان داشت که مونسِ بعدازظهرهای خسته‌ی من و برادرم بود.
مخصوصا من... تنهایی هام رو می‌کَند و می‌برد.
چون واقعا چیزی فراتر از یک شبکه کارتون و فیلم بود. روزانه حدودا دو ساعت کارتون برای خردسالان و یکی دو ساعت برای کودک و نوجوان کارتون پخش می کرد و مابقی زمان شبکه، برنامه های تولیدی بود... که سال ها بعد چند تقلید ابتر از بعضی از اون برنامه‌ها توی شبکه های ملی دیدم...
برنامه سازی در شبکه الجزیره للاطفال بیشتر جنبه آموزشی داشت تا سرگرمیِ صرف.
و حس میکنم هرچقدر هم که برنامه‌های اون شبکه رو براتون توضیح بدم، تقلایی بی‌فایده کردم چون در ایران ما تصوری از برنامه‌سازیِ جذاب نداریم و حتی برنامه‌ای مثل فاز هم جذابیت بصری کافی رو نداشت... ریتم مناسب رو نداشت و مخاطب رو با خودش نمی‌کشید.
ما توی ایران، اصلا برنامه‌ی گفتگومحور با مخاطبِ نوجوان و حضور کارشناس درمورد مشکلات نوجوانان نداشتیم و نداریم. مثل "نظره علی..."
ما یک مسابقه مهارت- دانایی ‌محورِ خوب هم نداریم. مثل "الدّرب"
یا حتی مستند برنامه‌های علمیِ مناسب نوجوان‌ها رو هم دوبله نمی‌کنیم.
برنامه‌های آموزشی در مورد ورزش‌ها، هنر‌ها، فناوری و آی‌تی و ... نداریم.
برنامه‌ی نمایشی با قصه جذاب و بازیگرانِ توانمند نداریم.
بارِ بی‌محتوایی می‌افته روی دوشِ عروسک‌ها که تازه تهِ تهِ هنرِ ما، کلاه قرمزی بوده که بیشتر به درد بزرگترها میخوره تا بچه ها... یک برنامه‌ی شلوغِ درهم برهم...
حتی کارتون‌های شبکه پویا مالِ سه نسلِ پیشه... عهدِ بوق...
و الان که برنامه‌ی ویژه‌ی سحرهای ماه رمضانِ شبکه پویا رو می‌بینم، دلم برای دخترم میسوزه که هیچ‌وقت طعمِ برنامه های مفید و جذاب رو نمی‌چشه... و اگر از تغییر ناامید نباشم ولی با بودجه فعلی صدا و سیما، حالا حالاها اتفاقی نخواهد افتاد مگر اینکه معجزه شود...

۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۴
صالحه

چند روزی از اون برنامه ماه عسل با موضوع ویروس HPV میگذره
و احتمالا حالا همه ما نگران هستیم که نکنه مبتلا بشیم و دست به کار خواهیم شد که وارد این کار خیر بشیم تا هر چه زودتر واکسن این ویروس تولید بشه و باید بگم من هم موافق تولید این واکسن هستم اما قطعا هیچ وقت نه اون واکسن رو خودم میزنم و نه برای بچه هام میزنم.
اول از همه اگر فکر می کنی قراره یک مشت دروغ تحویلت بدم قید خوندن این متن رو بزن ولی احتمال داره چیزهای مهمی رو از دست بدی و دوم اینکه شاید من پزشک نباشم اما از سلامتی و سلامت سر در میارم و اینکه حرف های یک پزشکِ خشک و خالی هم برای نتیجه گرفتن در مورد مسائل پزشکی کافی نیست چون خیلی چیزها هست که روی مسائل علم پزشکی سایه می اندازه مثل سیاست و اقتصاد و برای همین ازتون خواهش می کنم این متن رو با دقت بخونید.
کسانی که من رو از نزدیک یا کمی دور تر میشناسند میدونند که من به بچه ام، به دلبندم، به پاره تنم واکسن نمیزنم و متاسفانه فقط نتونستم جلوی زده شدن واکسن بدو تولد رو بگیرم. چون بیمارستان بودم و بچه م رو به زور بردن!
چرا واکسن نمی زنم برای عزیز ترینم؟
چند تا دلیل دارم.
 اول اینکه اکثر واکسن ها تولید داخل نیستند و این به معنی عدم تعهد کیفی از جانب فروشنده خارجی هست. کارخونه های داخلی یک سالی میشه که ورشکست شدند و دیگه قادر به تولید واکسن هامون نیستند چون قیمت مشابه خارجی خیلی پایین تره. و شک من همین جا خیلی قوت میگیره. چون بسیاری از کارخانه های داروسازی دنیا متعلق به دشمنان قسم خورده ما مثل اسرائیل هستند پس دلیلی نداره که دارو رو به ما ارزان بدهند مگر اینکه حقه ای در کار باشه. و استقراء ناقص من در مورد چیزهایی مثل تنباکو های قلیان و سیگارهای به شدت ارزان و "مخصوص مصرف در ایران" هست. و یا مثلا روغن های تولید داخل، یکی از مواد اولیه اصلیش، فقط وارد میشه و حتی مشخص نیست چی هست! (منبع داستان روغن ها، حرف های یک کارخونه دار به یکی از نمایندگان مجلس بود که راوی بدون واسطه برای ما این مساله رو نقل کرد) این نشون میده که با وجود این که توانایی تحریم اون کالای مهم رو دارند اما به خاطر اهدافی اون رو از ما دریغ نمی کنند. و دقیقا به همین دلیل هست که واکسن های مهم رو هیچ وقت بهمون نمی دن. هیچ وقت...
پس اولین دلیل من: خارجی بودن واکسن ها و دلسوز نبودن بیگانه
واکسن هایی که ما میزنیم، واکسن هایی هست که از سال ها قبل تا الان "به روز" یا همون "آپ تو دیت" نشده اند. پس شاید این بیماری ها با وجودِ تدابیری که ما در سال های اخیر در زندگی عادی مون برای رعایت بهداشت اتخاذ کردیم، دیگه جایی برای نگرانی وجود نداشته باشه. اما متاسفانه هیچ تحقیق و بررسی ای در مورد این مساله در کشور ما صورت نمیگیره!
در کتاب طب الرضا نوشته: ریختن خاک در آب آشامیدنى بطریق مذکور در صورت سلامت آب یکنوع واکسن طبیعى است و در صورت آلودگى آن یک طریق ضد عفونى ساده و بىضرر است در این مورد نیز محمد بن زکریاى رازى و جمعى از قدما موافق‏ اند و ابن زکریا در کتاب اطعمه و اشربه خود تصریح میکند که لازم است مسافر کمى از خاک وطن خود را در آب آشامیدنى خود بریزد و پس از صاف شدن بیاشامد. (مترجم، امیرصادقى، نصیر الدین، طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، صفحه 286) این جا دو نکته مهم هست: اول اینکه در این حالت فرد، نسبت به جدیدترین میکروب ها و میکروب های اطراف محل زندگیش که با اون ها در تماس هست، واکسینه میشه. و نکته دوم: واکسن یعنی میکروب ضعیف شده یا کشته شده... و ضعیف شدن در اینجا با مخلوط شدن با بزاق دهان هم اتفاق می افته. پس اینکه بعضی ها فکر می کنند اسلام انقدر عقب مانده است که هیچ نسخه ای به غیر از نماز و روزه نداره، غلطه و این روایت هم یک قطره از اقیانوس بود.

پس دومین دلیل من: عدم مطابقت با نیازِ روز

واکسیناسیون احتمال ابتلا به اون بیماری یا بیماری های دیگه رو به صفر نمی رسونه و من شک دارم که مثلا با رعایت بهداشت اولیه اگر کسی واکسن کزاز رو نزنه، به اون مبتلا بشه. این که میگم رعایت بهداشت اولیه به این خاطر هست که راه هایی کشتن میکروب در همون مراحل اولیه وجود داره که متاسفانه داره فراموش میشه و در عوض مریض رو میبرن به بیمارستان های پر میکروب و کثیف و اونجا چند تا بیماری دیگه هم میگیره. این که گفتم احتمال ابتلا به صفر نمی رسه به این خاطر هست که بودند کسانی که واکسن رو زدند و باز هم مبتلا شدند و یا حتی بیماری های بدتری گرفتند. حتی شخصی بعد از واکسیناسیون بچه اش، بچه اش میمیره. و وقتی خودش رو به یکی از مسئولان وزارت بهداشت میرسونه و بهش میگه چه بلایی سر بچه ش اومده، اون مسئول میگه: مجبور نبودی واکسن رو بزنی و وقتی اون آقا میپرسه که مگه خودِ شما برای بچه تون واکسن نمی زنید؟ مسئول جواب میده نه!

 پس سومین دلیل من: تضمینی برای مبتلا نشدن وجود نداره
چهارمین دلیل من که مهم ترین دلیل من هست و حتی اگر سه دلیل بالا در مورد واکسن HPV صادق نباشه اما این دلیل آخر، تمامِ دلیل من برای امتناع از واکسیناسیون هست، چه HPV چه بقیه. و ازتون خواهش میکنم به گزاره هایی  آبی رنگ خوب دقت کنید:

 (بر خلاف طب اسلامی ایرانی*) در طبِ نوینِ رایج، آدم ها هیچ وقت درمان نمی شوند. (مگر اینکه آن دارو یا روش درمانی، ریشه در طبیعت داشته باشد) یعنی هیچ وقت بیماری هایشان ریشه کن نمی شود، علائم بیماری متوقف می شوند ولی بیماری خوب نمی شود. درد تسکین پیدا می کند اما منشا درد از بین نمی رود. روی یک بیماری سرپوش گذاشته می شود اما چند بیماریِ دیگر سر بلند می کنند... و کم کم این می شود که بیماری های ساده انقدر سرکوب می شوند تا مثل سرطان فوران کنند. از من نپرسید که چطور بچه های کوچک سزطان میگیرند؟ دلیلش انتقال عوامل بیماری از طریق ژنوم پدر و مادر است که به دلیل آسیب پذیری بیشتر و در سن رشد و نمو بودنِ کودک، سرطان زودتر خودش را نشان بدهد.
اما در طب اسلامی ایرانی برای ازبین بردن جوش های روی صورت، فقط به دادن یک کرم اکتفا نمی شود. بلکه دلیل اصلی را پیدا می کنند و برای همین می توانند بیماری را قلع و قمع کنند و برای همین یک بیماری، بیماری ای دیگر را تولید نمی کند... چون طب اسلامی ایرانی، یک طبِ قیاسی است. دو دو تا می شود چهار تا. و نیز به علوم وحیانی متصل است. برخلاف طب نوین که تجربی است و هیچ چیز در آن یقینی نیست و ممکن است با پیشرفت علم، چیزی برخلاف مطلب قبل ثابت شود.
حالا تصورش رو بکنید: در این طبِ اسلامی ایرانی یا به قول معروف طبِ سنتی، داعیه دارانی وجود دارند که ادعای درمانِ سرطان و ایدز و ویتیلیگو و بیماری های لاعلاجِ پوستیِ دیگر و ... را دارند. اما آنقدر به این داعیه داران و پرچم داران بی توجهی می شود که مردمِ عادی حتی اسم آن ها را هم نمی دانند.(آیت الله تبریزیان، آیت الله ضیایی نیا، حکیم باقری، حکیم خیراندیش) حتی دشمن جرات می کند که یکی از آن ها را ترور بیولوژیک کند (حکیم باقری) (که البته به دلیل قیاسی بودن این طبِ فاخر و ارتباطِ وثیقش با وحی، در این مساله ناکام ماندند.)
در شرایطی که این طبِ اسلامی ایرانی اینقدر ادعا دارد، حتی از نمایندگانِ رسمی این آقایان یا خودشان دعوت نمی شود که به رسانه ملی بیایند و حرفشان را با مخالفین طب ایرانی اسلامی، رو در رو بزنند. و معمولا افرادی در سیما به عنوان نماینده طب سنتی معرفی می شوند که سواد کافی را ندارند. و حتی اگر حقانیت آن ها ثابت هم بشود، هیچ ساز و کار قانونی ای در عمل برای آموزش طب اسلامی ابرانی و توسعه آن در ایران تعریف نمی کنند.
دلیل چهارم من: وجود آزادی در انتخاب روش های درمانی است.
در کشور های پیشرفته تر، روش های بسیار متنوعی برای درمانِ یک بیماری وجود دارد که بیمار از بین آن ها می تواند انتخاب کند. اما در ایران راهِ اول و آخر طب نوینِ رایج است و انگار اگر کسی از این روش استفاده نکند باید برود بمیرد. درحالی که حتی در صورت ابتلا به HPV یا بیماری های دیگر، باید بدانیم که اگر این طبِ نوین جواب ندهد، بقیه راه ها بن بست نیست...

چرا با تولید واکسن موافقم: تولید این واکسن برای افرادی که به صورت عنان گسیخته، روابط جنسی دارند یا اینکه شغل آن ها مستلزم حضور در محیط های آلوده است یک بشارت است و شاید هم بشارتی برای همه ی جامعه. برای همین زدنِ این واکسن برای آن ها از نانِ شب هم واجب تر است اما نه برای یک زن و شوهرِ متعهد و دین دار. نه برای یک جوانِ پاکدامن. نه برای همه ی مردم. قطعا لازم نیست که 80 میلیون عدد از این واکسن تولید شود. بلکه باید هر چه بیشتر روی روش های پیشگیری و خود مراقبتی تمرکز کرد و اگر کسی بیمار شد، تحت درمان قرار بگیرد.


*: لفظی که رهبر برای طب سنتی به کار برده اند و طب اسلامی ایرانی را جزو دغدغه های خود به شمار آورده اند.
نکته مهم: اگر نقدی به متن من دارید، هنگام کامنت گذاشتن حتما شماره دلیل من رو ذکر کنید و در صورت لزوم جمله من رو کپی پیست کنید و بعد نقد خودتون رو بیان کنید تا دقیق تر بتونم پاسخ شما رو بدم. ممنونم

پست دوم من در رابطه با این مسائل رو هم بخونید. بازم ممنون 
۳۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۲ ۱۰ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۲۴
صالحه

چند روز پیش متوجه شدم، کسی که instagram برام با خوندن پیج اون معنی پیدا میکرد، منو از لیست blockش در آورده. در واقع من همیشه تهِ قلبم برای اون احترامِ زیادی قائل بودم و هستم و با این کارش احترامم بیشتر هم شد. شاید چون bio من در اینستاگرام خیلی تند و تیز تر از متنی باشه که تو این weblog گذاشتم. دعوایی هم که منو سرش block کرد، سرِ انتخاباتِ 96 بود. اون موقع روی روحانی پافشاری می کرد. من نمی تونستم تحمل کنم چون اون آقا برام الهام بخش بود. کلا هرکسی که برام الهام بخش باشه نمی تونم نسبت بهش بی تفاوت باشم. برای همین هم کامنت گذاشتم و با این که معمولا جواب comment ها رو نمی ده اما جواب من رو داد و بحث کم کم بالا گرفت. به اونجایی رسید که دیگه جوابی نداشت و block! اما حالا بعد از یک سال و بعد از ماجرای شکست برجام برای حسن hashtag استعفا گذاشته! و برای روز نکبت و اسرائیل و حزب الله متن های حزب اللهی‌طور می نویسه! من امّا دیگه likeش هم نمی کنم. فقط از خوندن پست هاش لذت می برم. چون حدس میزنم سال 1400 باز هم با هم دعوامون بشه :|

+ انتخابات ریاست جمهوری پارسال، 29 اردیبهشت برگزار شد.

پریشان‌گویی‌های بعد: اگر اینستاگرام فی.لتر شه، بازیگرا و ورزشکارها و آدم های مشهور (celebrities) کجا می تونند اینقدر like و followers جمع کنند؟ نشریاتِ‌ زرد؟ چرا دمِ انتخابات، همه یه جورِ دیگه اند؟ پارسال همین موقع بود‌ها!

در ادامه مطلب می‌تونید یکی از مطالبی که اینستاگرامر مذکور اون رو در صفحه خودش منتشر کرده (و راوی کسِ دیگریست) بخونید که خیلی هم جالبه و جا داره کلی درموردش حرف بزنیم :)

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۰۹
صالحه

به بهانه بدون تعارفِ خبر بیست و سی در 28 اردیبهشت و سفر به اصفهان و سدّی که فقط تا نیمه پر است و خشکسالی و این جمله خودم: چرا این سد لعنتی رو خراب نمی کنند؟ لطفا کامل بخوانید!
تا به حال دقت کرده اید که یک قطره آب چقدر زود تبخیر می شود و یک کاسه آب چقدر دیر؟ جواب معما همین است. وقتی که مساحت قابلِ تبخیر کاهش پیدا می کند، تبخیر کمتر می شود. و بخار هوا که کم شود هم ابر تولید نمی شود و هم هوا گرم می شود و هم گیاهان و درختان خشک. زیرا ملکول های آب هم گرمی هوا را میگیرند و هم آن را مرطوب می کنند. درختان که خشک می شوند هوا باز هم گرم تر می شود. اصلا شاید علت شرجی شدن هوا نبودن همین پوشش گیاهی و کم شدن سایه هایی که زیر آن بادِ خنک تولید می شود، باشد. پس شاید حالا متوجه شده باشید که جمع کردن آب های جاریِ زمین، پشت سدها، چگونه باعث خشکسالی می شود. خشکسالی، زاییده کاری است که ما انسان های احمق با طبیعت کرده ایم. وگرنه انسانِ حکیمی مثل شیخ بهایی عرضِ بستر رودخانه زاینده رود را زیاد می کند که سطح تبخیر زیاد شود و هوای اصفهان مطبوع تر شود.
اولین بار که یک مستند عالی درمورد اکوسیستم یک منطقه از کره زمین دیدم، دبیرستانی بودم و صبح زود بود و من شب را بیدار مانده بودم که برای امتحان فردایش درس بخوانم... ماهی های سالمون و خرس های قهوه ای و گرگ ها و درختان و پرنده ها، همه به هم ربط داشتند... گریه کردم... خدایا تو خیلی حکیمی و ما خیلی خنگیم!
+ به خاطر چند هزار وات برق شهرنشینان، روستا نشینان را به خاک سیاه نشانده اید؟ مسئولین بی مسئولیتِ بی کفایت!
+ این کشور آنقدر که از خودیِ جاهل و خائن، خنجر خورده، از دشمن لطمه ندیده. دریاچه ارومیه، زاینده رود، ارس، ایران! بمیرم برایتان. 

۱۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۲۹
صالحه

امروز یه فکرِ توپ، یه پیشنهادِ عالی به ذهنم رسید در خصوص تغییر حکومت (Regime change) ایران و تظاهراتی (بخوانید آشوب و اغتشاش) که منجر به انقلاب بشه و اونو تقدیم می‌کنم به همه‌ی دوستانِ خواهان تغییر و "به عقب برنمی‌گردیمِ" عزیزم.
این پیشنهادِ معرکه، بدین شرح است:
از اونجایی که ما تا الان فقط یک نفر رو داشتیم که حرفاش باعث شده تو ایران انقلاب بشه! و اونم آقایِ خمینی، ملقب به امام خمینی هست و با اینکه خودش سی سالی هست که مرحوم شده ولی انقلابی که کرده توی چهلمین سالِ زندگیشه... ما باید عبرت بگیریم...
بیایید و فارغ از اینکه خواهان چه تغییری هستیم و کجا و چه چیزی کعبه آمال‌مون هست (مثلا لیبرال دموکراسی یا یک حکومتِ شیعی یا یک حکومت سنی یا هرج و مرج یا هرچی... )
بنشینیم و صحیفه امام بخونیم. (هیچ وقت بدون مطالعه و تحقیق و فکر، هیچ کاری به ثمر نمی‌رسه! پس به ازای هر قدم، صد افق دوراندیشی کنید)
سپس فرمول‌ها رو استخراج کنیم.
سپس فرمول‌ها رو طبقِ خواسته‌هامون alter کنیم.

!and then... another  revolution
?D'accord
۹ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۵۲
صالحه
راستش هر وبلاگی میرم، می بینم نویسنده اش در مورد تلگ رام و ***** و ... دستی بر قلم برده و اینا! حس کردم باید، حتما و مجبوریِ مجبوری! منم یه چیزی بنویسم! اما آدم عاقل و بالغ، باید از مواجه احساسی با همچین پدیده پیچیده ای شدیدا دوری کنه و به یک متخصص مراجعه کنه. به همین دلیل، من هم خودم به ایشون مراجعه کردم و هم میخوام ایشون رو به شما معرفی کنم!
بله! :)
میلاد دخانچی، اندیشمند آینده دهه شصتی، الهام بخش دهه هفتادی ها و محبوب قلوب دهه هشتادی ها
بیانات ایشون تا این لحظه در لایو ایستاگرامشون موجود بوده و میتونید به اونجا مراجعه کنید. اما در اسرع وقت اگر بتونم از کانالِ دچارِ آفت ***** ایشون، در تلگ رام، فایل صوتی این لایو رو دانلود کنم، براتون تو وبلاگ میذارم که گوش کنید :)
منم یه سری یادداشت کوچولو از این سخنان گهربار برداشتم که شاید برای شما هم مفید باشه ولی قول نمیدم! 
(برای متوجه شدن قسمت‌های سبز رنگ باید جلسه رو گوش بدید)
کارکردهای شبکه های اجتماعی در حکمرانی مدرن
«متا دیتا و چگونگی استفاده از آن در حکمرانی مدرن»
مرز اعمال قدرت توسط حکمرانی با استفاده از دانش حاصله از این شبکه ها

خط قرمز حکمرانی: امنیت / خط قرمز سرمایه داری: عدم تولید سرمایه
آزادی مدرن از الزامات سرمایه داری است... آزادی فرهنگی، اجتماعی و ...
«توضیح ساده لیبرالیسمِ معطوف به سرمایه داری و حکمرانی مدرن»
حکمرانی مدرن نوعی جبر دارد و فضای مجازی زاییده این نوع حکمرانی است. 
پیامرسان خارجی (مثل تلگ رام) چون سرورهایش در ایران نیست، در خدمت حکمرانی خودمان نیست و قدرت این مساله را دوست ندارد. در نتیجه آن را فیلتر می کند. 
و عدم اطمینان مردم به پیامرسان داخلی به خاطر دسترسی به دیتا های شخصی افراد و محدود شدن آزادی شخصی آن هاست.*
این درحالی است که مردم نگرانی ای در رابطه با دسترسی بیگانگان به متا دیتا ها و ترندها ندارند.
«خطرات ********»
و پیشنهاد هایی برای شرکت بیشتر مردم در پیامرسان های داخلی
گره »»» روشن شدن نسبت ما با لیبرالیسم
غرب زدگی بله گفتن به جبر سرمایه داری و لیبرالیسم و انفعال در نسبت با  دنیای جدید است
اما جبر جدید، اختیار جدید هم می آورد.
معنی دار کردن اختیار خودمان و از بین بردن این جبر یعنی تحقق انقلاب اسلامی :)
*: فتوای حضرت رهبر با هوشمندی عجیبی همین نقطه رو نشونه گرفته!
فردا نوشت: دیشب همه‌ی لایو رو برای هما و نسیم کنفرانس دادم و کلی بحث خوب کردیم :)
۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۴۰
صالحه

یکی از اون نظرات وحشتناک من در عرصه مدیریت کشور و ملت  که طی یه لایحه سه فوریتی به مجلس ابلاغ شد اینه که الان دارید میخونید:

بسم الله الرحمن الرحیم 
روزهای میلاد و شهادت ائمه نباید تعطیل باشه. به جز دو روز: اول عاشورا، دوم روز میلاد پیامبر. اونم چون یک اتفاق بسیار عظیم الشان در عالم رخ داده و اینکه پیامبر، برای ما یعنی اسلام... اونم اسلام ناب محمدی.
اگر قرار باشه هر ولادت و هر شهادتی، تعطیلی رسمی باشه، روز ولادت و شهادت خلفا رو هم باید تعطیل کنیم... کریسمس هم باید تعطیل کنیم... نمیشه که!
باباجون! مملکت جمهوری اسلامیه! نه جمهوری شیعی!!! بگیرید چی میگم!
مدرسه ها هم بعد از روز سوم فروردین باز میشن و روز گند زدن به طبیعت هم نداریم! والسلام
امضاء: پرزیدت صالحه
۲۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۳۳
صالحه
چند روز پیش که اسرائیل چند تا موشک زد به یکی از پایگاه های هوایی سوریه و چند تا ایرانی هم شهید شدند، از همون روز، نتانیاهو هر شب توی رختخواب داره خودش رو از ترس خیس میکنه. اما این ایرانه که تصمیم میگیره چه جوابی بهشون بده و انتقامش رو هم همون طور که سید حسن نصرالله گفت، میگیره. از همون روز فرودگاه های اسرائیل پر شده از مسافرایی که ترس عین خوره به جونشون افتاده. اسرائیل اوضاعش خرابه...
اما جنایتی که امروز رخ داد، اوضاعشون رو خراب تر هم کرده! نتانیاهو هم دقیقا از همین میترسید. که ترامپِ کودن و جوگیر بخواد با دلارهای سعودی یه گندی توی منطقه بزنه که زد. ترامپ دلش لک زده بود برای یک Mission accomplished! گفتن! اما خودشون هم میدونن که خراب کردند. (اصلاحیه->) وقتی که خودشون چند ساعت قبل به روس ها میگن که میخوایم به کجاها حمله کنیم، معلومه که روسیه به سوریه خبر میده و با هم تو افق محو میشن.
 بیش از هفتاد درصد موشک‌ها هم که روی هوا زده شده بودند! اونم با چی؟ با ضد‌هوایی‌هایی که از زمان شوروی سابق تو سوریه بودند! 
کاش آمریکای احمق و مغرور میفهمید که روس‌ها همیشه یک سر و گردن از آن‌ها بالاتر بودند، مخصوصا در کارهای اطلاعاتی و نظامی.
انگل‌یس بدبخت تر از آمریکا و فرانسه بدبخت تر از انگلیس صغیر هم برن یه خاکی تو سر خودشون بریزن! وقتم رو براشون تلف نمیکنم.
۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۱۰
صالحه
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۶ مهر ۹۶ ، ۱۹:۱۶
صالحه

چندتا نکته: دست محافظ رئیس جمهور روی اسلحه اش. صدای گرفته و نفسی که بر نمی آید. مقایسه آوار برداری پلاسکو با این معدن. مقایسه کشته شدگان.

و سکوتی که در رسانه های حامی دولت حکم فرماست...




مدت زمان: 4 دقیقه 14 ثانیه 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۰۳
صالحه

به مناسبت روز کارگر:

فانتزی بازیافت و حفظ محیط زیست حال من رو به هم میزنه.
۱- نمی‌دونم چرا اصرار دارند که ما باید بازیافت کنیم؟ وقتی کارخونه لبنیاتی دو مثقال کره رو تو یک مثقال پلاستیک ریخته، من باید به فکر جمع کردن مثقال مثقال پلاستیک‌های اون امّ الفساد باشم؟
چرا دولت ما برای این کارخانه ها مالیات سنگین نمی‌بره؟ چرا قوانین مالیاتی در ایران جدی نیست؟ چرا مالیات رو نمی‌گیرند؟
نمی‌دونم چرا اصرار دارند که "ما" باید بازیافت کنیم؟ خب اگه راست میگین جلوی اون کارخانه‌ی زباله‌ساز رو بگیرید.
۲- حالا این وسط یه عده پولدار شکم سیر میشینن با آت و آشغال اثر هنری درست میکنن و نمایشگاه میزنن و حال میکنن که دارن فانتزی "حفظ محیط زیست از طریق خلاقیت" رو توی پاچه مردم میکنند. بعد  یه عده دیگه "ژست فرهیخته گرفته" برای این هنرمندا کف میزنن...
۳- نمی‌دونم چرا اصرار دارند که "ما" باید بازیافت کنیم؟
کار کردن برای آدم ها آرزو شده. میدونی یعنی چی؟ یعنی خونه گرونه، زمین گرونه، مغازه گرونه. همه‌چی گرونه. اجاره هاشون هم گرونه. واسه اون بدبختی که میخواد کار کنه هیچ شانسی وجود نداره. اونم کسی که صبح که بیدار میشه نمی‌دونه تا شب شکمش سیر میشه یا نه! نمیتونه یه ویتامینه یا فلافلی بزنه چون یه ذره هم پول نداره. چه برسه به اینکه بخواد یه کسب و کار کوچیک راه بندازه! بانک ها هم برای این آدم ها وام نداره. وامش رو به "غول‌مشتری پولدارشون" دادن.
وقتی آدم‌ها نتونن یه کسب و کار کوچیک راه بندازن و تولیدکنندگان غول‌آسا تمام سوراخ سمبه‌ها رو پر کنند، نتیجه این میشه که بیکاران زیاد میشن.
من قبلا فکر می‌کردم خوردن مک‌دونالد برای این خوب نیست که به اسرائیل کمک میشه و پولی که من میدم گلوله میشه و میره توی قلب یه بچه فلسطینی. اما حتی اگر خودم رو هم گول بزنم که این اتفاق با پولم نمی‌افته، نمیتونم خودم رو قانع کنم که پولم باعث بیکار شدن یه عده آدم بیچاره نمیشه.
مک دونالد توی هر کشوری که بره، مردم اون‌جا فقیر میشن... حتی آمریکا.
کار کردن برای آدم ها آرزو شده! حالا میفهمی چرا؟
فانتزی بازیافت و حفظ محیط زیست هم سرش تو گور... 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۲۹
صالحه

میدونستی زمانی که خداوند متعال داشت زمین و آسمان رو می‌آفرید، پونزهای نقشه رو کجا زد؟  منظورم "والجبال اوتادا" نیست! اونا میخ‌های محکم کاری‌ان.

زیر پونز نقشه‌ی خدا که میگن میدونی کجاست؟

پونز‌ها رو زد روی یمن و بحرین و سومالی و نیجریه و ...

و یکی از تکالیف انسان‌ها رو برداشتن پونز‌ها معین کرد.

که صدا و سیما مثل احاد افراد جامعه و هفت میلیارد ساکن کره‌ی خاکی، داره به احسن وجه این وظیفه رو انجام میده!

متشکرم!

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۱۰
صالحه

نزدیک انتخابات داریم می‌شیم.
منم خیلی جدی دارم تحلیل ها رو می‌خونم و می‌شنوم. و خدا می‌دونه چه کارای مسخره‌ای که برای فهمیدن تحلیل ها نکرده‌ام!

امسال بنا دارم برعکس دوره قبل، اسم کاندید منتخبم رو به کسی نگم و به قول معروف علنی اش نکنم.
اما یه چیز مهم‌تر اینه که دارم تلاش می‌کنم خانواده‌ام و شوهرم خیلی از این پیگیری‌ها و رصد‌هام باخبر نشن. دلم می‌خواد جو خانواده آروم بمونه.
سیاست مدارها میان و میرن ولی من می‌مونم و حرص و جوش‌هایی که خوردم و بحث‌های بیهوده‌ای که کرده‌ام.

شما هم موافقید؟

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۱۷
صالحه

+امشب مامان رفت اعتکاف. من ماندم و نگهداری از دو پسر رشیدش.
بهش میگم: رفتی بهشت و من رو گذاشتی تو جهنم. اما معلومه خدا دوستم داشته چون می‌خواد من جهنمم رو تو همین دنیا بکشم.
_ می‌تونی این‌طور نگاه کنی به قضیه. می‌تونی این‌طور هم ببینی که الان تو داری رشد اصلی رو می‌کنی. تو داری عبادت واقعی رو می‌کنی...
_ (با لحن صدای شهید آوینی) پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند. اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.
++امشب جاری‌جان گفت: که راستی اینستاگرامت رو داری هنوز؟
_آره ولی پرایوتش کردم که کم کم خلوت شه و ببندمش.‌
_ راستی ریپورت شده بودی. نه؟
_ آره. اصلا از همینه اینستاگرام بدم میاد. واسه چی باید بتونن آدم رو ریپورت کنن. به اونا چه ربطی داره من چی پست کردم. این همه پیج مبتذل. هیچ کدوم ریپورت نمیشن. فقط مال من؟. راستی چطور شده بود پیجم؟
_ دیگه نمی‌تونستم لایکت کنم.
_ آره. یادته؟ بعد اون پست فوت هاشمی رفسنجانی بود.
_ کی بودن اینایی که ریپورتت کردن؟ ********** بودن؟‌
_ نه بابا. ******* ***** بودن... آخه اونا!!!!
+++امشب بعد از یک نشست خبری کذایی دلم هوس یک ریپورت کرده:
رو*** که نیست. سنگ پای قزوینه!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۰۲:۲۹
صالحه

اینجا توی دمشق، هر چند دقیقه یک بار، تروریست ها خمپاره ای روانه‌ی شهر میکنند. ما از بالای طبقه‌ی دوازدهم آپارتمان بابا، نگاه میکنیم تا ببینیم دود از کجا بلند می‌شود. گهگاهی صدای آمبولانس هم می‌آید اما نمی‌دانم چرا برایم سخت است که باور کنم کسی می‌میرد یا زخمی می‌شود. 

اینجا در دمشق احتمالاتی وجود دارد مبنی بر جعل کارت نیرو‌های حزب‌الله توسط تروریست‌ها و طبیعتا آوردن مواد منفجره نزدیک حرم حضرت رقیه و زینب سلام‌الله‌علیهما. آقایون میگن: "خانم‌ها با چادر نرن حرم. خطرناکه." ما رفتیم اما. با آیت‌الکرسی و آیه وجعلنا. آخه حجاب واجبه ولی زیارت مستحب.

من اما وصیت‌نامه‌ام را در تلگرام برای شوهرم نوشته‌ام. گر‌چه او هم معلوم نیست از این تعطیلات جان سالم به در ببرد. نه اینکه آماده مردن نباشم اما می‌دونم اگر با بمب این کافر‌ها بمیرم، شهید نمی‌شم. به شوهرم هم گفتم که بگه ما کشته حادثه تروریستی هستیم نه شهید. شهادت در قد و قواره ما نیست.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۵۷
صالحه